نوح. [ ن َ ] ( ع مص ) نوحه کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( دهار ) ( زوزنی ) . گریه و ماتم نمودن به آواز بلند بر شوی. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ) . به بانگ بلند و عویل و جزع گریستن بر شوی خود. ( از اقرب الموارد ) . نواح. نیاحة. مناحة. ( متن اللغة ) ( اقرب الموارد ) . نیاح. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) . || بانگ کردن کبوتر . ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) . || ( اِ ) آواز قمری و کبوتر. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) . || ( ص ، اِ ) زنان که حزن و سوکواری را گرد هم آیند. ( از اقرب الموارد ) ( از متن اللغة ) : نساء نوح ؛ نوائح. ( اقرب الموارد ) . ج ِ نائح. ( منتهی الارب ) . رجوع به نائح شود. || ج ِ نائحة. ( منتهی الارب ) . رجوع به نائحة شود.
... [مشاهده متن کامل]
نوح. ( اِ ) لبلاب. ( تحفه حکیم مؤمن ) ( برهان قاطع ) . عشقه. گیاهی که بر درخت پیچد. ( از برهان قاطع ) ( ناظم الاطباء ) . حبل المساکین. ( برهان قاطع ) .
نوح. ( ع ص ، اِ ) ج ِ نائحة. ( از اقرب الموارد ) .
نوح. [ ن ُوْ وَ ] ( ع ص ، اِ ) ج ِ نائحة. رجوع به نائحة شود .
نوح. ( اِخ ) سوره هفتادویکمین است از قرآن پیش از سوره جن و پس از معارج و آن بیست وهشت آیت و مکی است و آغاز آن این است : انا ارسلنا نوحاً.
نوح. ( اِخ ) در تفاسیر و تاریخ های اسلامی نسب او را چنین نوشته اند: ابن لمک بن متوشلخ بن اخنوخ بن ادریس بن ماردبن مهلائیل بن قینان بن انوش بن شیث بن آدم ، وگویند وی پس از ادریس به پیامبری رسید و چون پس از نهصدوپنجاه سال دعوت ، از قوم او بیش از 80 تن ایمان نیاوردند و کافران بر سرکشی و عناد افزودند. نوح پس از قرن ها دعوت و تحمل ، چون از تمسخر و عناد کافران قوم خویش به تنگ آمد از جانب خدا بدو وحی رسید که �یا نوح از قوم تو جز این هشتاد تن که مؤمن شدند کسی مؤمن نخواهد شد� ، قوم را نفرین کرد و از خدا درخواست که دیّاری از کفار بر زمین باقی نگذارد. سپس خود به فرمان الهی با پیروان معدودش به ساختن سفینه ای پرداختند، چون کشتی ساخته شد، علامات و آیات عذاب الهی آشکار گشت ، باران سیل آسائی باریدن گرفت و زمین به دریای خروشانی مبدل گشت ، نوح و یارانش در طبقه ای از کشتی سوار شدند و دو طبقه دیگر آن را به حیوانات و پرندگان اختصاص دادند، کشتی نوح بر آبها روان شد و آنانکه دعوت نوح را نپذیرفته و از کشتی بیرون مانده بودند یکسره غرق گشتند. از خاندان نوح پسری کنعان نام دعوت پدر را نپذیرفته بود، نوح چون او را در کام امواج و در حال غرق شدن دید به حکم عاطفت پدری به کشتی دعوتش کرد، فرزند سرکش نپذیرفت و با دیگر کافران غرق گشت. آنگاه که جز کشتی نشستگان جنبنده ای بر زمین باقی نماند، باران فروایستاد و طوفان آرام گرفت و آبها در کام زمین فرورفت ، و به تقدیر خداوندی کشتی نوح بر کوه جودی به گل نشست و ساکنان آن فرودآمدند و بر بساط زمین زندگی و زادوولد از سر گرفتند . نوح جهان خالی از مردم را میان فرزندانش سام و حام و یافث تقسیم کرد. زمین سیاهان را چون زنج و حبشه و نوبه و بربر و آن دیار و برّ و بحر و جزایر آن مر حام را داد، و عراق و خراسان و حجاز و یمن و شام و ایران شهر نصیب سام آمد، و ترک و سقلاب و یأجوج و مأجوج تا چین مر یافث را رسید. نوح پس از طوفان شصت سال بزیست . ( از زین الاخبار ص 256 ) ( تاریخ پیامبران و شاهان ص 9 ) ( تفسیر قرآن مجید نسخه کمبریج ج 1 صص 431 - 433 و ج 2 صص 480 - 485 ) ( قصص قرآن صص 12 - 18 ) ( ترجمه اخبار الطوال ص 1 ) ( کتاب مقدس ، سفر تکوین ) ( الموسوعة العربیة المیسرة ) ( تاریخ گزیده ص 9 به بعد ) ( حبیب السیر ج 1 ص 7 به بعد ) . و نیز رجوع به عیون الاخبار ج 1 و 2 و التفهیم ص 194 و 237 و العقد الفرید ( فهرست اعلام ) و تاریخ جهانگشا ج 1 ص 12 و ج 2 ص 166 شود
منبع. لغت نامه دهخدا
... [مشاهده متن کامل]
نوح. ( اِ ) لبلاب. ( تحفه حکیم مؤمن ) ( برهان قاطع ) . عشقه. گیاهی که بر درخت پیچد. ( از برهان قاطع ) ( ناظم الاطباء ) . حبل المساکین. ( برهان قاطع ) .
نوح. ( ع ص ، اِ ) ج ِ نائحة. ( از اقرب الموارد ) .
نوح. [ ن ُوْ وَ ] ( ع ص ، اِ ) ج ِ نائحة. رجوع به نائحة شود .
