ناز واژه ای فارسی و برگرفته از واژه �ناچ� در فارسی میانه به معنای دل بری، عشوه، کرشمه می باشد .
در ادبیات فارسی واژه ناز به معنای رفتار دل برانه، خودنمایی همراه با فاصله گرفتن یا دست نیافتنی بودن می باشد .
در ادبیات فارسی واژه ناز به معنای رفتار دل برانه، خودنمایی همراه با فاصله گرفتن یا دست نیافتنی بودن می باشد .
تسحب
معنی اصطلاح - > طاقچه بالا گذاشتن
فخر فروختن؛ افاده / تکبر نشان دادن؛ خود را بالاتر از کسی دانستن؛ ناز کردن
مثال:
- حالا که خرش از پل گذشته، برای ما پشت چشم نازک می کند و طاقچه بالا می گذارد.
... [مشاهده متن کامل]
- هروقت باباش با اون ماشینش می اومد جلوی مدرسه، اونم پیش بچه ها خودی می گرفت و طاقچه بالا می ذاشت.
توضیح:
همچنین ← �شپش کسی منیژه خانم است�
و ← �کسی به کونش می گوید بو می دهی، دنبال من نیا�
فخر فروختن؛ افاده / تکبر نشان دادن؛ خود را بالاتر از کسی دانستن؛ ناز کردن
مثال:
- حالا که خرش از پل گذشته، برای ما پشت چشم نازک می کند و طاقچه بالا می گذارد.
... [مشاهده متن کامل]
- هروقت باباش با اون ماشینش می اومد جلوی مدرسه، اونم پیش بچه ها خودی می گرفت و طاقچه بالا می ذاشت.
توضیح:
همچنین ← �شپش کسی منیژه خانم است�
و ← �کسی به کونش می گوید بو می دهی، دنبال من نیا�
۱. کنایه از خودداری از انجام کاری ۲. نوازش کردن
تنبل بودن
افاده