نقلی

/naqli/

    compact
    slim
    traditional
    scriptural

مترادف ها

traditional (صفت)
عرفی، مرسوم، نقلی

پیشنهاد کاربران

( فقه و حقوق ) دلایل عقلی و نقلی ( معادل انگلیسی ) logical ( ‘aqli ) and chronicled ( naqli ) proofs
نقلی. [ ن َ ] ( ص نسبی ) منقول از روی چیزی. نقل کرده شده. ( ناظم الاطباء ) . مقابل عقلی. || قابل نقل کردن و روایت کردن. روایت کردنی. بازگفتنی. || ساختگی. تقلیدی. ( ناظم الاطباء ) .
نقلی. [ ن ُ ] ( ص نسبی ) در تداول ، کوچک و زیبا. ( یادداشت مؤلف ) . ریز و گرد به شکل نقل : تربچه ٔنقلی. || فروشنده نقل. ( ناظم الاطباء ) .
...
[مشاهده متن کامل]

منبع. لغت نامه دهخدا