عرضی

/~arazi/

    transversal
    latitudinal
    accidental
    adventitious
    transverse
    traverse

مترادف ها

accidental (صفت)
تصادفی، اتفاقی، عرضی، غیر مترقبه، عارضی، غیر اساسی، پیشامدی

transverse (صفت)
عرضی، متقاطع

lateral (صفت)
عرضی، جنبی، ضلعی، افقی، پهلویی، جانبی، واقع در خط افقی

transversal (صفت)
عرضی، نوسنجی

latitudinal (صفت)
عرضی، وابسته ب عرض جغرافیایی، با گذشت، گسترده فکر

dispensable (صفت)
عرضی، غیر ضروری، چشم پوشیدنی، صرفنظر کردنی، چاره پذیر، معاف کردنی، غیر واجب

inconsiderable (صفت)
عرضی، خرد، جزئی، ناچیز، بی اهمیت، نا قابل

پیشنهاد کاربران

عرضی. [ ع َ ضا ] ( ع اِ ) نوعی از جامه. ( منتهی الارب ) . یکی نوع جامه. ( ناظم الاطباء ) . || بعضی مرافق سرای و خانه. ( لغت عراقی است ) . ( منتهی الارب ) . آن چیز که در خانه موجب آسایش باشد مانند آبریز. ( ناظم الاطباء ) .
...
[مشاهده متن کامل]

عرضی. [ ع َ ضی ی ] ( ص نسبی ) منسوب به عَرض. افقی. مقابل طولی. رجوع به عرض شود. || عرضه داشت و تذکار و اظهار عاجزانه. ( ناظم الاطباء ) .
منبع. لغت نامه دهخدا

غیراصیل، غیرذاتی، تصادفی، دلبخواهی
پیشامد ( ی ) - واقعه ( واقع ) - رخداد - مواجه ( شده ) - پدیدار ( شده )
پودی،
برگرفته از پود در تار وپود که رشته هایی در طول و عرض پارچه هستند.
پیدایشی
پدیداری رخنمودی
ظاهری
دقیقا متضادِ همین چیزی که کاربر "رها"
اشاره کردند: ) ) )
عَرَضیات _در مقابلِ_ ذاتیات
ذات یک چیز یا به عبارت دیگر خصوصیت اصلی چیزی که نمیتوان تعغیر داد