متبوع:
مورد تابعیت
دولت متبوع:
دولت مورد تابعیت
مورد تابعیت
دولت متبوع:
دولت مورد تابعیت
متبوع: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است:
تکیک takik ( پهلوی )
تکیک takik ( پهلوی )
کشور متبوعخود یعنی محل دائمی اقامت فرد
کشور متبوع یعنی کشور مورد اقامت
دولت متبوع=کسی که از آن پیروی میکن، پیروی شده کشور خود
کشور متبوع:
country of citizenship
والا تو سوالا دینی که معنی معلول میده
واژه ای عربی و اسم مفعول و به معنای ”پیروی شده” یا ”تبعیت شده و اطاعت شده” در برابر ”تابع” است که همراه کلمه هایی چون : اداره، وزارت، دولت، کشور و ریاست به کار می رود، نظیر : ادارة متبوع، وزارت متبوع، کشور متبوع، ریاست متبوع و غیره . بدیهی است املای این کلمه نباید با واژة ”مطبوع” ( دلپسند ) اشتباه شود.
... [مشاهده متن کامل]
Chapars. con
... [مشاهده متن کامل]
پیروی کرده شده - تبعیت کرده شده
طرف مقابل معاهده