واژه ی عُمان با حروف لاتین به شکل Oman احتمالا از دو کلمه ساخته شده؛ یکی او ( O ) ضمیر سوم شخص مفرد و دیگری مان ( man ) به معنای مالِ ما، و هردو به زبان فارسی .
این واژه یا این نام از دیدگاه ایرانیان باستان شاید به این معنا بوده که آن سرزمین به ایران تعلق دارد و مردمان آنجا ایرانی اند. اما اگر به رسم و روش مترجمین و مفسرین متون قرآنی، ضمیر سوم شخص مفرد یعنی او، را معادل واژه ی قرآنی هو در نظر گیریم، آنگاه این واژه بصورت هومان ( homan یا human ) از دیدگاه خود مردم آن سرزمین به معنای " هو مال ماست " بوده است، به این معنا که واژه ی هو برای نامگذاری پروردگار توسط آن قوم ساخته شده است. مردمان سرزمین های عمان و یمن عرب نبوده اند بلکه قوم آد یا عاد از نسل یکی از فرزندان نوآه یا نوح، یعنی از نسل فرزند اول آبراهام یا ابراهیم و هاجر کنیز مصری سرا و سارای وی به نام ایسمائیل یا اسماعیل نبوده اند.
... [مشاهده متن کامل]
پسوند man با تلفظ مان، ممکن است که به روش بازی کابالا ساخته شده و حامل رمز عددی یا کد انسانی یعنی عدد ۱۰ بوده باشد. این سه حرف در ردیف حروف الفبای لاتین به ترتیب معادل اعداد 14 1 13 میباشند با جمع عددی مساوی با 28 ( یک زوج و چهار زوج ، مجموعا پنج زوج ) با تلفظ 2 و 8 مساوی با 10 و جمع رقمی برابر با 10.
سه حرف مان ( میم الف نون ) در ردیف حروف الفبای عربی ( و نه فارسی ) به ترتیب معادل اعداد ۲۴ ۱ ۲۵ میباشند با جمع عددی مساوی با ۵۰ با تلفظ ۲ تا ۲۵ و ۲۵ با تلفظ ۲ تا ۵ و ۵ تا ۲، در دو حالت مساوی با ۱۰ و لذا ۲ تا ۱۰، یکی برای هرکدام از مردان و دیگری برای هرکدام از زنان و هرکدام مستقل از همدیگر مشتمل بر ۵ مرد و ۵ زن خودی و غیر بیگانه از هم.
لذا این نام به روش بازی کابلا دو معنا داشته است؛ یکی اینکه او یا هو ( پروردگار ) پنج زوجی است مشتمل بر ده نیمزوج موئنث و مذکر ملکوتی و دیگری به معنای ۱۰ های آسمانی خود ما افراد انسانی ، یعنی زنان و مردان دنیوی.
واژه ی آد ( عاد ) یعنی نام باستانی آن قوم هم ممکن است که به روش بازی کابالا با حروف زبان فارسی ساخته شده بوده باشد. آ ، حرف اول کلمات آسمان و آسمانی و حرف د ( دال ) در ردیف حروف الفبای فارسی معادل عدد ۱۰ میباشد. لذا آ۱۰ ، به دو معنا بوده؛ یکی ۱۰ِ آسمانی و دیگری از چپ به راست بصورت ۱۰ آ ، به معنای ۱۰ آسمان، شاید در میدان رقابت با سماوات سبع یا هفت آسمان قرآنی.
نام قابوس هم ممکن در پشت پرده ی ظاهر لفظی یا کلمه ای خود حامل همان کد بوده باشد. حروف قاف و الف ( ق ا ) در ردیف حروف الفبای فارسی معادل اعداد ۲۴ و ۱ میباشند با تلفظ ۱ و ۲۴ مساوی با ۲۵ با همان تلفظ ها و مساوی ها در بالا و پسوند بوس مخفف بو است، بوده به این معنا که او دارای ۱۰ تا رایحه یا بوی ملکوتی میباشد.
این نام بصورت تفکیکی قاب وس ، مخفف قاب اوست، یعنی او چهارچوب عام یا قاب عکسی است که هر تصویری در آن می گنجد.
