نمایان شدن


    emerge
    visualize
    debouch

فارسی به انگلیسی

نمایان شدن از فاصله ی زیاد
loom

نمایان شدن از میان ابر و مه
loom

نمایان شدن به طور مبهم
glimmer

مترادف ها

peer (فعل)
برابر کردن، بدرجه اشرافی رسیدن، بدقت نگریستن، نمایان شدن، بنظر رسیدن، هم درجه کردن، برابر بودن با

پیشنهاد کاربران

ظهور
بُقول
بدا
هویدا گَشتن
آشکار گَشتن
تجلی
نمایان شدن به معنی ظاهر شدن هست ودر جدول جوابش میشه ظهور
مشهود افتادن
نشان دادن
جلوه
تبلور