نمایان

/namAyAn/

    visible
    apparent
    manifest
    conspicuous
    explicit
    outward

فارسی به انگلیسی

نمایان ساز
detector

نمایان سازی
revelation

نمایان شدگی
emergence

نمایان شدن
emerge, visualize, debouch

نمایان شدن از فاصله ی زیاد
loom

نمایان شدن از میان ابر و مه
loom

نمایان شدن به طور مبهم
glimmer

نمایان گر
manifestation, determinant, distinctive, emblematic, like, index

نمایان کردن
show, unveil, visualize, exhume

نمایان کردن به طور ناگهانی
spring

مترادف ها

seeming (صفت)
ظاهر نما، نمایان، ظاهری

visible (صفت)
پیدا، پدیدار، نمایان، مریی، وابسته به بینایی، قابل رویت، دیده شدنی

dominant (صفت)
مافوق، برتر، چیره، برجسته، عمده، غالب، مسلط، حکمفرما، نافذ، نمایان، فائق، مشرف

egregious (صفت)
بزرگ، برجسته، انگشت نما، نمایان، فاحش

ostensible (صفت)
نمایان، صوری، قابل نمایش

پیشنهاد کاربران

جلوه گر
باهر
بارز
هویدا ، آشکار، ظاهر، پیدا، بارز، بروز، جلوهگر، باهر، پدیدار، علنی، متجلی، مشهود، معلوم، نمودار، واضح
حمید رضا مشایخی - اصفهان
می توان به جای "مشخص" از "نمایان، برجسته" و به جای "مشخص کردن" از "نمودن، نماییدن، برجسته کردن" بهره ببریم.
"نِمودن" برابر "نشان دادن" است که خود برابر "مشخص کردن" می تواند باشد.
"نِماییدن" هم برابر "نِمودن" است ولی چون امروزه "نِمودن" بیشتر مینه ( =معنی ) "کردن، انجام دادن" گِرِفته است ( که برابر نخستش نیست ) ، پس با گرفن بن کنونی آن یا همان "نِما" و افزودن پسوند بن واژه ( =پسوند مصدر، نام مصدر، چیزهایی همانند "دن، تن، یدن" ) می شود "نِماییدن" که این بهتر می تواند جای "مشخص کردن" را بگیرد.
...
[مشاهده متن کامل]

"نِمایان" هم که از بن کنونی "نِمودن" یا همان "نِما"، و "ی" میانجی برای آسانی گویش و پسوند "ان" ساخته شده است.
از روی پسوند "ان" هم آشکار است که این واژه برابر "مشخص" است.
"بَرجِسته" هم که دیگر، نیازی به گستردن ( =توضیح دادن ) ندارد.
بدرود!

معنی نمایان :آشکار
آشکار
نمایان
جلوه
پید_ا نشان دادن
ظاهر ، آشکار ، هویدا ، پیدا ، بارز ، بروز، جلوه گر، باهر، پدید، پدیدار، جلوه گر، علنی، متجلی، محسوس، مشهود، معلوم، نمودار، واضح
نشان دادن

ظاهر
بارز
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٢)