نوا

/navA/

    chant
    melody
    air
    tone
    tune

فارسی به انگلیسی

نوا نویس
songwriter

مترادف ها

tune (اسم)
اواز، اهنگ، رنگ، نغمه، لحن، خنیا، اهنگ صدا، نوا، لحن تلفظ

tone (اسم)
اهنگ، صدا، مقام، لحن، دانگ، نوا، درجه صدا

پیشنهاد کاربران

نینوا کلمه مرکبی است از نی و نوا
نی گیاهی است خودر و که در کناره تالاب یا رودخانه یا برکه می روید. و افراد هنرمند قطعه ای از آن را برش و به یک آلت موسیقی در می آورند و در آن می نوازند و اکثرا با آن صدای غم انگیز ایجاد میکنند . و نوا یعنی آواز و صدا . بنابراین کل کلمه نینوا یعنی صدا و آوازی که همانند صدای نی غم انگیز است . و معنی دیگر نوا یعنی دارائی و بر این اساس کلمه نینوا یعنی مکان و سرزمینی که دارای نی است و در آنجا نی میروید .
...
[مشاهده متن کامل]

نوا یا نوی دومین مقام از ۱۲ مقام اصلی موسیقی قدیم ایران بوده است. در رسالهٔ کنزالتحف گفته شده که این مقام در شجاعت و اراده تاثیرگذار است و بهتر است که آن را به همراه مقام بوسلیک، بیشتر در مجالس ترکها بنوازند. صفی الدین ارموی نیز همین نظر را دارد و این مقام را مقام شجاعت ( شدّ الشجاعه ) می نامد. همین کتاب از ابن سینا نقل می کند که گفته است بهتر است این مقام را در زمان شام گاه نواخت.
...
[مشاهده متن کامل]

درجات این مقام در قدیم از این قرار بوده اند: طنینی. بقیه. طنینی. طنینی. بقیه. طنینی. این فواصل با درجات گام کوچک نظری در موسیقی اروپا قابل تطبیق می باشند.
از بین مقام های دوازده گانه، مقام راست تا مدت ها مقام اصلی دانسته می شده است. نیشابوری در رسالهٔ خود صریحاً می نویسد که «پردهٔ راست شاه همهٔ پرده هاست و همهٔ پرده ها از وی گرفته اند». بسیاری دیگر از متونی که قبل از صفی الدین ارموی نوشته شده اند نیز پردهٔ راست را مادر همهٔ پرده ها می دانسته اند. اما ارموی این برتری را برای عشاق قائل می شود و آن را «دائرة الاولی» می نامد. البته این احتمال وجود دارد که پردهٔ راست نیشابوری با پردهٔ راست ارموی تفاوت داشته اند. با این حال، در یکی از رساله های گمنام که احتمالاً متعلق به قرن یازدهم هجری است ( که احتمالاً مصادف با شروع تحول مقام به دستگاه است ) ، چنان ذکر شده که موسیقی ایرانی تنها چهار دستگاه اصلی دارد و یکی از آن ها دستگاه نوا است که «با همه پرده آشنا و بر همه مقام مألوف است».
این مقام هم اکنون در ردیف موسیقی ایرانی، جزو هفت دستگاه به شمار می آید؛ اما امروزه نوا را همانند دستگاه شور و متعلقات آن، با فواصل شور می نوازند. با این روش، درجهٔ ششم مقام نوا، در دستگاهِ کنونیِ نوا، ربع پرده بالاتر اجرا می شود. فخرالدینی معتقد است که این تحریف و تغییر به مرور از دورهٔ قاجار به وجود آمده و در به شکل امروزی تثبیت شده است. البته امروزه نوازندگان تنبور و دوتار در کرمانشاه و خراسان، مقام نوا را با همان فواصل قدیم می نوازند و آن را به همان شکل کهنش حفظ کرده اند. همچنین فواصل گوشهٔ کنونی نهفت در دستگاه نوا، با فواصل مقام قدیم نوا دقیقاً منطبق است.