بهر حال پایتخت آن کشور مسقط با حروف لاتین به شکل Maskat با تلفظ ماسکات، احتمالا به معنای کات یک صندوق ماست، بوده و بصورت مِسکات ( meskat ) به معنای صندوق مسی و یا معدن مس ( جملگی به زبان فارسی ) .
واژه ی کابوس ( نیمه شب ) هم در اصل و ریشه به همان معنا، زیرا حرف ک در زمان قدیم کا تلفظ میشده و معادل عدد ۲۵ بوده.
این واژه یا این نام از دیدگاه ایرانیان باستان شاید به این معنا بوده که آن سرزمین به ایران تعلق دارد و مردمان آنجا ایرانی اند. اما اگر به رسم و روش مترجمین و مفسرین متون قرآنی، ضمیر سوم شخص مفرد یعنی او، را معادل واژه ی قرآنی هو در نظر گیریم، آنگاه این واژه بصورت هومان ( homan یا human ) از دیدگاه خود مردم آن سرزمین به معنای " هو مال ماست " بوده است، به این معنا که واژه ی هو برای نامگذاری پروردگار توسط آن قوم ساخته شده است. مردمان سرزمین های عمان و یمن عرب نبوده اند بلکه قوم آد یا عاد از نسل یکی از فرزندان نوآه یا نوح، یعنی از نسل فرزند اول آبراهام یا ابراهیم و هاجر کنیز مصری سرا و سارای وی به نام ایسمائیل یا اسماعیل نبوده اند.
... [مشاهده متن کامل]
پسوند man با تلفظ مان، ممکن است که به روش بازی کابالا ساخته شده و حامل رمز عددی یا کد انسانی یعنی عدد ۱۰ بوده باشد. این سه حرف در ردیف حروف الفبای لاتین به ترتیب معادل اعداد 14 1 13 میباشند با جمع عددی مساوی با 28 ( یک زوج و چهار زوج ، مجموعا پنج زوج ) با تلفظ 2 و 8 مساوی با 10 و جمع رقمی برابر با 10.
سه حرف مان ( میم الف نون ) در ردیف حروف الفبای عربی ( و نه فارسی ) به ترتیب معادل اعداد ۲۴ ۱ ۲۵ میباشند با جمع عددی مساوی با ۵۰ با تلفظ ۲ تا ۲۵ و ۲۵ با تلفظ ۲ تا ۵ و ۵ تا ۲، در دو حالت مساوی با ۱۰ و لذا ۲ تا ۱۰، یکی برای هرکدام از مردان و دیگری برای هرکدام از زنان و هرکدام مستقل از همدیگر مشتمل بر ۵ مرد و ۵ زن خودی و غیر بیگانه از هم.
لذا این نام به روش بازی کابلا دو معنا داشته است؛ یکی اینکه او یا هو ( پروردگار ) پنج زوجی است مشتمل بر ده نیمزوج موئنث و مذکر ملکوتی و دیگری به معنای ۱۰ های آسمانی خود ما افراد انسانی ، یعنی زنان و مردان دنیوی.
واژه ی آد ( عاد ) یعنی نام باستانی آن قوم هم ممکن است که به روش بازی کابالا با حروف زبان فارسی ساخته شده بوده باشد. آ ، حرف اول کلمات آسمان و آسمانی و حرف د ( دال ) در ردیف حروف الفبای فارسی معادل عدد ۱۰ میباشد. لذا آ۱۰ ، به دو معنا بوده؛ یکی ۱۰ِ آسمانی و دیگری از چپ به راست بصورت ۱۰ آ ، به معنای ۱۰ آسمان، شاید در میدان رقابت با سماوات سبع یا هفت آسمان قرآنی.
نام قابوس هم ممکن در پشت پرده ی ظاهر لفظی یا کلمه ای خود حامل همان کد بوده باشد. حروف قاف و الف ( ق ا ) در ردیف حروف الفبای فارسی معادل اعداد ۲۴ و ۱ میباشند با تلفظ ۱ و ۲۴ مساوی با ۲۵ با همان تلفظ ها و مساوی ها در بالا و پسوند بوس مخفف بو است، بوده به این معنا که او دارای ۱۰ تا رایحه یا بوی ملکوتی میباشد.
