غازی

/qAzi/

    warrior flighting against infidels

پیشنهاد کاربران

واژه ی �غازی� و �قاضی� در نگاه اول به عربی نسبت داده می شوند، ریشه های کهن تر، اوستایی و پهلوی نیز داشته.
- - -
بررسی ریشه های کهن واژه های �غازی� و �قاضی�
۱️⃣ غازی
معنای رایج عربی: �جنگجو در راه دین�
...
[مشاهده متن کامل]

ریشه های کهن ایرانی:
اوستایی: gaθa - → �ضربه زدن، حمله کردن�
پهلوی ( فارسی میانه ) : gāz / gāzī → �جنگجو، مبارز�
تحلیل:
مسیر معنایی از �عمل جنگیدن� به �شخصی که می جنگد� کاملاً طبیعی است. این نشان می دهد که واژه پیش از ورود آن به فرهنگ اسلامی در ایران باستان برای توصیف مبارز و جنگجو وجود داشته است.
- - -
۲️⃣ قاضی
معنای رایج عربی: �قاضی، داور�
ریشه های کهن ایرانی:
اوستایی / پهلوی: kaz / kāθa → �داوری کردن، حکم کردن�
پهلوی: kāθī / kāzi → �قاضی�
تحلیل:
واژه مسیر معنایی مشابهی دارد: از فعل �داوری کردن� به �فردی که داوری می کند�. بنابراین، این واژه نیز پیشینه کهنی در ایران داشته و صرفاً بعداً به عربی نسبت داده شده است.
- - -
۳️⃣ جمع بندی
واژه ریشه عربی ریشه کهن ایرانی مسیر تحولی
غازی �جنگجو در راه دین� اوستایی gaθa - → پهلوی gāzī �جنگجو، مبارز�
قاضی �قاضی، داور� اوستایی kaz/kāθa → پهلوی kāzi �داوری کردن → فرد داور�
نتیجه گیری:
هرچند امروز این واژه ها به عربی نسبت داده می شوند، شواهد زبان شناسی تاریخی نشان می دهد که ریشه های کهن ایرانی برای آن ها وجود داشته است. این نمونه ها بیانگر آن است که بسیاری از اصطلاحات اداری، نظامی و اجتماعی در دوره اسلامی پیشینه ای ایرانی داشته اند و نه صرفاً عربی.
- - -
📚 منابع معتبر کتابی
1. Richard N. Frye – The History of Ancient Iran, 1984.
2. Pierre Briant – From Cyrus to Alexander: A History of the Persian Empire, 2002.
3. D. N. MacKenzie – A Concise Pahlavi Dictionary, 1990.
4. J. Kellens – Dictionnaire de la langue avestique, 2000.
5. W. Hinz – Altiranisches Sprachgut der Inschriften und Literatur, 1975.
6. G. Bailey – Indo - Iranian Languages and Literature, 1987.
- - -

محمود اصفهانی، معروف به: غازی، از استادان معماری ایرانی در قرن ششم هجری است. مسجد جامع اردستان، یکی از آثار اوست.
( برگرفته از کتاب: معماران و مرمتگران سنتی اصفهان، نوشته: سیدمهدی سجادی نایینی ) .
منبع. عکس فرهنگ ریشه های هندواروپایی زبان فارسی
واژه غازی از ریشه ی واژه ی غاز فارسی هست
غازیغازیغازیغازی
منبع. عکس فرهنگ ریشه واژگان فارسی دکتر علی نورایی
واژه غازی از ریشه ی واژه ی غاز فارسی هست.
غازیغازیغازیغازی
شعبده باز
جواب پرسش کلمه ای چهار حرفی به معنای کسی که کارهای عجیب انجام می دهد، میشه غازی؟
غازی فردی است که در غزوه ( به معنای لشکرکشی یا یورش نظامی ) شرکت کرده است. اصطلاح اخیر در ادبیات اولیه اسلامی به لشکرکشی هایی که توسط پیامبر اسلام محمد هدایت می شد به کار می رفت و بعداً توسط رهبران نظامی تُرک برای توصیف جنگ های فتح آمیزشان استفاده شد.
...
[مشاهده متن کامل]

در چارچوب جنگ های بین امپراتوری روسیه و مردم مسلمان قفقاز، که از اواخر قرن هجدهم، از مقاومت شیخ منصور در برابر گسترش روسیه شروع شد، این کلمه معمولاً به شکل غزوات ظاهر می شود.
در ترکی مدرن، غازی برای اشاره به نظامیان سابق و همچنین به عنوان عنوانی برای قهرمانان مسلمان ترک مانند مصطفی کمال آتاترک، ارطغرول و عثمان اول استفاده می شود. همچنین برای اشاره به جانبازان در نبردها نیز کاربرد دارد. ۱۹ سپتامبر به عنوان روز کهنه سربازان در ترکیه جشن گرفته می شود.

غازی
منابع• https://fa.wikipedia.org/wiki/غازی
غازی=جنگجو ( مقابل کافران ) ، مجاهد، رزم آور.
وزن فاعل از کلمه غزو می باشد؛ غزو=جنگ کردن، جنگ؛به خصوص جنگ هایی مقابل کافران که پیامبر ( ص ) در آنان حضور داشته است.
- پیش غازی و معلق بازی - نیز از همین جا می آید که بصورت عامیانه و به اشتباه، قاضی نوشته می شود.
غازی یعنی مبارز مسلمان که علیه کافران می جنگد.
غازی: جنگجو جنگی مجاهد - طبل غازی طبل که درغزوه وجنگ نواخته میشده
غازی: بندباز طناب باز معرکه گیری
غازی: پول و سکۀ کم ارزش برابر با ۱۰ قروش . ای موش لوس یک غازی با دم شیر می کنی بازی
معنی غازی
ما در اصل دو غازی داریم یکی قازی دومی غازی
معنی قازی = قازی هایی که دادگاه هستند اینجور چیزا
معنی غازی = جنگجو
بندباز - ریسمان باز -
مجاهد
جنگجو

جنگجو
چه جالب. اتفاقا تو عامیانه قاضی یا داور جا افتاده که مردم استفاده میکنن ازش
از امثال سائره
پیش غازی و معلق بازی. . . . ؟
به معنی در برابر کسی که صاحب مهارت و تجربه ای خاص هست، لاف زدن و گردن فرازی کردن

افزوده

بندباز
شعبده باز
ریسمان باز
کسی که کارهای عجیب انجام میدهد

جنگ جو؛ مجاهد
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٩)