به اوزرا
۱. گیلان از گیل و آن ( جمع ساز ) ساخته شده بیسواد. مردمش هم به خودشان گیل یا گیلک میگویند. نه گی و لان!
۲. بقیه حرف هایتان هم باشد به عنوان یک جوک بامزه، مخصوصا اینکه میلان ایتالیا هم تورکی میدانید!
... [مشاهده متن کامل]
مِی ( نه می! ) یا مَی هم فارسی است و از مَستَن میاید و با مست و مُل ( در شعرها به معنی می و شراب ) و ملنگ هم ریشه است.
۱. گیلان از گیل و آن ( جمع ساز ) ساخته شده بیسواد. مردمش هم به خودشان گیل یا گیلک میگویند. نه گی و لان!
۲. بقیه حرف هایتان هم باشد به عنوان یک جوک بامزه، مخصوصا اینکه میلان ایتالیا هم تورکی میدانید!
... [مشاهده متن کامل]
مِی ( نه می! ) یا مَی هم فارسی است و از مَستَن میاید و با مست و مُل ( در شعرها به معنی می و شراب ) و ملنگ هم ریشه است.
مارآلان ( مار آلان ) = مار، هامار= هموار آلان= مکان=====
مارآلان= زمین های هموار و صاف، مکان صاف و هموار مثل دشت تبریز
گیلان ( گی لان ) ، سهلان، ایسفهلان، بغلان ( در افغانستان ) ، شیشگلان ( تبریز ) هرگلان، سبلان، ساوالان، باج آلان، هیلان، سیلان میلان ( در اسکو و ایتالیا، ، ، می لان= مکان می و مشروب و انگور ) ، کاتالان ( اسپانیا ) ، دالان، آلان،
... [مشاهده متن کامل]
ایلان، اسلان ، قافلان، سیرت لان ( توس باغا= لاک پشت ) همه این کلمات تورکی هستند. و آخرشان لان دارند.
مارآلان= زمین های هموار و صاف، مکان صاف و هموار مثل دشت تبریز
گیلان ( گی لان ) ، سهلان، ایسفهلان، بغلان ( در افغانستان ) ، شیشگلان ( تبریز ) هرگلان، سبلان، ساوالان، باج آلان، هیلان، سیلان میلان ( در اسکو و ایتالیا، ، ، می لان= مکان می و مشروب و انگور ) ، کاتالان ( اسپانیا ) ، دالان، آلان،
... [مشاهده متن کامل]
ایلان، اسلان ، قافلان، سیرت لان ( توس باغا= لاک پشت ) همه این کلمات تورکی هستند. و آخرشان لان دارند.
واژگان کتیچی
در گویش کتیچی نیز ماش می گویند. و نیز در گویش کتیچی، ماش به معنای هوش و حواس، هست.
ماش داشتن: حواس داشتن
بی ماش: بی حواس، فراموشکار، کسی که هوش و حواس او سرجاش نباشه
در گویش کتیچی نیز ماش می گویند. و نیز در گویش کتیچی، ماش به معنای هوش و حواس، هست.
ماش داشتن: حواس داشتن
بی ماش: بی حواس، فراموشکار، کسی که هوش و حواس او سرجاش نباشه
منبع عکس. فرهنگ پاشنگ








کلمه ماش به زبان انگلیسی و با توجه به اشکال و نوع رشد متفاوت در هر منطقه ای اسامی متفاوتی را در انگلیسی بخود اختصاص داده است اما میتوان این کلمات را به عنوان معادل انگلیسی برایش در نظر داشت :
mung bean . green gram , monggo
احمدی ایمان
احمدی ایمان
بُنوسیاه
واژه ماش
معادل ابجد 341
تعداد حروف 3
تلفظ māš
نقش دستوری اسم
ترکیب ( اسم ) [سنسکریت] ( زیست شناسی )
مختصات ( اِ. )
آواشناسی mAS
الگوی تکیه S
شمارگان هجا 1
منبع لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی عمید
معادل ابجد 341
تعداد حروف 3
تلفظ māš
نقش دستوری اسم
ترکیب ( اسم ) [سنسکریت] ( زیست شناسی )
مختصات ( اِ. )
آواشناسی mAS
الگوی تکیه S
شمارگان هجا 1
منبع لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی عمید
به معنی ، مغز، در زبان مردمان دوره ساسانی. . . مختصر شده ، مش و مشا،
بنو سیاه
بنویسید سیاه
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٢)