نغمه

/naqme/

    melody
    air
    song
    tone
    tune
    chant
    rune

فارسی به انگلیسی

نغمه پرداز
musician, singer

نغمه پرواز
musician

نغمه خوان
chanter

نغمه دوست
philharmonic

نغمه سان
lyric

نغمه سرا
singer, troubadour

نغمه سرایی
singing

نغمه سرایی کردن
carol, sing

مترادف ها

tune (اسم)
اواز، اهنگ، رنگ، نغمه، لحن، خنیا، اهنگ صدا، نوا، لحن تلفظ

song (اسم)
غنا، اواز، سرود، تصنیف، شعر، ترانه، سرود روحانی، نغمه، خنیا

melody (اسم)
اهنگ، تصنیف، ترانه، نغمه، لحن، اهنگ شیرین، صدای موسیقی نوا، خنیا، نواخت

پیشنهاد کاربران

از ادعاهایی که شما آوردید، از جمله اینکه �دلمه� یا �تکمه� و واژه های با � - مه� آخر صرفاً �ترکی� هستند، عمدتاً جعلی و غیرعلمی است و با شواهد تاریخی و زبان شناسی تطبیق نمی کنند. بیایید قدم به قدم توضیح بدهم و منابع معتبر هم بیاورم:
...
[مشاهده متن کامل]

- - -
۱. دلمه
ادعا:
> دلمه از ترکی �دولماق� گرفته شده و یعنی پر کردن.
واقعیت تاریخی و زبانی:
1. ریشه ترکی �dolmak� به معنای �پر شدن� است و درست است که در ترکی �dolma� غذایی است که پر می شود.
2. اما واژه �دلمه� در فارسی قدیمی تر از متون عثمانی و ترکی است:
دهخدا و ناظم الاطباء اشاره دارند که دلمه در متون فارسی قرن ۷–۸ هجری استفاده شده است.
منابع فارسی کهن مانند برهان قاطع و فرهنگ ناظم الاطباء دلمه را توضیح می دهند و مستقیماً آن را �ترکی� نمی دانند بلکه از طریق کاربرد در فارسی ثبت شده است.
3. بنابراین �دلمه� در فارسی یک وام واژه مستقیم از ترکی عثمانی نیست، بلکه احتمالا تأثیر دوطرفه وجود داشته یا معادل سازی معنایی بوده است.
📚 منابع:
دهخدا، لغتنامه، مدخل �دلمه�
ناظم الاطباء، قرن ۱۳–۱۴ هجری
✅ نتیجه: دلمه در فارسی سابقه تاریخی مستقل دارد و صرفاً نمی توان آن را ترکی دانست.
- - -
۲. تکمه / دکمه
ادعا:
> تیکمه، دگمه، از ترکی است.
واقعیت زبان شناسی:
1. فارسی باستان و اوستایی:
ریشه tak - به معنای �فشردن، فشار دادن� در اوستایی و سانسکریت وجود دارد.
اوستایی: tak - = فشردن
سانسکریت: takman - = گره، عقده
2. فارسی میانه ( پهلوی ) :
takm = گره کوچک، برآمدگی
3. فارسی نو:
تکمه / دکمه از همین ریشه آمده و معنای �چیزی که با فشار بسته می شود� دارد.
4. ترکی عثمانی:
واژه d�ğme ( دوغمه ) از ریشه ترکی d�ğ = گره ساخته شده است.
شکل قدیم ترکی: tuğma / toğma = گره
📚 منابع:
Mayrhofer, Etymologisches W�rterbuch des Altindoarischen, ریشه tak -
Bartholomae, Altiranisches W�rterbuch, مدخل tak -
MacKenzie, A Concise Pahlavi Dictionary, takm
Monier - Williams Sanskrit Dictionary
✅ نتیجه: تکمه / دکمه در فارسی ریشه ایرانی دارد و قبل از رایج شدن شکل ترکی عثمانی وجود داشته است. شباهت معنایی و آوایی به d�ğme ترکی باعث تشابه شده ولی اصل فارسی است.
- - -
۳. ادعاهای جعلی درباره واژه های با � - مه�
لیست ادعایی شما:
> دیشلمه، چکمه، دگمه، قابلمه، تخمه، کرشمه، … همه ترکی هستند.
واقعیت:
بسیاری از این واژه ها ریشه فارسی یا اوستایی/هندواروپایی دارند:
چکمه: از فارسی �چکیدن� ( چک مه = وسیله ای برای جلوگیری از چکیدن )
قابلمه: قاب له = ظرف برای گذاشتن
تخمه: از ریشه هندواروپایی �بذر، دانه�
کرشمه: فعل فارسی �گریشیدن، کرشیدن� پسوند
تنها تعداد معدودی ممکن است اصل ترکی یا عربی داشته باشند ( مثلاً دلمه اگر وام واژه ترکی محسوب شود ) .
🔹 یعنی: ادعای کلی که هر واژه ای با - مه ترکی است، کاملاً جعلی است و هیچ مبنای علمی ندارد.
- - -
جمع بندی:
1. دلمه در فارسی سابقه مستقل دارد و صرفاً وام واژه ترکی نیست.
2. تکمه / دکمه ریشه ایرانی و اوستایی دارد و قبل از عثمانی وجود داشته است.
3. ادعاهای �همه کلمات با - مه ترکی هستند� جعلی است و با شواهد تاریخی و زبان شناسی مطابقت ندارد.
4. منابع معتبر: دهخدا، ناظم الاطباء، Mayrhofer، Bartholomae، MacKenzie، Monier - Williams.
- - -

