نااُسپُری، ناسپری، در زبان پهلوی واژه ی اوسپوریگ به چم کامل و اَنوسپوریگ به چم ناقص بوده، انوسپوریگ را می توان در پارسی کنونی ساده تر نمود و نوواژه ی "ناسپری" را به دست آورد و به جای نقصان به کار گرفت. همچنین می توان از واژه ی " ناپُری" نیز به جای نقصان بهره برد.
مترادف نقصان: قلت، کاستی، کاهش، کسری، کمی، شایبه
کم شدن ، نقصان مال یعنی کم شدن مال ، نقصان جان یعنی مجروح شدن یا قطع عضو شدن یا فوت شدن و. . .
ناتمامی ؛ نقصان : بدر تمام روزی در آفتاب رویت گربنگرد بیارد اقرار ناتمامی. سعدی.