نوح. ( اِخ ) سوره هفتادویکمین است از قرآن پیش از سوره جن و پس از معارج و آن بیست وهشت آیت و مکی است و آغاز آن این است : انا ارسلنا نوحاً.
نوح. ( اِخ ) در تفاسیر و تاریخ های اسلامی نسب او را چنین نوشته اند: ابن لمک بن متوشلخ بن اخنوخ بن ادریس بن ماردبن مهلائیل بن قینان بن انوش بن شیث بن آدم ، وگویند وی پس از ادریس به پیامبری رسید و چون پس از نهصدوپنجاه سال دعوت ، از قوم او بیش از 80 تن ایمان نیاوردند و کافران بر سرکشی و عناد افزودند. نوح پس از قرن ها دعوت و تحمل ، چون از تمسخر و عناد کافران قوم خویش به تنگ آمد از جانب خدا بدو وحی رسید که �یا نوح از قوم تو جز این هشتاد تن که مؤمن شدند کسی مؤمن نخواهد شد� ، قوم را نفرین کرد و از خدا درخواست که دیّاری از کفار بر زمین باقی نگذارد. سپس خود به فرمان الهی با پیروان معدودش به ساختن سفینه ای پرداختند، چون کشتی ساخته شد، علامات و آیات عذاب الهی آشکار گشت ، باران سیل آسائی باریدن گرفت و زمین به دریای خروشانی مبدل گشت ، نوح و یارانش در طبقه ای از کشتی سوار شدند و دو طبقه دیگر آن را به حیوانات و پرندگان اختصاص دادند، کشتی نوح بر آبها روان شد و آنانکه دعوت نوح را نپذیرفته و از کشتی بیرون مانده بودند یکسره غرق گشتند. از خاندان نوح پسری کنعان نام دعوت پدر را نپذیرفته بود، نوح چون او را در کام امواج و در حال غرق شدن دید به حکم عاطفت پدری به کشتی دعوتش کرد، فرزند سرکش نپذیرفت و با دیگر کافران غرق گشت. آنگاه که جز کشتی نشستگان جنبنده ای بر زمین باقی نماند، باران فروایستاد و طوفان آرام گرفت و آبها در کام زمین فرورفت ، و به تقدیر خداوندی کشتی نوح بر کوه جودی به گل نشست و ساکنان آن فرودآمدند و بر بساط زمین زندگی و زادوولد از سر گرفتند . نوح جهان خالی از مردم را میان فرزندانش سام و حام و یافث تقسیم کرد. زمین سیاهان را چون زنج و حبشه و نوبه و بربر و آن دیار و برّ و بحر و جزایر آن مر حام را داد، و عراق و خراسان و حجاز و یمن و شام و ایران شهر نصیب سام آمد، و ترک و سقلاب و یأجوج و مأجوج تا چین مر یافث را رسید. نوح پس از طوفان شصت سال بزیست . ( از زین الاخبار ص 256 ) ( تاریخ پیامبران و شاهان ص 9 ) ( تفسیر قرآن مجید نسخه کمبریج ج 1 صص 431 - 433 و ج 2 صص 480 - 485 ) ( قصص قرآن صص 12 - 18 ) ( ترجمه اخبار الطوال ص 1 ) ( کتاب مقدس ، سفر تکوین ) ( الموسوعة العربیة المیسرة ) ( تاریخ گزیده ص 9 به بعد ) ( حبیب السیر ج 1 ص 7 به بعد ) . و نیز رجوع به عیون الاخبار ج 1 و 2 و التفهیم ص 194 و 237 و العقد الفرید ( فهرست اعلام ) و تاریخ جهانگشا ج 1 ص 12 و ج 2 ص 166 شود
منبع. لغت نامه دهخدا
nouh//نوح - نو// در گویش مازندرانی از کلمه نوح برای قایق کوچک استفاده شده.
در گویش مازنی قدیمی تر ها از کلمه نوح به واسطه کشتی نوح پیامبر به جای قایق استفاده می کردند.
نوح یا نو به قایق کوچک دستساز با تنه درخت که با خالی کردن تنه درختان به شکل قایق کوچک صیادی یا برای رد شدن از هر سمت آب رودخانه به سمت دیگر استفاده می نمودند.
... [مشاهده متن کامل]
در گویش مازنی قدیمی تر ها از کلمه نوح به واسطه کشتی نوح پیامبر به جای قایق استفاده می کردند.
نوح یا نو به قایق کوچک دستساز با تنه درخت که با خالی کردن تنه درختان به شکل قایق کوچک صیادی یا برای رد شدن از هر سمت آب رودخانه به سمت دیگر استفاده می نمودند.
... [مشاهده متن کامل]
عذاب قوم های نوح، عاد و ثمود:
ﻗﻮم ﻧﻮﺡ ( ﻃﻮﻓﺎﻥ ) ﻭ ﻗﻮم ﻋﺎﺩ ( ﺑﺎﺩ ﺳﺨﺖ ﻭ ﺳﺮﺩ ﻭ ﻣﺴﻤﻮم ) ﻭ ﻗﻮم ﺛﻤﻮﺩ ( ﺻﺎﻋﻘﻪ )
برای یادسپاری آسانتر می توان با کلمات بازی کرد:
بر وزن نو از نوح، طو ( طوفان )
بر وزن عاد، باد
ثمو از ثمود نزدیک است به صوا از کلمه صواعق ( جمع صاعقه )
ﻗﻮم ﻧﻮﺡ ( ﻃﻮﻓﺎﻥ ) ﻭ ﻗﻮم ﻋﺎﺩ ( ﺑﺎﺩ ﺳﺨﺖ ﻭ ﺳﺮﺩ ﻭ ﻣﺴﻤﻮم ) ﻭ ﻗﻮم ﺛﻤﻮﺩ ( ﺻﺎﻋﻘﻪ )
برای یادسپاری آسانتر می توان با کلمات بازی کرد:
بر وزن نو از نوح، طو ( طوفان )
بر وزن عاد، باد
ثمو از ثمود نزدیک است به صوا از کلمه صواعق ( جمع صاعقه )
اگر تمام یخ های قطبی سیاره هم
ذوب بشوند ، سطح آب اقیانوس ها
تا بالاتر از بغداد نخواهند آمد !!!