نوانوانوا
منابع• https://fa.wikipedia.org/wiki/نوا_(مقام_موسیقی)
منبع. عکس فرهنگ ریشه های هندواروپایی زبان فارسی
نوانوانوانوا
نُوا: ادا
نُوا درآوردن: ادا در آوردن
در سده ( خمینی شهر ) رایج بوده است.
در شعر �گلایه از مادر مصطفی� از سیدغلامرضا روحانی ( اجنه ) هم با همین معنی آمده. نقل از کتاب فرهنگ لغات عامیانه جمال زاده
نوا =nooa
نوا در زبان لکی به معنای جلو وپیشِ رو ؛پیشرو و جلودار لشکر وگروه ؛متضادآن هم دُما می باشد.
نوا =nava
درزبان فارسی به معنای سامان ، توان وتوانایی ؛دارایی ومکنت مالی ،
نوا=آواز ، صدای زیبا ، آهنگ ؛آوی موزون ؛
نام یه آپ پیام رسان
یکی از معانی متعدد ( نوا ) آن است که چون لشکر یکی از طرفین فاتح می شد و قرار صلح می بستند، لشکر مغلوب یکی از فرزندان و یا نزدیکان خود را به نزد فرمانده می فرستاد تا ادامه ی صلح را تضمین کند .
به آن شخص ( نوا ) می گفتند، به معنی گروگان .
...
[مشاهده متن کامل]

تا لشکر غمت نکند ملک دل خراب
جان عزیز خود به ( نوا ) می فرستمت

واژه نوا
معادل ابجد 57
تعداد حروف 3
تلفظ navā
نقش دستوری اسم
ترکیب ( اسم ) [پهلوی: nivāk]
مختصات ( نَ ) [ په . ] ( اِ. )
آواشناسی navA
الگوی تکیه WS
شمارگان هجا 2
منبع لغت نامه دهخدا
واژگان مترادف و متضاد
نوا ( درهمین پیوند آواز٫ گواژه، ونگ ، بانگ ٫باژ، نام مقامی از ۱۲ مقام موسیقی و واژه میباشند٫ گرچه واژه پژواک یا پش واژه بمعنی صدای برگشت مانند همگامیکه در کوهستان صدا میرنیم و ان صدا بما برمیگردد بدنبال نوا بارها آمده ولی خود یک واژه ساختگی توسط زردشتیان هند است که با برخورد انتقادی استاد پورداود هم قرارگرفته. واژه نوا در فارسی معنی توشه و غدا نیز میده که با ریشه نوا در موسیقی پیوندی ندارد.
...
[مشاهده متن کامل]

نوا از ریشه هندو اروپائی وکو - weko یا صدا که در اوستا نیواک nivāk یا آواز و صدای موسیقی میباشد. در اوستا واژه های صدا و آوا بگونه وک vak و وخش vaxš یا پیام رسان. در لاتین واژه وکار vocāre نیز صدا زدن است و در انگلیسی فرگرد های voice، vowel، vocabulary، invoke. و voucher یا سند.
گواژه بسی باشدت بافسوس
نه مرد درفشی و گوپال و کوس - فردوسی

سلام درود به گروه شمالی
نوا - خواسته - تنخواه - توشه
نوا - ناله
نوا - گرو
نوا - نوه
نوا - سامان
نوا - نواز - نواختن
نوا= هندام و هماهنگی
نوا - ساز - فراهم اوردن - بنوا بساز فراهم ار
نوا - نبا=مبادا
نوا - بانگ
نوآ
نوا یا ناوا ( Nava ) نام دخترانه عبری به معنی زیبا
نغمه، سرود
رنگین کمان noah
نوا: [اصطلاح موسیقی ]نغمه و آهنگ و نیز ناله را گویند. نام یکی از دستگاه های موسیقی ایران نیز می باشد.
نوا : خانه ، سرپناه
بینوا: بی خان و مان
طاق نوا: سرپناهی در مساجد و معصوم زاده ها که در اطراف حیاط، بچشم میخورد.
نوا: تزیین ، بزک ، زینت بخش، چیزی که برای تزیین به چیز دیگری اضافه شود.
خوش نوا : به زیبایی آرایش شده
...
[مشاهده متن کامل]

نواده: طفلی که به پدربزرگش ادامه ی نسل را زینت میبخشد.
نواخانه: خانه - پناه، سرپناه امن، ( به غلط تهرانیها ؛ نوان خانه میگویند و می نویسند )

نوا یعنی نوا ( آوای ) خوش زندگی
به معنی قصد وآهنگ
مثال:دلم نوای عاشقی میکند
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٩)