شما که واژه های شایع، رایج و هر آنچه بود رو به نام عرب زدی!!!!
مِتُد ، متداول ؛ روش و ایده و شیوه ای جدید برای مُتداعی شدن و متداول شدن زوایای پنهان علوم در پندار بشر
درک بهتر تعریف فوق مرتبط با تحلیل کلمه ی مدال در متن زیر خدمت علاقمندان به مبحث زبانشناسی تبیین شده است ؛
... [مشاهده متن کامل]
مدال ؛ سخن و تعریفی که این کلمه از خودش بر مبنای قانون و قواعد ایجاد کلمات برای تکامل پندار ما دارد بدینصورت قابل تحلیل و تبیین می باشد ؛
ذات حرف ( آ ) در میان ساختمان کلمه ی مدال و دیگر کلمات یک ذات تعالی بخش و ایجاد برتری در مفهوم این کلمه را ایجاد می کند.
مصدر و بن واژه ی کلیدواژه ی مدال کلمه ی مُد می باشد.
از این بن واژه، در روند و جریان ایجاد کلمات از طریق ترکیب و متارکه یا تفریق و رفاقت حروف ، کلمات بسیار زیادی در جایگاه های کاربردی مختلف ایجاد شده است.
کلماتی از قبیل ؛ مُد ، ماد ، مود ، مِتُد ، مُدِل ، مدال ، تمدن ، مدینه ، مودینه ، دین ، دانش ، دانایی ، دِنا ، دانه ، دنیا ، دینام ، متانت ، متین ، توانایی ، و. . .
فلذا با توجه به یک چنین قوانین ذاتی منطبق بر عالم واقع که خداوند متعال در ایجاد کلمات برای متداعی شدن نور وجود خودش و برای درک و فهم ما در عالم ماده قرار داده است برای تعریف کلمه ی مدال به عنوان یک نشان جهت دادن به یک شخص محقق و دانشمند و فرهیخته و. . . برای حالتی می باشد که شخص صاحب مدال یک مُد و مِتُد برتر را به جامعه ی بشری ارایه داده باشد.
به گونه ای که این مُد و مِتُد در جابجایی مرزهای علمی و فرهنگی برای ساختن یک تمدن کاملتر و یک مدینه ی فاضله در جوامع بشری و محیط زیست سالمتر، نقش اثرگذاری را داشته باشد.
رایج، باب، معمول، شایع،
حمید رضا مشایخی - اصفهان
رسمی
متداول: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است:
پَراسَر parāsar [سنسکریت: prasara].
پرکاربرد، روامند
همانطور که می دانید گیلگی بازمانده زبان پهلوی است یا با آن زبان پیوند دارد ، بهرحال ، ما در گیلگی کهن واژه داو داریم : امی ور داو نیه یعنی پیش ما رسم نیست ، عرب گویا از این واژه ایرانی یا هند و اروپایی واژه متداول رو ساخته
رواگیده= متداول
عرف
فراگیر - فراوان
باب، جاری، رایج، شایع، عادی، عرفی، متعارف، مد، مرسوم، مستعمل، معمول، معمولی
شناخته شده
جز باره های یادآوری شده در بالا بویژه �همه پسند� پیشنهادی آقای دولتخواه، با اندک چشم پوشی، آمیخته واژه ی �شناخته شده� را نیز می توان بجای �متداول� بکار برد.
فراگیر
شایع
همگانی - همه گیر - همه پسند
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٥)