طوفان نوح هرگز اتفاق نخواهد افتاد ،
مگر در یک حالت و اون
افزایش سرعت گردش وضعی سیاره
... [مشاهده متن کامل]
بر اثر نیرو ی برخورد شهابسنگ است
که باعث طغیان متمرکز اقیانوس ها
در مناطق استوایی زمین میشه !
( توقف چرخش سیاره منجر به تجمع
آب اقیانوس ها در قطب ها میشود )
وقوع یک سونامی عظیم جهان شمول
و انقطاع گسترده حیات بشر
تنها با انقراض یانگر درایاس
و افزایش آب اقیانوس های جهان
براثر بارش شهابسنگ ها در گرینلند
در ۹۷۰۰ سال قبل از میلاد مسیح
برابر با ۱۱۷۰۰ سال پیش همخوانی دارد
به جز آن هرگز فاجعه دیگری رخ نداده
که منجر به نابودی گسترده حیات بشر
و سایر حیوانات و جانوران و
وقوع سیلاب در سرزمین های مرتفع
و مستلزم ساخت یک کشتی شود !
ذوب بشوند ، سطح آب اقیانوس ها
تا بالاتر از بغداد نخواهند آمد !!!
طوفان نوح هرگز اتفاق نخواهد افتاد ،
مگر در یک حالت و اون
افزایش سرعت گردش وضعی سیاره
... [مشاهده متن کامل]
بر اثر نیرو ی برخورد شهابسنگ است
که باعث طغیان متمرکز اقیانوس ها
در مناطق استوایی زمین میشه !
( توقف چرخش سیاره منجر به تجمع
آب اقیانوس ها در قطب ها میشود )
وقوع یک سونامی عظیم جهان شمول
و انقطاع گسترده حیات بشر
تنها با انقراض یانگر درایاس
و افزایش آب اقیانوس های جهان
براثر بارش شهابسنگ ها در گرینلند
در ۹۷۰۰ سال قبل از میلاد مسیح
برابر با ۱۱۷۰۰ سال پیش همخوانی دارد
به جز آن هرگز فاجعه دیگری رخ نداده
که منجر به نابودی گسترده حیات بشر
و سایر حیوانات و جانوران و
وقوع سیلاب در سرزمین های مرتفع
و مستلزم ساخت یک کشتی شود !
نوح ( به عبری: נוֹחַ ) از شخصیت های سفر پیدایش در تورات و قهرمان نسخهٔ عبری افسانهٔ طوفان است. به گفتهٔ پیدایش، با آمیزش پسران خدایان و دختران آدمیان، غول هایی به نام نفیلیم پدید آمدند و شرارت زمین را پر کرد. پس خدا از آفریدن انسان پشیمان شد و تصمیم گرفت تا همهٔ موجودات را با طوفان نابود کند اما به نوح خبر داد که کشتی بسازد و نجات یابد. وقوع طوفانی در مقیاس جهانی با کشفیات بشر در علومی مانند زمین شناسی و دیرینه شناسی در تضاد است.
... [مشاهده متن کامل]
به روایت تورات، هنگام تولد نوح پدرش گفت او «ما را کار و زحمت زمینی که خدا نفرین کرده تسلی خواهد داد. » وقتی پسران خدایان با دختران آدمیان آمیزش کردند، از ایشان نژادی به نام نفیلیم پدید آمد که غول بودند. خدا که شرارت های انسان را دید، از آفرینش او پشیمان شد و تصمیم به نابودی اش گرفت اما به نوح که در شرارت های نسل خود بی تقصیر بود، خبر داد که کشتی بسازد تا با خانواده اش و سایر موجودات نجات پیدا کند. بعد از اینکه نوح سوار کشتی شد، یهوه دریچه های آسمان را باز کرد و آب ها، زمین را در خود گرفتند و سایر انسان ها و موجودات نابود شدند. متن سفر پیدایش دربارهٔ مدت طوفان دارای تناقض است و یک بار آن را دو ماه و بار دیگر یک سال دانسته است. به هر روی، با پایین آمدن آب ها، نوح از کشتی پیاده شد و به یهوه قربانی تقدیم کرد؛ خدا با استشمام بوی خوش قربانی، عهد کرد که دیگر هرگز آنچه انجام داده را تکرار نکند و کمان خویش ( رنگین کمان ) را به نشانهٔ آن در آسمان قرار داد تا فراموش نکند. نوح بعد از پیاده شدن، تاکستانی کاشت و شراب درست کرد. او از آن شراب نوشید و مست شد. زمانی که نوح مست و برهنه در خیمهٔ خود خوابیده بود، پسرش حام لختی او را دید و برادرانش سام و یافث را آگاه کرد. نوح که به هوش آمد و از ماجرا آگاه شد، کنعان پسر حام را نفرین کرد که «بردهٔ حقیر» برادرانش باشد. به گفتهٔ سفر پیدایش، نوح در ۹۵۰ سالگی مرد.
