ل

/lAm/

    lam (the 27th letter of the persian alphabet)

پیشنهاد کاربران

منبع. عکس فرهنگ واژه های اوستا
�حرف ل� در فهرست الفبایی ( Index ) کتاب �فرهنگ واژه های اوستا� وجود دارد. اما این ارجاع، را به بخش �پازند� کتاب راهنمایی می کند، نه به بخش مدخل های اصلی اوستایی.

...
[مشاهده متن کامل]

دلیل این موضوع، ساختار چندبخشی کتاب است. برای درک کامل، جدول زیر را ببینید:
بخش کتاب �حرف ل� در آن به چه صورت دیده می شود؟
فهرست الفبایی ( Index ) به عنوان یک �مدخل� در فهرست ( برای راهنمایی به بخش پازند ) .
قواعد آوایی ( مثل صفحه ۳۳۷ که فرستادید ) به عنوان یک �مبحث آوایی� ( در متن توضیحات ) .
مدخل های اصلی ( اوستایی ) وجود ندارد ( چون زبان اوستایی فاقد �ل� است ) .
بخش پازند ( Pazand ) به عنوان �مدخل واژگانی� ( واژگان دارای �ل� در این بخش هستند ) .
✨ جمع بندی نهایی برای رفع ابهام:
� : �حرف ل� در فهرست کتاب ( و نیز در بخش پازند و قواعد آوایی ) وجود دارد.
� در بخش مدخل های اصلی اوستایی ( که کلمات اصلی زبان اوستا را فهرست کرده ) �ل� وجود ندارد.
بنابراین، وجود �ل� در فهرست کتاب، یک واقعیت است و نافی نبود آن در بخش اوستایی نیست. فهرست، �ل� را برای ارجاع به بخش پازند ( که �ل� در آن به کار رفته ) درج کرده است.
لینک کتاب فرهنگ واژه های اوستا
قرار می می دهم چون واژه درش دوستان می تواند بررسی کنید و ببینید
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹

للللل
منابع• https://archive.org/details/1_20221023_20221023_1515
لِ : از حروف جر که در زبان فارسی همان حروف اضافه هستند . تعدادشان در عربی 17 تا است . به معنی برای ، به خاطرِ ، به جهت اینکه , برای اینکه ، معادل فارسی آن " تا " و تا اینکه می باشد
ل=لام =لی
لام در کوردی معنی متعلق به او
ل =لا=لای =لی= پیش =متعلق متعلق
لی =بوجود آمده از او
مثل ولی ( سرپرست
ولی=و لی
و در کورد معنی از میدهد
لی =متعلق به او
ولی =کسی که من متعلق به او هستم
علی ولی الله =علی ولای ( درکنار ) ( از او》علی ( درکنار ) متعلق به خداست
لَ=قطعا
لِ=برای
قطعاً