نطاق


    great talker
    orator

پیشنهاد کاربران

ج. نُطُق :حلقه؛حدّوحدود، حدّ و اندازه، مرز؛حوزه، زمینه، عرصه؛کمربند؛ ازارۀ سنگى در دیوار؛صف پاسبانان حلقه زده گرد جایى؛پادامی. . . .
( فرهنگ معاصر عربی - فارسی, ص696 )
سخنور
سخنران
گوینده
خطیب
بس است این طاق ابرو ناگشادن
به طاقی با نطاقی وا نهادن
✏ �نظامی