افسانهٔ طوفان ریشه در اساطیر بین النهرینی دارد و به نظر می رسد در اثر طغیان های پی درپی دجله و فرات شکل گرفته است. احتمالاً زمانی که یهودیان نیاز به تاریخی مکتوب را احساس کردند، آن را از مردم بین النهرین، به خصوص بابلی ها و حماسهٔ گیلگمش، وام گرفتند تا پاسخی به افسانه های مشابه نزد ملل دیگر باشد. زمان نگارش این بخش های تورات نیز دورهٔ تبعید یهودیان به بابل یا حتی بعد از آن دانسته می شود. نوح مانند اوتنپیشتی پس از پایان طوفان قربانی تقدیم می کند و در هر دو افسانه خدایان با استشمام بوی خوش قربانی، عهد می بندند دیگر برای نابودی انسان ها تلاش نکنند. این داستان علاوه بر نسخهٔ یهودی و بین النهرینی، نسخه های متعدد دیگری هم دارد؛ از جمله نسخهٔ هوری که ممکن است واسطهٔ میان قصهٔ بابلی و نسخهٔ یهودی بوده باشد. تولد نوح شباهت بسیار روشنی به خلقت انسان در افسانهٔ آفرینش بابلی دارد و در آن داستان، مردوک ( خدای متعال ) برای رهایی خدایان دیگر از کار و زحمت، انسان را می آفریند. سایر بخش های داستان نوح به اساطیر یونانی و اوگاریتی شبیه است.






... [مشاهده متن کامل]
به روایت تورات، هنگام تولد نوح پدرش گفت او «ما را کار و زحمت زمینی که خدا نفرین کرده تسلی خواهد داد. » وقتی پسران خدایان با دختران آدمیان آمیزش کردند، از ایشان نژادی به نام نفیلیم پدید آمد که غول بودند. خدا که شرارت های انسان را دید، از آفرینش او پشیمان شد و تصمیم به نابودی اش گرفت اما به نوح که در شرارت های نسل خود بی تقصیر بود، خبر داد که کشتی بسازد تا با خانواده اش و سایر موجودات نجات پیدا کند. بعد از اینکه نوح سوار کشتی شد، یهوه دریچه های آسمان را باز کرد و آب ها، زمین را در خود گرفتند و سایر انسان ها و موجودات نابود شدند. متن سفر پیدایش دربارهٔ مدت طوفان دارای تناقض است و یک بار آن را دو ماه و بار دیگر یک سال دانسته است. به هر روی، با پایین آمدن آب ها، نوح از کشتی پیاده شد و به یهوه قربانی تقدیم کرد؛ خدا با استشمام بوی خوش قربانی، عهد کرد که دیگر هرگز آنچه انجام داده را تکرار نکند و کمان خویش ( رنگین کمان ) را به نشانهٔ آن در آسمان قرار داد تا فراموش نکند. نوح بعد از پیاده شدن، تاکستانی کاشت و شراب درست کرد. او از آن شراب نوشید و مست شد. زمانی که نوح مست و برهنه در خیمهٔ خود خوابیده بود، پسرش حام لختی او را دید و برادرانش سام و یافث را آگاه کرد. نوح که به هوش آمد و از ماجرا آگاه شد، کنعان پسر حام را نفرین کرد که «بردهٔ حقیر» برادرانش باشد. به گفتهٔ سفر پیدایش، نوح در ۹۵۰ سالگی مرد.
افسانهٔ طوفان ریشه در اساطیر بین النهرینی دارد و به نظر می رسد در اثر طغیان های پی درپی دجله و فرات شکل گرفته است. احتمالاً زمانی که یهودیان نیاز به تاریخی مکتوب را احساس کردند، آن را از مردم بین النهرین، به خصوص بابلی ها و حماسهٔ گیلگمش، وام گرفتند تا پاسخی به افسانه های مشابه نزد ملل دیگر باشد. زمان نگارش این بخش های تورات نیز دورهٔ تبعید یهودیان به بابل یا حتی بعد از آن دانسته می شود. نوح مانند اوتنپیشتی پس از پایان طوفان قربانی تقدیم می کند و در هر دو افسانه خدایان با استشمام بوی خوش قربانی، عهد می بندند دیگر برای نابودی انسان ها تلاش نکنند. این داستان علاوه بر نسخهٔ یهودی و بین النهرینی، نسخه های متعدد دیگری هم دارد؛ از جمله نسخهٔ هوری که ممکن است واسطهٔ میان قصهٔ بابلی و نسخهٔ یهودی بوده باشد. تولد نوح شباهت بسیار روشنی به خلقت انسان در افسانهٔ آفرینش بابلی دارد و در آن داستان، مردوک ( خدای متعال ) برای رهایی خدایان دیگر از کار و زحمت، انسان را می آفریند. سایر بخش های داستان نوح به اساطیر یونانی و اوگاریتی شبیه است.






حیوانات نیز صاحب روح هستند که به آن نوح میگویند و گیاهان نیز صاحب روح میباشند که به آن روح یا یوحنا میگویند پس موجودات دیگر نیز مانند انسانها صاحب روح هستند به درجه و بمراتب مختلف
به نام نوح در تورات : پیدایش باب 5 ( نسل آدم ) اشاره شده است .
نوح در تورات از نسل شیث فررزند آدم است . اجداد او در تورات به این طریق به آدم می رسد .
در تورات نوح فرزند لمک ، لمک فرزند متوشالَح، متوشالَح فرزند خنوخ ، خنوخ فرزند یارد ، یارد فرزند مهلَلئیل ، مهلَلئیل فرزند قینان، قینان فرزند اَنوش ، انوش فرزند شیث و شیث فرزند آدم است .
