ادا کردن، عمل کردن، نمایش دادن، اداره کردن، اجرا کردن، اعدام کردن، عمل اوردن، قانونی کردن، نواختن
play(فعل)
بازی کردن، زدن، تفریح کردن، نواختن، الت موسیقی نواختن، رل بازی کردن، روی صحنه ی نمایش ظاهر شدن
sound(فعل)
زدن، صدا کردن، گمانه زدن، نواختن، سروگوش آب دادن، بصدا در اوردن، بنظر رسیدن، به نظر رسیدن، صدا دادن، بگوش خوردن، ژرفاسنجی کردن
strike up(فعل)
نواختن، نواخته شدن
پیشنهاد کاربران
فروکاستنِ تکواژهایِ کارواژه یِ ( آواختن ) یا آوازیدن 1 - پیشوندِ ( آ ) 2 - واختن یا وازیدن ( بُن کنونی: واز ) و ( نشانه مصدریِ "یدن" ) پیشوندِ ( آ ) پیشوندی برای " ورود به یک حالت یا کیفیت یا تجربه یِ جدید و تازه " است. ... [مشاهده متن کامل]
کارواژه "واختن" با بُن کنونیِ "واز" در پارسیِ میانه به چمِ "گفتن، صحبت کردن" بوده است که با "واژه، واج، واک و. . . " همریشه است. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . کارواژه "نِواختن" یا "نِوازیدن" نیز از 1 - پیشوندِ "نِ" 2 - واختن یا وازیدن ( بُن کنونی: واز ) و ( نشانه مصدریِ "یدن" )
زدن/کوبیدن ( کوفتن ) نمونه: این بار کشیده ای زیر گوشت می نوازم تا از خواب بپری و با خود نیندیشی که مانند همیشه ترا نوازش خواهم نمود ( مورد تفقد قرار خواهم داد ) ـــــ> با اشاره به برابرهای یاد شده در بالا و نشان دادن اینکه واژگون آن ها نیز بکار می رود.
نواختن: دکتر کزازی در مورد واژه ی " نواختن" می نویسد : ( ( نواختن در معنی گرامی داشتن و نوازش کردن به کار رفته است . معنای دیگر آن نوا برآوردن از ساز و رامشگری است. چنان می نماید که نواختن مصدری است که بر پایه ی نوا و نواگ niwag در پهلوی ، ساخته شده است . معنای نخستین در آن معنایی کنایی می تواند بود که از جنبش نرم و نوازشْ گونه ی انگشتان رامشگر بر تارهای ساز بر آمده است . ) ) ... [مشاهده متن کامل]
( ( بفرمودشان تا نوازند گرم ؛ نخوانندشان جز به آواز نرم ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 256. )