واژه ی مانند دارای ساختار زیر است:
بن کنونی - پسوند نامسازِ [َ ند]،
[مان] بن کنونی بُنوواژه ی [مانستن/ماندن= همانند بودن] است که با پیوستن پسوند َ ند به آن، واژه ی مانند را ساخته است به چم [همسان، نمونه، شبیه]
... [مشاهده متن کامل]
نمونه های دیگر این ساختار:
بلند: بن کنونی [بل یا بال] از بالیدن - پسوند َ ند
گزند: بن کنونی [گز] از گزیدن - پسوند َ ند
کشند: بن کنونی [کش] از کشیدن - پسوند َ ند؛ کشند=جزرومد
مانند: بن کنونی [مان] از مانستن - پسوند َ ند
برآیند: پیشوند بر - بن کنونی [آی] از آمدن - پسوند َ ند
فرآیند: پیشوند فر - بن کنونی [آی] از آمدن - پسوند َ ند
خورند: بن کنونی [خور] از خوردن - پسوند َ ند
خورند= شایسته، چیزی که به چیز دیگری می خورد.
" مانند. به مانند. به سان. چون. چونان. همچون ":به منزلهء.
عینا
خاصه
مانا
سا
چون
آمیخته واژه ی همچون که در بالا از آن یاد شده، همتراز آمیخته واژه ی همانند است.
از قبیل ِ. ( یادداشت مؤلف ) . مانندِ. چون :
و دیگر بزرگان روی زمین
چه فغفور و قیصر چه خاقان چین
همه دخت رستم همی خواستند
همه بر دلش خواهش آراستند.
فردوسی.
نیاطوس را داد چندان گهر
چه اسب و پرستار و زرین کمر
... [مشاهده متن کامل]
کز اندازه هدیه برتر گذشت
هم از راه پرمایگان برگذشت.
فردوسی.
چه زرین کمرهای گوهرنگار
هم از یاره و طوق و از گوشوار
چه اسبان تازی بزرین ستام
چه شمشیر هندی بزرین نیام
بنزدیک خاقان فرستاد شاه
دو منزل همی راند با او براه.
فردوسی.
و بسیار عطا داد از هر چیزی چه اشتر و چه گوسپند وچه جامه های نیکو و چه زر و سیم و چه مشک و کافور و عنبر و عود. ( تاریخ سیستان ) .
عینهو
در حکمِ . . . . . . . . .
وار، بسان، تالی، جفت، جور، شبه، شبیه، عدیل، قبیل، قرین، متماثل، مثابه، مثل، مشابه، نظیر، نمونه، همال، همانند، همتا، تشبیه، مشابهت، سان، آسا
چو
نحو
وار
same as
such as
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٦)