این نام بصورت تفکیکی قاب وس ، مخفف قاب اوست، یعنی او چهارچوب عام یا قاب عکسی است که هر تصویری در آن می گنجد.
بهر حال پایتخت آن کشور مسقط با حروف لاتین به شکل Maskat با تلفظ ماسکات، احتمالا به معنای کات یک صندوق ماست، بوده و بصورت مِسکات ( meskat ) به معنای صندوق مسی و یا معدن مس ( جملگی به زبان فارسی ) .
واژه ی کابوس ( نیمه شب ) هم در اصل و ریشه به همان معنا، زیرا حرف ک در زمان قدیم کا تلفظ میشده و معادل عدد ۲۵ بوده.
Oman ، عمان : کشور در جنوب شرقی شبه جزیره عربستان، پایتخت مسقط، دارای سواحل زیبا و تاریخ دریایی
عمان. [ ع َم ْ ما ] ( اِ ) ج ِ عَم به سیاق فارسی. برادران پدر. رجوع به عَم شود : تا اعیان معتمدان حشم آن جانب کریم و عمان و برادران و فرزندان. . . به مجلس خان حاضر آیند. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 211 ) . پارسازاده ای را نعمت بی کران از ترکه عمان به دست افتاد. ( گلستان سعدی ، باب هفتم ) .
... [مشاهده متن کامل]
عمان. [ ع ُ ] ( اِخ ) مَزون. نام شهری است عربی بر ساحل بحر یمن و هند. و آن در اقلیم اول واقع بوده ، طول آن سی وچهار درجه و سی دقیقه ، و عرضش نوزده درجه و چهل وپنج دقیقه است. این شهر در مشرق هَجَرقرار دارد و مشتمل بر بلاد بسیاری است. نخل و زراعت آن بسیار است و گرمای شدید آن زبانزد مردم میباشد. بیشتر مردمان این ناحیه در روزگار ما ( اوایل قرن هفتم هجری ) خوارج اباضیه هستند و مذهب خویش را کتمان نکنند، چنانکه اهل بحرین که در نزدیکی آنها واقع است ، همگی روافض سبائیه بوده و نیز مذهب خویش را پنهان ندارند. اما درباره وجه تسمیه آن �زجاجی � گوید که این شهر منسوب به �عمان بن ابراهیم خلیل � است. و �ابن الکلبی � آن را منسوب به �عمان بن سبأبن یفثان بن ابراهیم خلیل الرحمان � دانسته است . و ابن ابی الشیبة در کتاب خود، �عمان � را که در حدیث حوض آمده است ، ظاهراً همین شهر دانسته است. ( از معجم البلدان یاقوت ) . عمان شهری است عظیم [ به عربستان ] بر کران دریا و اندر وی بازرگان بسیارند و بارکده همه جهان است و هیچ شهری نیست اندر جهان که اندروی بازرگانان توانگرتر از آنجا بود. و همه جهازهای مشرق و مغرب و جنوب و شمال بدین شهر افتد و از اینجا به جایها ببرند. ( حدود العالم چ دانشگاه ص 169 ) . ورجوع به لسان العرب و تاج العروس و اقرب الموارد و متن اللغة شود. وضع فعلی این ناحیه که در جنوب شرقی جزیرةالعرب واقع است ، چنین میباشد: از شمال محدود است به خلیج بصره ، از مغرب به خلیج عمان ، از جنوب به بحرعرب و از مشرق به عربستان سعودی. مجموع مساحت آن 88هزار میل مربع است. جمعیت آن در سال 1333 هَ. ش. در حدود یک میلیون تن بوده است. قسمت ساحلی آن دشت ، و قسمت داخلی آن تپه ماهور است. تقسیمات سیاسی آن بدین قرار است : 1 - هفت شیخ نشین واقع در سواحل شمالی ، به نامهای : شارقة ( شارجة ) ، کلبا، رأس الخیمة، ام القوین ، عجمان ، دبی ، ابی ظبی و فجیرة. این شیخ نشینها تحت الحمایه دولت بریتانیا میباشند و مجموع مساحت آنها شش هزارمیل مربع میباشد و دارای هشتادهزار سکنه است. اهالی آن به استخراج مروارید، شکار ماهی و کشتی سازی اشتغال دارند. 2 - سلطنت نشین مسقط، شامل باقی ساحل می باشد.
