از عهده ی= از پسِ؛
تو از عهده ی این کار برمی آیی.
تو از پس این کار برمی آیی.
لری بختیاری
واوُر، اَروپاگ:عهده
واوُر وَن:عهده دار
واوُر وَندن:عهده دار شدن
عهده: گردن است و برعهده گرفتن برگردن گرفتن است عهده در حقوق ظرف اعتباری برای احکام تکلیفی است
به عهده گرفتن= پذیرفتن
بر
بر دوش
برابر پارسی واژه برعهده واژه پایندانی و بر پایندانی میباشد، ، بهمان کار بر پایندانی مهرپناه میباشد
عهده به معنی بر دوش کشیدن چیزی یا کاری مثلا فلانی کاری را برعهده گرفت تا انجام دهد
عهده
عاللیییی ممنونننننن
گُرده= عُهده= گَردن
برای نمونه:
فلان پویه بر گردن ایشان است.
عهده
وظیفه و مسئولیت کار یا امر اگر بگوییم فلانی از عهده کاری برنیامد به این معانست که فلانی نتوناسته وظیفه اش را انجام دهد
این واژه عربی است و پارسی آن آروپ می باشد که واژه ای سنسکریت است
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٢)