... [مشاهده متن کامل]
و لَمک صد و هشتاد و دو سال بزیست و پسری آورد. . ( پیدایش :باب 5 : 28 )
و وی را نوح نام نهاده گفت: ( ( این ما را تسلی خواهد داد از اعمال ما و از محنت دست های ما از زمینی که یَهُوَه آن را ملعون کرد ) ) ( پیدایش :باب 5 : 29 )
نوح در تورات از نسل شیث فررزند آدم است . اجداد او در تورات به این طریق به آدم می رسد .
در تورات نوح فرزند لمک ، لمک فرزند متوشالَح، متوشالَح فرزند خنوخ ، خنوخ فرزند یارد ، یارد فرزند مهلَلئیل ، مهلَلئیل فرزند قینان، قینان فرزند اَنوش ، انوش فرزند شیث و شیث فرزند آدم است .
... [مشاهده متن کامل]
و لَمک صد و هشتاد و دو سال بزیست و پسری آورد. . ( پیدایش :باب 5 : 28 )
و وی را نوح نام نهاده گفت: ( ( این ما را تسلی خواهد داد از اعمال ما و از محنت دست های ما از زمینی که یَهُوَه آن را ملعون کرد ) ) ( پیدایش :باب 5 : 29 )
نوح : ح بن ، واو بن ، نون است. یعنی نوح نون است ، پدر واو و پدربزرگ ح
میشود به نوح نوه هم گفت و شاید عددش نح 9 باشد بهرحال ح عالم بالاتر جیم است یعنی جهان . در عالم خ خون و در عالم ک . . . . میشود بشکلی دیگر نوح دمنده نیز بوده. چونکه ح آخر دم است و بهمین خاطر نجی الله نیز بدان می گفتند. و بنظر من نهمین نفر در عالم حور است. کخود سری ست. شبخوش
... [مشاهده متن کامل]

میشود به نوح نوه هم گفت و شاید عددش نح 9 باشد بهرحال ح عالم بالاتر جیم است یعنی جهان . در عالم خ خون و در عالم ک . . . . میشود بشکلی دیگر نوح دمنده نیز بوده. چونکه ح آخر دم است و بهمین خاطر نجی الله نیز بدان می گفتند. و بنظر من نهمین نفر در عالم حور است. کخود سری ست. شبخوش
... [مشاهده متن کامل]

نوح هفتاد و یکمین سوره قرآن است. این سوره در مکه نازل شده و دارای ۲۸ آیه است. این سوره چنان که از نامش پیداست سرگذشت نوح را بیان می کند، در سوره های متعددی از قرآن به سرگذشت او اشاره شده، از جمله سوره های «شعرا»، «مؤمنون»، «اعراف»، «انبیا» و از همه مشروحتر در سوره «هود» آمده، ولی آنچه در سوره نوح آمده قسمت خاصی از زندگی اوست که در جایی دیگر به این سبک نیامده است، و این قسمت مربوط به دعوت مستمر و پی گیر او به سوی توحید، و کیفیت، و عناصر این دعوت است.
... [مشاهده متن کامل]
حدیثی درباره این سوره به محمد منسوب است:
«کسی که سوره «نوح» رابخواند از مؤمنانی خواهد بود که شعاع دعوت نوح پیامبر او را فرا می گیرد».


... [مشاهده متن کامل]
حدیثی درباره این سوره به محمد منسوب است:
«کسی که سوره «نوح» رابخواند از مؤمنانی خواهد بود که شعاع دعوت نوح پیامبر او را فرا می گیرد».


واژه نوح
معادل ابجد 64
تعداد حروف 3
تلفظ nuh
نقش دستوری اسم خاص اشخاص
ترکیب ( اسم ) [عبری]
آواشناسی nuh
الگوی تکیه S
شمارگان هجا 1
منبع لغت نامه دهخدا
معادل ابجد 64
تعداد حروف 3
تلفظ nuh
نقش دستوری اسم خاص اشخاص
ترکیب ( اسم ) [عبری]
آواشناسی nuh
الگوی تکیه S
شمارگان هجا 1
منبع لغت نامه دهخدا
Noah با تلفظ نوآه از دو کلمه فارسی به شکل زیر ساخته شده است: نو یعنی جدید در مقایسه با کهنه و آه یعنی دَم . لذا والدین یا پدر و مادر نوآه ( نوح ) قبل از تولد فرزند خویش با واژه قدیمی تری در زبان و فرهنگ قوم فارسی زبان سومر آشنا بوده اند یعنی آدَم . کلمه آدم در اصل و ریشه یعنی در زبان و فرهنگ قوم سومر به معنای مرد آفریده شده در اول و آغاز نبوده است بلکه یک بینش و باور ژرف و عمیق به شکل زیر : دَم اولیه یا آغازین زندگی بخش که در کلیه جهات مکانی و بیمکانی و بسوی بیکرانی و در طول زمان و بیزمانی بسوی آینده های دور دست گرما یا دمای زندگی بخش آن هرگز به سردی نمی گراید و شعله های آتش آن هیچگاه خاموش نمی شود. لذا نام نوآه از دیدگاه والدین در میدان رقابت بینش ها و باور های موجود در آن اعصار و بخصوص در رقابت با بینش و باور آدم انتخاب گردیده است یعنی دَم یا آه نو در مقایسه با آه یا دَم قدیمی و یا به اصطلاح کهنه از دیدگاه والدین.
