عیاش

/~ayyAS/

    pleasure-seeking
    profligate
    pleasure-seeker
    man of pleasure
    bon vivant
    reveller
    dissipated
    dissolute
    fast
    reveler
    riotous
    luxurious person
    playboy
    rake

مترادف ها

wanton (اسم)
عیاش، بازیگوش، حرف نشنو

bacchanal (اسم)
عیاش

carouser (اسم)
عیاش

reveler (اسم)
عیاش، لوطی

sybarite (اسم)
عیاش، خوش گذران، ساکن شهر سیباریس

pleasure seeker (اسم)
عیاش، خوش گذران

debauchee (اسم)
عیاش، فاسق، ادم هرزه، فاجر، فاحشه باز

free-liver (اسم)
عیاش

voluptuary (اسم)
عیاش، خوش گذران

roisterer (اسم)
عیاش

sybaritic (صفت)
عیاش

voluptuary (صفت)
عیاش، شهوتران

free-living (صفت)
عیاش، بی بند و بار، خوش گذران

bacchanal (صفت)
عیاش، میگسار و بادهپرست

epicurean (صفت)
عیاش، ابیقوری

pleasurable (صفت)
عیاش، فرح بخش، لذیذ، لذت بخش، مغتنم

rackety (صفت)
عیاش، خوش گذران، پر هیاهو

wanton (صفت)
سر به هوا، جسور، گستاخ، سرکش، عیاش

boon (صفت)
عیاش، خوشدل

jovial (صفت)
سعید، عیاش، سبک روح، طرب انگیز

پیشنهاد کاربران

عیاش. [ ع َی ْ یا ] ( ع ص ) بسیار زیست کننده و نیکوحال. ( ناظم الاطباء ) . صیغه مبالغه است از �عیش �، یعنی دارای حیات گشتن. || فروشنده �عیش � یعنی نان. ( از اقرب الموارد ) . || ( از ع ، ص ) خوب زندگانی کننده. ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ) . بسیار خوشگذران و کسی که بیشتر زندگانی خود را در خوشی و خرمی گذراند و مشغول لهو و لعب باشد و از امور عالم بی خبر و بی بهره بود. ( ناظم الاطباء ) . || شهوت پرست و فاسق و فاجر و ماژپرست.
...
[مشاهده متن کامل]

عیاش. [ ع َی ْ یا ] ( اِخ ) نام چند تن از محدثان میباشد. رجوع به منتهی الارب و تاج العروس شود.
عیاش. [ ع َی ْیا ] ( اِخ ) رجوع به ابوعبداﷲ ( عیاش جشمی. . . ) شود.
عیاش. [ ع َی ْ یا] ( اِخ ) ابن ابی ثور. صحابی بود. ( از منتهی الارب ) .
عیاش. [ ع َی ْ یا ] ( اِخ ) ابن ابی ربیعه. رجوع به ابوعبداﷲ ( عیاش. . . ) شود.
عیاش. [ ع َی ْ یا ] ( اِخ ) ابن عقبةبن کلیب حضرمی مصری ( 90 - 160 هَ. ق. ) . فرمانده دریایی مصر در عهد مروان بن محمد بود. و او را احادیثی نیز میباشد. ( از الاعلام زرکلی از الولاة و القضاة و تهذیب التهذیب ج 8 ص 198 ) .
منبع. لغت نامه دهخدا

عیاش:خوش گذران
pleasure seeker
man of the town ( n. )
a debauchee, a libertine
whore’s bird ( n. ) [bird n. 1 ]
a term of abuse; a debauchee
از نظر لغوى عَیّاش صیغه مبالغه از عیش است، عَیش یعنی زندگی، عَیّاش یعنی داراى زندگی، کسی که زندگی میکند.
عیاش از نظر اصطلاحی که در فارسی بکار میبریم یعنی کسی که خوش گذران است، عَیّاشی یعنی خوش گذرانی
هوس باز ، شهوتی ، دختر باز ، زن باز ( معادل کلمه ج. ن. د. ه برای پسر )
بدشلوار ؛ شهوت ران. شهوت پرست. زنباره. ( یادداشت مؤلف ) .
کامران
کسی که خوشگزرانی رو به هر چیزی ترجیح میده . عشرت مفرط
به حالت افراطی از خوشگزرانی که یک فرد خواستار اونه