از ادعاهایی که شما آوردید، از جمله اینکه �دلمه� یا �تکمه� و واژه های با � - مه� آخر صرفاً �ترکی� هستند، عمدتاً جعلی و غیرعلمی است و با شواهد تاریخی و زبان شناسی تطبیق نمی کنند. بیایید قدم به قدم توضیح بدهم و منابع معتبر هم بیاورم:
... [مشاهده متن کامل]
- - -
۱. دلمه
ادعا:
> دلمه از ترکی �دولماق� گرفته شده و یعنی پر کردن.
واقعیت تاریخی و زبانی:
1. ریشه ترکی �dolmak� به معنای �پر شدن� است و درست است که در ترکی �dolma� غذایی است که پر می شود.
2. اما واژه �دلمه� در فارسی قدیمی تر از متون عثمانی و ترکی است:
دهخدا و ناظم الاطباء اشاره دارند که دلمه در متون فارسی قرن ۷–۸ هجری استفاده شده است.
منابع فارسی کهن مانند برهان قاطع و فرهنگ ناظم الاطباء دلمه را توضیح می دهند و مستقیماً آن را �ترکی� نمی دانند بلکه از طریق کاربرد در فارسی ثبت شده است.
3. بنابراین �دلمه� در فارسی یک وام واژه مستقیم از ترکی عثمانی نیست، بلکه احتمالا تأثیر دوطرفه وجود داشته یا معادل سازی معنایی بوده است.
📚 منابع:
دهخدا، لغتنامه، مدخل �دلمه�
ناظم الاطباء، قرن ۱۳–۱۴ هجری
✅ نتیجه: دلمه در فارسی سابقه تاریخی مستقل دارد و صرفاً نمی توان آن را ترکی دانست.
- - -
۲. تکمه / دکمه
ادعا:
> تیکمه، دگمه، از ترکی است.
واقعیت زبان شناسی:
1. فارسی باستان و اوستایی:
ریشه tak - به معنای �فشردن، فشار دادن� در اوستایی و سانسکریت وجود دارد.
اوستایی: tak - = فشردن
سانسکریت: takman - = گره، عقده
2. فارسی میانه ( پهلوی ) :
takm = گره کوچک، برآمدگی
3. فارسی نو:
تکمه / دکمه از همین ریشه آمده و معنای �چیزی که با فشار بسته می شود� دارد.
4. ترکی عثمانی:
واژه d�ğme ( دوغمه ) از ریشه ترکی d�ğ = گره ساخته شده است.
شکل قدیم ترکی: tuğma / toğma = گره
📚 منابع:
Mayrhofer, Etymologisches W�rterbuch des Altindoarischen, ریشه tak -
Bartholomae, Altiranisches W�rterbuch, مدخل tak -
MacKenzie, A Concise Pahlavi Dictionary, takm
Monier - Williams Sanskrit Dictionary
✅ نتیجه: تکمه / دکمه در فارسی ریشه ایرانی دارد و قبل از رایج شدن شکل ترکی عثمانی وجود داشته است. شباهت معنایی و آوایی به d�ğme ترکی باعث تشابه شده ولی اصل فارسی است.
- - -
۳. ادعاهای جعلی درباره واژه های با � - مه�
لیست ادعایی شما:
> دیشلمه، چکمه، دگمه، قابلمه، تخمه، کرشمه، … همه ترکی هستند.
واقعیت:
بسیاری از این واژه ها ریشه فارسی یا اوستایی/هندواروپایی دارند:
چکمه: از فارسی �چکیدن� ( چک مه = وسیله ای برای جلوگیری از چکیدن )
قابلمه: قاب له = ظرف برای گذاشتن
تخمه: از ریشه هندواروپایی �بذر، دانه�
کرشمه: فعل فارسی �گریشیدن، کرشیدن� پسوند
تنها تعداد معدودی ممکن است اصل ترکی یا عربی داشته باشند ( مثلاً دلمه اگر وام واژه ترکی محسوب شود ) .