... [مشاهده متن کامل]
نتیجه اینکه نام نوآه به شکل نوح و به زبان عبری و به معنای راحت نبوده و نمی باشد بلکه به زبان فارسی و به معنای بالا بوده است و هزاران سال بعد توسط موسا ( به معنای شبیه یا مثل و مانند مو ؛ یا به زیبایی مو و یا لاغر اندام به باریکی مو ) در طی سرودن دو افسانه ؛ یکی آفرینش شش روزه جهان و دیگری بابا آدم و ننه حوا ، به یک نام تبدیل و بر روی مرد آفریده شده در باغ پارادیز یا پردیس یا فردوس یا جنت و یا بهشت از ترکیب خاک و آب یا گل بهشتی نهاده شده است و یهودیان و مسیحیان و مسلمانان امروز سخت به آن دو افسانه تخیلی و توهمی باور و اعتقاد دارند و محتوای آندو داستان را کلام خداوند متعال و ابلاغ شده در قالب وحی به گوش سر سرایندگان آن اول موسا و بعد ایسا ( مخفف عبارت فارسی : این سا به معنای شبیه یا مثل و مانند این ) و محمد به عنوان خاتم آنان البته از دیدگاه مسلمانان.
Abraham با تلفظ آبراهام از سه کلمه فارسی به شکل زیر ساخته شده است : Ab یعنی آب ؛ rah یعنی راه و am با تلفظ اَم نشانه ضمیر متصل یا صفت ملکی اول شخص مفرد. لذا این نام بصورت مفرد از دیدگاه پدر یا مادر ( در دوران پدر سالاری معمولا از دیدگاه پدر ) سومری زبان به معنای توشه نوشیدنی یعنی آب یا روشنائی راه من بوده است و نه به معنای پدر اقوام یا پدر اقوام یهود و عرب.
Ismael با تلفظ ایس ما اِل یا ایل ، نام فرزند اول آبراهام از دیدگاه والدین یعنی خود آبراهام و هاجر کنیز مصری سرا و سارای وی به معنای زیر بوده است : این است اِل یا ایل ما.
Issak یا Issac با تلفظ ریشه ای و اصلی به شکل ایساّک یا ایسا اک از دیدگاه والدین یعنی آبراهام و سارا به معنای ایسای کوچک بوده است و نه به معنای آنکه خندید.
این نام ها ( و خیلی از نام های انسان های دیگر و سرزمین ها و فرمانروایان باستان ) در قرآن به شکل های نوح و ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و . . . . و موسی و عیسی در اواخر دوران امپراتوری ساسانی با هدف گمراه نمودن پارسی و فارسی زبان و هدایت آنان بسوی ظلمت های ژرف و جهل های علاج ناپذیر تغییر یافته اند و نه با هدف و قصد و نیت و انگیزه پاک هدایت و رهنمونی آنان بسوی نور و روشنایی . حال این تغییر و تحولات یا به امر هو یا الله یا نور سماوات و الارض یا خالق سماوات سبع و الارض و یا رب العالمین یا حق تعالی یا آفریدگار کائنات و یا خداوند متعال صادر گردیده و توسط جبرئیل در قالب وحی به گوش سر مبارک پیامبر اسلام ابلاغ گردیده یا به امر و خواست و اراده و حکمت و سیاست حکیمان و عارفان و ادیبان و شاعران قوم عرب و در راس آنان خود پیامبر یعنی بنیانگذار دین اسلام و مخترع یوغ سنگین شریعت محمدی در میدان رقابت های سر سختانه با دین موسا تحت عنوان یهودیت و یوغ سنگین شریعت موسائی ( یا موسوی ) تحت نام قانون ( در اصل و ریشه به شکل کانون و در زبان فارسی به معنای مرکز بوده است ) و دین ایسا تحت عنوان مسیحیت و یوغ سبک شریعت ایسائی ( یا ایسوی ) تحت نام های شفا و نجات. آئین های هندوان و بودائیان و مزدیسنای پارسیان در آن میدان رقابت بجای خود بماند که سخن یا صحبت امروز به درازا نکشد )
در این زمینه قضاوت را به عهده خوانندگان گرامی می سپارم و خود من قضاوت کودکانه خویش را به عرض رساندم.
... [مشاهده متن کامل]
نتیجه اینکه نام نوآه به شکل نوح و به زبان عبری و به معنای راحت نبوده و نمی باشد بلکه به زبان فارسی و به معنای بالا بوده است و هزاران سال بعد توسط موسا ( به معنای شبیه یا مثل و مانند مو ؛ یا به زیبایی مو و یا لاغر اندام به باریکی مو ) در طی سرودن دو افسانه ؛ یکی آفرینش شش روزه جهان و دیگری بابا آدم و ننه حوا ، به یک نام تبدیل و بر روی مرد آفریده شده در باغ پارادیز یا پردیس یا فردوس یا جنت و یا بهشت از ترکیب خاک و آب یا گل بهشتی نهاده شده است و یهودیان و مسیحیان و مسلمانان امروز سخت به آن دو افسانه تخیلی و توهمی باور و اعتقاد دارند و محتوای آندو داستان را کلام خداوند متعال و ابلاغ شده در قالب وحی به گوش سر سرایندگان آن اول موسا و بعد ایسا ( مخفف عبارت فارسی : این سا به معنای شبیه یا مثل و مانند این ) و محمد به عنوان خاتم آنان البته از دیدگاه مسلمانان.
Abraham با تلفظ آبراهام از سه کلمه فارسی به شکل زیر ساخته شده است : Ab یعنی آب ؛ rah یعنی راه و am با تلفظ اَم نشانه ضمیر متصل یا صفت ملکی اول شخص مفرد. لذا این نام بصورت مفرد از دیدگاه پدر یا مادر ( در دوران پدر سالاری معمولا از دیدگاه پدر ) سومری زبان به معنای توشه نوشیدنی یعنی آب یا روشنائی راه من بوده است و نه به معنای پدر اقوام یا پدر اقوام یهود و عرب.