منبع. لغت نامه دهخدا
... [مشاهده متن کامل]
عمان. [ ع ُ ] ( اِخ ) مَزون. نام شهری است عربی بر ساحل بحر یمن و هند. و آن در اقلیم اول واقع بوده ، طول آن سی وچهار درجه و سی دقیقه ، و عرضش نوزده درجه و چهل وپنج دقیقه است. این شهر در مشرق هَجَرقرار دارد و مشتمل بر بلاد بسیاری است. نخل و زراعت آن بسیار است و گرمای شدید آن زبانزد مردم میباشد. بیشتر مردمان این ناحیه در روزگار ما ( اوایل قرن هفتم هجری ) خوارج اباضیه هستند و مذهب خویش را کتمان نکنند، چنانکه اهل بحرین که در نزدیکی آنها واقع است ، همگی روافض سبائیه بوده و نیز مذهب خویش را پنهان ندارند. اما درباره وجه تسمیه آن �زجاجی � گوید که این شهر منسوب به �عمان بن ابراهیم خلیل � است. و �ابن الکلبی � آن را منسوب به �عمان بن سبأبن یفثان بن ابراهیم خلیل الرحمان � دانسته است . و ابن ابی الشیبة در کتاب خود، �عمان � را که در حدیث حوض آمده است ، ظاهراً همین شهر دانسته است. ( از معجم البلدان یاقوت ) . عمان شهری است عظیم [ به عربستان ] بر کران دریا و اندر وی بازرگان بسیارند و بارکده همه جهان است و هیچ شهری نیست اندر جهان که اندروی بازرگانان توانگرتر از آنجا بود. و همه جهازهای مشرق و مغرب و جنوب و شمال بدین شهر افتد و از اینجا به جایها ببرند. ( حدود العالم چ دانشگاه ص 169 ) . ورجوع به لسان العرب و تاج العروس و اقرب الموارد و متن اللغة شود. وضع فعلی این ناحیه که در جنوب شرقی جزیرةالعرب واقع است ، چنین میباشد: از شمال محدود است به خلیج بصره ، از مغرب به خلیج عمان ، از جنوب به بحرعرب و از مشرق به عربستان سعودی. مجموع مساحت آن 88هزار میل مربع است. جمعیت آن در سال 1333 هَ. ش. در حدود یک میلیون تن بوده است. قسمت ساحلی آن دشت ، و قسمت داخلی آن تپه ماهور است. تقسیمات سیاسی آن بدین قرار است : 1 - هفت شیخ نشین واقع در سواحل شمالی ، به نامهای : شارقة ( شارجة ) ، کلبا، رأس الخیمة، ام القوین ، عجمان ، دبی ، ابی ظبی و فجیرة. این شیخ نشینها تحت الحمایه دولت بریتانیا میباشند و مجموع مساحت آنها شش هزارمیل مربع میباشد و دارای هشتادهزار سکنه است. اهالی آن به استخراج مروارید، شکار ماهی و کشتی سازی اشتغال دارند. 2 - سلطنت نشین مسقط، شامل باقی ساحل می باشد.
منبع. لغت نامه دهخدا
اَمّان ( به عربی: عَمّان ) پایتخت و پر جمعیت ترین شهر کشور اُردُن است.
عُمان نام کشوریست که پایتخت و بزرگ ترین شهر آن مَسْقَط است.
برای یادسپاری آسانتر می توان با کلمات بازی کرد:
چرا پایتخت کشور اردن، عُمان نیست، چون اگر بود با کشور عُمان اشتباه می شد.
... [مشاهده متن کامل]
یا امان از اردن که با اسراییل دوستی می کند و چشم خود را بر روی کشتار مردم غزه بسته است.
