در باب عصمت و عفت!
به قول حافظ شیرین سخن شیرازی البته با کسب رخصت یا اجازه و با اندکی تغییر:
این کلام خیر در باب عصمت که خوانی و شنوی اول طنین افکنده و سپس برآمده از بطن آن مادر بنام عصمت است/ نه بی طهارت بلکه بدون دانش کعبه و بتخانه و میکده و دیر مغان هر چهار چاهِ ژرف و تاریک یک است/
عفت و عفاف = هیوند
عفت effat:همتای پارسی این واژه ی عربی به ترتیب کمی بخش، اینهاست:
ورتا vartā ( سنسکریت: vrata ) ( دوبخش )
پارسایی ( دری ) ( سه بخش )
پاکدامنی ( دری ) ( چهار بخش ) .
پاکدامنی، مرز داشتن درونی ( باطنی )
حد و حدودی قائلی و به گناه فکر نمیکنی
جامه ٔ شرم . [ م َ / م ِ ی ِ ش َ ] ( ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) عفت . پاکدامنی . حیا : ز سر تاج فرهنگ بفکنده ای ز تن جامه ٔ شرم برکنده ای . فردوسی .
- پاک شلواری ؛ عفت. مقابل شهوت رانی : خاصه ادب نفس و تواضع و پارسایی و راستگویی و پاک شلواری و بی آزاری. ( منتخب قابوسنامه ص 37 ) .
عفت یعنی معاف از شهت و نیروی خواهش نفسانی وشهوت است و واژه حجاب در قران نیامده و عفت مورد نظر است و خیلی خانم های محجوب و آرایش شده هستند که از هزاران خانم بی حجاب شهت برانگیزتر و محرک شهوت بیشتر هستند
... [مشاهده متن کامل] و تازگی یک روحانی گیر به حجاب خانم ها داده الان میخواهم یک توئیت بدهم که یک تصویر خانم محجوب که عده انها کم هم نیست از خانم بی حجاب نیروی محرکه شهوانی را بیشتر تحریک میکند
پاکدامن ، عفیف ، نجیب ، پاک، پارسا
خوش بحال خودم که اسمم عفت است و همه حوس میخورند که کاش اسم دختر من هم عفت باشه
معنی عفت پاکدامنی راستکاری روشنایی درونی
عزت و ناموس