🔹 یعنی: ادعای کلی که هر واژه ای با - مه ترکی است، کاملاً جعلی است و هیچ مبنای علمی ندارد.
- - -
جمع بندی:
1. دلمه در فارسی سابقه مستقل دارد و صرفاً وام واژه ترکی نیست.
2. تکمه / دکمه ریشه ایرانی و اوستایی دارد و قبل از عثمانی وجود داشته است.
3. ادعاهای �همه کلمات با - مه ترکی هستند� جعلی است و با شواهد تاریخی و زبان شناسی مطابقت ندارد.
4. منابع معتبر: دهخدا، ناظم الاطباء، Mayrhofer، Bartholomae، MacKenzie، Monier - Williams.
- - -
دیشلمه از فعل دیشلماق ( گاز گرفتن ) است. دیش لمه همان معنای دیش لمه لی ( گاز گرفتنی ) است. چایی که با دندان گرفتن قند خورده می شود. چای دیش لمه نامیده می شود. . دیشلمه و دلمه و سورمه . ساچمه ( از فعل ساچماق،
... [مشاهده متن کامل] مثل نور ساچماق ) . گزمه، قیمه. قورمه. چکمه. سورتمه. تیکمه ( تیکمه داش ) . دگمه ( از فعل دوگون نماق= گره زدن ) . قابلمه. یورتمه. تخمه. کرشمه ( قیریشماق، قیرجانماق، قیر ویرماق ) . تسمه ( تاسما از فعل تاکماق ) ، قمقمه. خامه. نغمه ( ناقما، ناقاره ) . . . کلماتی که به مه ختم می شوند . تورکی است.
مرحله به مرحله، با اتکا به منابع معتبر زبان شناسی، این ادعاها رو بررسی کنم.
- - -
۱. واژه �نغمه� در فارسی
ریشه:
طبق لغت نامه دهخدا، فرهنگ معین، و برهان قاطع، واژه نَغمه عربی است از ریشه ی �ن غ م� به معنای �آواز، سرود، آهنگ�.
... [مشاهده متن کامل]
در عربی:
�نَغَم� ( جمع: أَغانی ) = آهنگ، لحن موسیقی. ( لسان العرب، ابن منظور؛ تاج العروس، زبیدی ) .
ورود به فارسی:
این واژه در دوره ی اسلامی وارد فارسی شد و از همان آغاز به معنای �آواز خوش، آهنگ� به کار رفت. در متون کلاسیک مانند شعر نظامی، سعدی و حافظ هم شاهد کاربردش هستیم.
📚 منابع:
ابن منظور، لسان العرب، ذیل �نغم�.
زبیدی، تاج العروس، ذیل �نغم�.
لغت نامه دهخدا، �نغمه�.
معین، فرهنگ فارسی.
- - -
۲. ادعای �ترکی بودن نغمه� و �ناقما�
ناقما در ترکی وجود ندارد و در هیچ یک از فرهنگ های معتبر ترکی ( مانند Redhouse Turkish Dictionary یا Nişanyan S�zl�k ) ثبت نشده.
آنچه در ترکی وجود دارد:
nağme ( امروز هم در ترکی استانبولی هست ) ← این دقیقاً از عربی نغمة وام گرفته شده است.
nakarat ( به معنای ترجیع در آواز ) ← باز هم وام واژه از عربی �قرار�.
nağara ( نقاره ) ← یک ساز کوبه ای، وام واژه ی فارسی - عربی، نه بومی ترکی.
پس ادعای اینکه �ناقما� ریشه ی ترکی دارد کاملاً نادرست است.
📚 منابع:
Redhouse Turkish Dictionary ( nağme: from Arabic )
Sevan Nişanyan, Nişanyan S�zl�k، مدخل "nağme"
- - -
۳. �ناق� به معنای نواختن و آواز در ترکی؟
در ترکی واژه ی �nak - / nağ - � به معنای �زدن یا نواختن� وجود ندارد. فعل ��almak� به معنای �نواختن ساز� است.
