نضج

/nozj/

    ripening
    suppuration
    improvement

پیشنهاد کاربران

نَضْج، نُضْج
رسیدگى، پختگى؛بلوغ، کمال، رشد. ( فرهنگ معاصر عربی - فارسی, ص694 )
کلمه �نُضج� ( با ضاد و ضمه روی ن ) در زبان فارسی و عربی به معنی پختگی، رسیدگی، یا تکامل یافتن است.
در معنای اصلی:
نضج یعنی �پخته شدن� یا �رسیدن به مرحله ی کامل�.
مثلاً می گویند:
�غذا هنوز نضج نگرفته� یعنی هنوز کامل نپخته است.
...
[مشاهده متن کامل]

�اندیشه اش به نضج رسید� یعنی فکرش پخته و کامل شد.
در کاربردهای مجازی:
برای رشد فکری، فرهنگی یا هنری هم به کار می رود، مثل:
�دوره نضج تمدن ایرانی� یعنی زمان شکوفایی و کمال تمدن ایرانی.

همین نیما یوشیج بنیان گذار شعر نو اگر ترسیده بود هنوز شاید شعر نو نضج نگرفته بود.
از کتاب شازده حمام اثر دکتر محمد حسین پاپلی یزدی
نُضْجْ؛ پختگی، رسیدگی، قوام یافتن.
رسیدن به حدی از توانایی عملی که انجام یک الگوی رفتاری خاص را ممکن سازد
پختن - اماده شدن