Ismael با تلفظ ایس ما اِل یا ایل ، نام فرزند اول آبراهام از دیدگاه والدین یعنی خود آبراهام و هاجر کنیز مصری سرا و سارای وی به معنای زیر بوده است : این است اِل یا ایل ما.
Issak یا Issac با تلفظ ریشه ای و اصلی به شکل ایساّک یا ایسا اک از دیدگاه والدین یعنی آبراهام و سارا به معنای ایسای کوچک بوده است و نه به معنای آنکه خندید.
این نام ها ( و خیلی از نام های انسان های دیگر و سرزمین ها و فرمانروایان باستان ) در قرآن به شکل های نوح و ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و . . . . و موسی و عیسی در اواخر دوران امپراتوری ساسانی با هدف گمراه نمودن پارسی و فارسی زبان و هدایت آنان بسوی ظلمت های ژرف و جهل های علاج ناپذیر تغییر یافته اند و نه با هدف و قصد و نیت و انگیزه پاک هدایت و رهنمونی آنان بسوی نور و روشنایی . حال این تغییر و تحولات یا به امر هو یا الله یا نور سماوات و الارض یا خالق سماوات سبع و الارض و یا رب العالمین یا حق تعالی یا آفریدگار کائنات و یا خداوند متعال صادر گردیده و توسط جبرئیل در قالب وحی به گوش سر مبارک پیامبر اسلام ابلاغ گردیده یا به امر و خواست و اراده و حکمت و سیاست حکیمان و عارفان و ادیبان و شاعران قوم عرب و در راس آنان خود پیامبر یعنی بنیانگذار دین اسلام و مخترع یوغ سنگین شریعت محمدی در میدان رقابت های سر سختانه با دین موسا تحت عنوان یهودیت و یوغ سنگین شریعت موسائی ( یا موسوی ) تحت نام قانون ( در اصل و ریشه به شکل کانون و در زبان فارسی به معنای مرکز بوده است ) و دین ایسا تحت عنوان مسیحیت و یوغ سبک شریعت ایسائی ( یا ایسوی ) تحت نام های شفا و نجات. آئین های هندوان و بودائیان و مزدیسنای پارسیان در آن میدان رقابت بجای خود بماند که سخن یا صحبت امروز به درازا نکشد )
در این زمینه قضاوت را به عهده خوانندگان گرامی می سپارم و خود من قضاوت کودکانه خویش را به عرض رساندم.
بعضی زبان شناسان معتقدند نوحه به معنای گریه و زاری از نام نوح پیامبر گرفته شده و ه شباهت است مانند ریشه یعنی شبیه ریش . معروف است که نوح نبی زیاد اهل گریه بوده است .
🕋 ترتیب سوره های قرآن کریم:
1 ) سوره فاتحه ( حمد )
2 ) بقره
3 ) آل عمران
4 ) نساء
5 ) مائده
6 ) انعام
7 ) اعراف
8 ) انفال
9 ) توبه ( برائت )
10 ) یونس
11 ) هود
12 ) یوسف
... [مشاهده متن کامل]
13 ) رعد
14 ) ابراهیم
15 ) حِجر
16 ) نحل
17 ) اِسراء ( بنی اسرائیل )
18 ) کهف
19 ) مریم
20 ) طه
21 ) انبیاء
22 ) حج
23 ) مؤمنون
24 ) نور
25 ) فرقان
26 ) شعراء
27 ) نمل
28 ) قصص
29 ) عنکبوت
30 ) روم
31 ) لقمان
32 ) سجدة
33 ) احزاب
34 ) سبأ
35 ) فاطر
36 ) یس
37 ) صافات
38 ) ص
39 ) زمر
40 ) غافر
41 ) فصّلت
42 ) شوری
43 ) زخرف
44 ) دخان
45 ) جاثیه
46 ) احقاف
47 ) محمد
48 ) فتح
49 ) حجرات
50 ) ق
51 ) ذاریات
52 ) طور
53 ) نجم
54 ) قمر
55 ) الرحمن
56 ) واقعه
57 ) حدید
58 ) مجادله
59 ) حشر
60 ) ممتحنه
61 ) صف
62 ) جمعه
63 ) منافقون
64 ) تغابن
65 ) طلاق
66 ) تحریم
67 ) مُلک
68 ) قلم
69 ) حاقه
70 ) معارج
71 ) نوح
72 ) جن
73 ) مزّمّل
74 ) مدثر
75 ) قیامه
76 ) انسان
77 ) مرسلات
78 ) نبأ
79 ) نازعات
80 ) عبس
81 ) تکویر
82 ) انفطار
83 ) مطففین
84 ) انشقاق
85 ) بروج
86 ) طارق
87 ) اعلی
88 ) غاشیه
89 ) فجر
90 ) بلد
91 ) شمس
92 ) لیل
93 ) ضحی
94 ) شرح
95 ) تین
96 ) علق
97 ) قدر
98 ) بینه
99 ) زلزله ( زلزال )
100 ) عادیات
101 ) قارعه
102 ) تکاثر
103 ) عصر
104 ) همزه
105 ) فیل
106 ) قریش
107 ) ماعون
108 ) کوثر
109 ) کافرون
110 ) نصر
111 ) مسد
112 ) اخلاص ( توحید )
113 ) فلق
114 ) ناس
1 ) سوره فاتحه ( حمد )
2 ) بقره
3 ) آل عمران
4 ) نساء
5 ) مائده
6 ) انعام
7 ) اعراف
8 ) انفال