دیشلمه از فعل دیشلماق ( گاز گرفتن ) است. دیش لمه همان معنای دیش لمه لی ( گاز گرفتنی ) است. چایی که با دندان گرفتن قند خورده می شود. چای دیش لمه نامیده می شود. . دیشلمه و دلمه و سورمه . ساچمه ( از فعل ساچماق،
...
[مشاهده متن کامل]
مثل نور ساچماق ) . گزمه، قیمه. قورمه. چکمه. سورتمه. تیکمه ( تیکمه داش ) . دگمه ( از فعل دوگون نماق= گره زدن ) . قابلمه. یورتمه. تخمه. کرشمه ( قیریشماق، قیرجانماق، قیر ویرماق ) . تسمه ( تاسما از فعل تاکماق ) ، قمقمه. خامه. نغمه ( ناقما، ناقاره ) . . . کلماتی که به مه ختم می شوند . تورکی است.

مرحله به مرحله، با اتکا به منابع معتبر زبان شناسی، این ادعاها رو بررسی کنم.
- - -
۱. واژه �نغمه� در فارسی
ریشه:
طبق لغت نامه دهخدا، فرهنگ معین، و برهان قاطع، واژه نَغمه عربی است از ریشه ی �ن غ م� به معنای �آواز، سرود، آهنگ�.
...
[مشاهده متن کامل]