یا حرف اول و سوم کلمه اردن ، حرکت ضمه دارد حالا دیگر نباید پایتخت آن حرکت ضمه داشته باشد.
عُمان نام کشوریست که پایتخت و بزرگ ترین شهر آن مَسْقَط است.
برای یادسپاری آسانتر می توان با کلمات بازی کرد:
چرا پایتخت کشور اردن، عُمان نیست، چون اگر بود با کشور عُمان اشتباه می شد.
... [مشاهده متن کامل]
یا امان از اردن که با اسراییل دوستی می کند و چشم خود را بر روی کشتار مردم غزه بسته است.
یا حرف اول و سوم کلمه اردن ، حرکت ضمه دارد حالا دیگر نباید پایتخت آن حرکت ضمه داشته باشد.
عُمان با نام رسمی سلطان نشین عُمان ( به عربی: سلطنة عمان ) کشوری پادشاهی در شرق شبه جزیرهٔ عربستان است. پایتخت این کشور شهر مسقط است. عمان از شرق به دریای عرب و از شمال به دریای عمان منتهی می شود، از جنوب با یمن و از غرب با عربستان سعودی و امارت متحدهٔ عربی مرز زمینی و با ایران مرز دریایی دارد.
... [مشاهده متن کامل]
این کشور دارای دو برون بوم است. بخش کوچکی از عمان در قسمت جنوبی تنگهٔ هرمز قرار دارد که مسندم نام دارد. این بخش از سرزمین اصلی جدا افتاده است. برون بوم دیگر مدحا نام دارد که توسط امارات متحدهٔ عربی احاطه شده است.
از سده ۱۷ میلادی عمان دارای پادشاهی خودکفا بوده است. در سده ۱۹ میلادی این کشور در اوج قدرت خود بوده است. با کاهش قدرت در سده بیستم میلادی این کشور تحت تأثیر و نفوذ گسترده پادشاهی بریتانیای کبیر قرار گرفت اما هیچگاه به شکل رسمی بخشی از آن نگردید. عمان پیوند گسترده نظامی و سیاسی با ایالات متحده آمریکا و پادشاهی بریتانیای بزرگ دارد ولی سیاست خارجی آزادانه ای درپیش می گیرد. فرمانروایی این کشور پادشاهی بی چون و چراست اما پارلمان نیز نقش قانون گذاری و بازرسی اندکی دارد. عمان نقش میانجیگری را در بین کشورهای خاورمیانه دارد. همانند سایر کشورهای عربی خلیج فارس منبع اصلی درآمد کشور، نفت است. هر چند نسبت به همسایگان، این کشور تولیدکننده متوسطی است. کشاورزی و ماهی گیری نیز دو منبع مهم درآمد در عمان هستند. منبع جایگزین دیگر گردشگری است. عمان یکی از قدیمی ترین مکان های بشر ساکن در جهان است و مردمان عمان حداقل ۱۰۶٫۰۰۰ سال زندگی می کرده اند. عمان قدیمی ترین دولت مستقل در بین کشورهای عربی را نیز دارا است.
سرزمین فعلی عمان در طول تاریخ به نام های مختلفی نامیده شده است. در بعضی متون اومانا و اومان نیز نامیده شده است. عمان واژه ای غیر عربی است. اما بارزترین نام های قدیم آن مگان و تغییر یافته آن مجان بوده است. مجان در زمان های قدیم نام ایالتی در جنوب ایران بوده که بعدها به آن مکران نیز گفته اند. همین نام را به منطقه عمان فعلی نیز به کار می برند که ارتباط زیادی با صنعت کشتی سازی و معادن مس «نحاس» در زبان سومریان داشته است. نام عمان همچنین به خاطر وجود تعداد زیادی از چشمه های آب شیرین مدتی «مزون» بوده است. «عمان» در اصل نام مکانی بسیار قدیمی در یمن بوده که قبائل عربی بعد از ویران شدن سد مأرب از آنجا به عمان مهاجرت نموده اند. در عین حال بعضی از مورخان نوشته اند که علت نام گذاری عمان به ( عمان بن سبأ بن یغثان بن ابراهیم ) بازمی گردد. «عمانا» در اصل نام یکی از شهرهای جنوب ایران و در غرب چابهار فعلی و بندر جاسک بوده است. در روزگار اشکانیان و ساسانیان نیز نام دریای عمان به کار می رفته است و واژه «عمان» نیز ریشه ایرانی دارد. کشور مَزْون ( نام فارسی عمان ) که مرکز آن صحار بود و نخستین ساکنان آن از اقوام غیر عرب بودند.