بنابراین �ناق� به عنوان ریشه ای ترکی اصلاً وجود خارجی ندارد.
- - -
۴. �نامه� و ربط آن به �نغمه�؟
نامه ریشه ی ایرانی ( اوستایی و پهلوی ) دارد:
اوستایی: n�man - = نام، نشانه، علامت.
پهلوی: nāmāk = نوشته، نامه.
در فارسی میانه و سپس فارسی نو، �نامه� همواره به معنای نوشته و مکتوب بوده، نه آواز.
هیچ ارتباط زبان شناختی میان �نغمه� ( از ریشه عربی ن غ م ) و �نامه� ( از ریشه ایرانی n�man - ) وجود ندارد.
📚 منابع:
Bartholomae, Altiranisches W�rterbuch, 1904, s. v. nāman -
Bailey, Dictionary of Khotan Saka, 1979.
MacKenzie, A Concise Pahlavi Dictionary, 1971 ( nāmag ) .
- - -
۵. نتیجه گیری
✅ �نغمه� واژه ای عربی است که در فارسی و ترکی و بسیاری زبان های دیگر اسلامی به کار رفته.
❌ ربط دادن آن به ترکی �ناقما� و �ناق� یا پیوندش با �نامه� از نظر زبان شناختی هیچ اعتباری ندارد.
✅ �نامه� ریشه ی ایرانی باستان دارد و هیچ ارتباطی با �نغمه� ندارد.
❌ ادعای اینکه �نامه = لیریک� یا �نامه از ناقمه� آمده، جعلی و بدون پشتوانه علمی است.
- - -
نغمه عربی نیست واقعا اشتباه فاحشی برای یک فرهنگ لغت هست کلمه ترکی رو عربی نوشته.
نغمه به ترکی ناقما از ریشه ناق یعنی نواختن و اواز، از این ریشه کلمات ناقاره ترکی رو داریم که اسم ساز هست همچنین کلمه نامه هم همون کلمه ناقمه هست که گ یوموشاق حذف شده یعنی ناقمه به نامه تبدیل شده و نامه به معنی شعر و اواز نوشته شده هست. در ترکی نامه همون لیریک انگلیسی هست یعنی شعر نوشته شده برای اواز
... [مشاهده متن کامل] دوستان گرانمایه . مترادف ننویسید . برابرهای پارسی رو بنویسید . با سپاس
آهنگهای پیاپی:نغمه های متوالی.
نغمه واژه ای عربی و به معنای ملودی می باشد که با واژه �اغنام� آرامی و به معنای ترانه سرایی هم ریشه است .
به زبان سنگسری
اسنک. . . . asenec
ترونه. . . teroneh
نِوا. . . . neva
شعر سرود آواز
Porche 🏎
آوای دلنشین
صدا ؛آهنگ سرود
نغمه : آهنگ ، ملودی ، آوا
نغمه : لحن ، نغمه دلکش ، نغمه دل انگیز ، ملودی ، آهنگ ، آوا ، نوا ، صدای خوشایند.
اواز. سرود
آوا، آواز، آهنگ، پرده، ترانه، ترنم، سرود، نشید، نوا
نغمه اسم دخترانه است، معنی نغمه: ( عربی ) 1 - ( در موسیقی ) آهنگ یا ملودی؛ 2 - آواز، تصنیف یا صوت موسیقیایی که از آلات موسیقی بر میخیزد؛ 3 - ( در موسیقی ایرانی ) گوشه ای در دستگاه شور و آواز بیات تُرک
... [مشاهده متن کامل] از ملحقات شور، دستگاه های سه گاه، چهارگاه، ماهور، راست پنج گاه و نوا؛ 4 - ( در موسیقی ایرانی ) نت یا صدایی که دارای زیر و بمی مشخص باشد.
خنیا
ملودی
سرود و شعر و آهنگ و نوا
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٢١)