9 ) توبه ( برائت )
10 ) یونس
11 ) هود
12 ) یوسف
... [مشاهده متن کامل]
13 ) رعد
14 ) ابراهیم
15 ) حِجر
16 ) نحل
17 ) اِسراء ( بنی اسرائیل )
18 ) کهف
19 ) مریم
20 ) طه
21 ) انبیاء
22 ) حج
23 ) مؤمنون
24 ) نور
25 ) فرقان
26 ) شعراء
27 ) نمل
28 ) قصص
29 ) عنکبوت
30 ) روم
31 ) لقمان
32 ) سجدة
33 ) احزاب
34 ) سبأ
35 ) فاطر
36 ) یس
37 ) صافات
38 ) ص
39 ) زمر
40 ) غافر
41 ) فصّلت
42 ) شوری
43 ) زخرف
44 ) دخان
45 ) جاثیه
46 ) احقاف
47 ) محمد
48 ) فتح
49 ) حجرات
50 ) ق
51 ) ذاریات
52 ) طور
53 ) نجم
54 ) قمر
55 ) الرحمن
56 ) واقعه
57 ) حدید
58 ) مجادله
59 ) حشر
60 ) ممتحنه
61 ) صف
62 ) جمعه
63 ) منافقون
64 ) تغابن
65 ) طلاق
66 ) تحریم
67 ) مُلک
68 ) قلم
69 ) حاقه
70 ) معارج
71 ) نوح
72 ) جن
73 ) مزّمّل
74 ) مدثر
75 ) قیامه
76 ) انسان
77 ) مرسلات
78 ) نبأ
79 ) نازعات
80 ) عبس
81 ) تکویر
82 ) انفطار
83 ) مطففین
84 ) انشقاق
85 ) بروج
86 ) طارق
87 ) اعلی
88 ) غاشیه
89 ) فجر
90 ) بلد
91 ) شمس
92 ) لیل
93 ) ضحی
94 ) شرح
95 ) تین
96 ) علق
97 ) قدر
98 ) بینه
99 ) زلزله ( زلزال )
100 ) عادیات
101 ) قارعه
102 ) تکاثر
103 ) عصر
104 ) همزه
105 ) فیل
106 ) قریش
107 ) ماعون
108 ) کوثر
109 ) کافرون
110 ) نصر
111 ) مسد
112 ) اخلاص ( توحید )
113 ) فلق
114 ) ناس
نوح : بسیار گریه کننده
پیامبر خیلی خوب
نوحه یکی از پیامبران یکی از حضرت ماه است حضرت های ما هستند که اسمشان هم یعنی روشنایی معنی میشه مهربان اسم ایشان یک داستان دارد رفتن او هم درباره داستان درباره یک کشتی است که داخل آن کشتی هزاران حیوان های
... [مشاهده متن کامل]
... [مشاهده متن کامل]
مختلف دیده شده است مردم به حرف حضرت نوح گوش نمی دهند و به خاطر همین آدمها حیوانات میکنند ولی میگن حیوانها بعضی وقتا شاید بهتر از من توهم بزنم یعنی کار را بکنند پس اسم حضرت نوح یعنی روشنایی دوستون دارم خدانگهدار راستی پیج ما را دنبال کنیم در اینستا پیج ۱۲۳۸ ۷۵۶۷ ۲۱۲۹ ۲۸۲۷ ۲۵۹ ۱۴۵۱ برای این پیج برنده دو میلیون ریال جایزه نقدی خدانگهدار راستی شماره من ۰۹۳۵ ۷۹۵ ۰۷۱ ۱۲۳ خدانگهدار
نوح یعنی= روشنایی= Rosnau/ یکی از حضرت های ما هستند و یک سوره هم به نام او است که بسیار داستان قشنگی دار🥰
نوح یعنی روشنایی
نوح یعنی روشنایی
امیدواریم دوست داشته باشید
امیدواریم دوست داشته باشید
نوح یعنی: روشنایی
- شیخ المرسلین ؛ حضرت نوح علیه السلام. ( ناظم الاطباء ) .
اسم عبری
نوح
معرب از عبری، راحت، اسم پیامبری که به دستور خداوند کشتی بزرگی ساخت و یاران خود و از هر حیوان یک جفت را سوار بر کشتی کرد و از طوفان نجاتشان داد، نام سوره ای در قرآن کریم
نوح
معرب از عبری، راحت، اسم پیامبری که به دستور خداوند کشتی بزرگی ساخت و یاران خود و از هر حیوان یک جفت را سوار بر کشتی کرد و از طوفان نجاتشان داد، نام سوره ای در قرآن کریم
نوح : /nuh/ نوح : ( عربی ) 1 - ( در عبری ) به معنی راحت است؛ 2 - ( اَعلام ) 1 ) سوره ی هفتاد و یکم از قرآن کریم دارای بیست و نه آیه؛ 2 ) از پیامبران مذکور در عهد عتیق و قرآن، که بنا بر روایات چون مردم
... [مشاهده متن کامل]
... [مشاهده متن کامل]
آموزشهای او را نپذیرفتند، خداوند به او فرمان داد برای خود کشتی بسازد و پیروانش را همراه با یک جفت از هر جانوری در آن جای دهد. آنگاه توفانی فرستاد که همه ی روی زمین را آب فرا گرفت، نوح و همراهانش پس از فروکش کردن توفان به روی زمین فرود آمدند؛ 3 ) نوح: نام دو تن از امیران سامانی. نوح اول: امیر سامانی [331 - 343 قمری]؛ نوح دوم: امیر سامانی [366 - 387 قمری]، که در 13 سالگی بر تخت نشست و تمام دوران او به جنگ با یاغیان گذشت.
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٢٣)