... [مشاهده متن کامل]
این کشور دارای دو برون بوم است. بخش کوچکی از عمان در قسمت جنوبی تنگهٔ هرمز قرار دارد که مسندم نام دارد. این بخش از سرزمین اصلی جدا افتاده است. برون بوم دیگر مدحا نام دارد که توسط امارات متحدهٔ عربی احاطه شده است.
از سده ۱۷ میلادی عمان دارای پادشاهی خودکفا بوده است. در سده ۱۹ میلادی این کشور در اوج قدرت خود بوده است. با کاهش قدرت در سده بیستم میلادی این کشور تحت تأثیر و نفوذ گسترده پادشاهی بریتانیای کبیر قرار گرفت اما هیچگاه به شکل رسمی بخشی از آن نگردید. عمان پیوند گسترده نظامی و سیاسی با ایالات متحده آمریکا و پادشاهی بریتانیای بزرگ دارد ولی سیاست خارجی آزادانه ای درپیش می گیرد. فرمانروایی این کشور پادشاهی بی چون و چراست اما پارلمان نیز نقش قانون گذاری و بازرسی اندکی دارد. عمان نقش میانجیگری را در بین کشورهای خاورمیانه دارد. همانند سایر کشورهای عربی خلیج فارس منبع اصلی درآمد کشور، نفت است. هر چند نسبت به همسایگان، این کشور تولیدکننده متوسطی است. کشاورزی و ماهی گیری نیز دو منبع مهم درآمد در عمان هستند. منبع جایگزین دیگر گردشگری است. عمان یکی از قدیمی ترین مکان های بشر ساکن در جهان است و مردمان عمان حداقل ۱۰۶٫۰۰۰ سال زندگی می کرده اند. عمان قدیمی ترین دولت مستقل در بین کشورهای عربی را نیز دارا است.
سرزمین فعلی عمان در طول تاریخ به نام های مختلفی نامیده شده است. در بعضی متون اومانا و اومان نیز نامیده شده است. عمان واژه ای غیر عربی است. اما بارزترین نام های قدیم آن مگان و تغییر یافته آن مجان بوده است. مجان در زمان های قدیم نام ایالتی در جنوب ایران بوده که بعدها به آن مکران نیز گفته اند. همین نام را به منطقه عمان فعلی نیز به کار می برند که ارتباط زیادی با صنعت کشتی سازی و معادن مس «نحاس» در زبان سومریان داشته است. نام عمان همچنین به خاطر وجود تعداد زیادی از چشمه های آب شیرین مدتی «مزون» بوده است. «عمان» در اصل نام مکانی بسیار قدیمی در یمن بوده که قبائل عربی بعد از ویران شدن سد مأرب از آنجا به عمان مهاجرت نموده اند. در عین حال بعضی از مورخان نوشته اند که علت نام گذاری عمان به ( عمان بن سبأ بن یغثان بن ابراهیم ) بازمی گردد. «عمانا» در اصل نام یکی از شهرهای جنوب ایران و در غرب چابهار فعلی و بندر جاسک بوده است. در روزگار اشکانیان و ساسانیان نیز نام دریای عمان به کار می رفته است و واژه «عمان» نیز ریشه ایرانی دارد. کشور مَزْون ( نام فارسی عمان ) که مرکز آن صحار بود و نخستین ساکنان آن از اقوام غیر عرب بودند.






اومان، آب با پسوند مان است ، سر زمینی که در آب جای گرفته است
ساناز
این واژه اربی است و نام باستانی و ایرانی این دریا که با استان سیستان و بلوچستان هم مرز است، مَزون mazun می باشد