در عربی:
�نَغَم� ( جمع: أَغانی ) = آهنگ، لحن موسیقی. ( لسان العرب، ابن منظور؛ تاج العروس، زبیدی ) .
ورود به فارسی:
این واژه در دوره ی اسلامی وارد فارسی شد و از همان آغاز به معنای �آواز خوش، آهنگ� به کار رفت. در متون کلاسیک مانند شعر نظامی، سعدی و حافظ هم شاهد کاربردش هستیم.
📚 منابع:
ابن منظور، لسان العرب، ذیل �نغم�.
زبیدی، تاج العروس، ذیل �نغم�.
لغت نامه دهخدا، �نغمه�.
معین، فرهنگ فارسی.
- - -
۲. ادعای �ترکی بودن نغمه� و �ناقما�
ناقما در ترکی وجود ندارد و در هیچ یک از فرهنگ های معتبر ترکی ( مانند Redhouse Turkish Dictionary یا Nişanyan S�zl�k ) ثبت نشده.
آنچه در ترکی وجود دارد:
nağme ( امروز هم در ترکی استانبولی هست ) ← این دقیقاً از عربی نغمة وام گرفته شده است.
nakarat ( به معنای ترجیع در آواز ) ← باز هم وام واژه از عربی �قرار�.
nağara ( نقاره ) ← یک ساز کوبه ای، وام واژه ی فارسی - عربی، نه بومی ترکی.
پس ادعای اینکه �ناقما� ریشه ی ترکی دارد کاملاً نادرست است.
📚 منابع:
Redhouse Turkish Dictionary ( nağme: from Arabic )
Sevan Nişanyan, Nişanyan S�zl�k، مدخل "nağme"
- - -
۳. �ناق� به معنای نواختن و آواز در ترکی؟
در ترکی واژه ی �nak - / nağ - � به معنای �زدن یا نواختن� وجود ندارد. فعل ��almak� به معنای �نواختن ساز� است.
بنابراین �ناق� به عنوان ریشه ای ترکی اصلاً وجود خارجی ندارد.
- - -
۴. �نامه� و ربط آن به �نغمه�؟
نامه ریشه ی ایرانی ( اوستایی و پهلوی ) دارد:
اوستایی: n�man - = نام، نشانه، علامت.
پهلوی: nāmāk = نوشته، نامه.
در فارسی میانه و سپس فارسی نو، �نامه� همواره به معنای نوشته و مکتوب بوده، نه آواز.
هیچ ارتباط زبان شناختی میان �نغمه� ( از ریشه عربی ن غ م ) و �نامه� ( از ریشه ایرانی n�man - ) وجود ندارد.
📚 منابع:
Bartholomae, Altiranisches W�rterbuch, 1904, s. v. nāman -
Bailey, Dictionary of Khotan Saka, 1979.
MacKenzie, A Concise Pahlavi Dictionary, 1971 ( nāmag ) .
- - -
۵. نتیجه گیری
✅ �نغمه� واژه ای عربی است که در فارسی و ترکی و بسیاری زبان های دیگر اسلامی به کار رفته.
❌ ربط دادن آن به ترکی �ناقما� و �ناق� یا پیوندش با �نامه� از نظر زبان شناختی هیچ اعتباری ندارد.
✅ �نامه� ریشه ی ایرانی باستان دارد و هیچ ارتباطی با �نغمه� ندارد.
❌ ادعای اینکه �نامه = لیریک� یا �نامه از ناقمه� آمده، جعلی و بدون پشتوانه علمی است.
- - -

نغمه عربی نیست واقعا اشتباه فاحشی برای یک فرهنگ لغت هست کلمه ترکی رو عربی نوشته.
نغمه به ترکی ناقما از ریشه ناق یعنی نواختن و اواز، از این ریشه کلمات ناقاره ترکی رو داریم که اسم ساز هست همچنین کلمه نامه هم همون کلمه ناقمه هست که گ یوموشاق حذف شده یعنی ناقمه به نامه تبدیل شده و نامه به معنی شعر و اواز نوشته شده هست. در ترکی نامه همون لیریک انگلیسی هست یعنی شعر نوشته شده برای اواز
...
[مشاهده متن کامل]

دوستان گرانمایه . مترادف ننویسید . برابرهای پارسی رو بنویسید . با سپاس
آهنگهای پیاپی:نغمه های متوالی.
نغمه واژه ای عربی و به معنای ملودی می باشد که با واژه �اغنام� آرامی و به معنای ترانه سرایی هم ریشه است .
در اوستایی
نغمه
به زبان سنگسری
اسنک. . . . asenec
ترونه. . . teroneh
نِوا. . . . neva
شعر سرود آواز
Porche 🏎
آوای دلنشین
صدا ؛آهنگ سرود
نغمه : آهنگ ، ملودی ، آوا
نغمه : لحن ، نغمه دلکش ، نغمه دل انگیز ، ملودی ، آهنگ ، آوا ، نوا ، صدای خوشایند.
اواز. سرود
آوا، آواز، آهنگ، پرده، ترانه، ترنم، سرود، نشید، نوا
نغمه اسم دخترانه است، معنی نغمه: ( عربی ) 1 - ( در موسیقی ) آهنگ یا ملودی؛ 2 - آواز، تصنیف یا صوت موسیقیایی که از آلات موسیقی بر میخیزد؛ 3 - ( در موسیقی ایرانی ) گوشه ای در دستگاه شور و آواز بیات تُرک
...
[مشاهده متن کامل]
از ملحقات شور، دستگاه های سه گاه، چهارگاه، ماهور، راست پنج گاه و نوا؛ 4 - ( در موسیقی ایرانی ) نت یا صدایی که دارای زیر و بمی مشخص باشد.

خنیا
ملودی
سرود و شعر و آهنگ و نوا
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٢١)