عامیانه

/~AmiyAne/

    vulgar
    colloquial
    common
    non-u
    nonstandard
    raffish

مترادف ها

vulgar (صفت)
پست، مبتذل، عوامانه، عامیانه، رکیک

folksy (صفت)
خوش مشرب، عام، عامیانه

slangy (صفت)
عام، عامیانه

پیشنهاد کاربران

چیزی بی ارزش/ نگاه و جریان پست و گوسفند وار و قابل مهار و ایجاد از سوی قدرت
چیزی که عوام انجام می دهد: پیروی و برون سپاری اندیشه به مثلا جریان رسانه برای جریان دهی به افکارش حتی به نام دانش و خرد صوری
...
[مشاهده متن کامل]

مانند رفتارهای عامیانه ی مردم در دی سال 1404 که نابخردانه با بیگانه همسویی دارند: این این رفتار رفتاری عامیانه است

مردمانه
عامیانه: توده پسند، بی سوادپسند، مردم پسند ≠ دانشورانه
عامیانه: توده پسند ≠ دانشورانه
فرهنگی که تحلیل نمی پذیرد ( آن طور که در فلسفه و عرفان بحث می شود ) بلکه بر پایهء عمل یا به عبارت دیگر سنّت استوار می باشد
خود واژه عام/عامه/عامیت از واژه هامه/هام/همه/همگان در زیان های ایرانی آمده/ واژه هیومنیتی یا اومانیستی نیز از همین واژه آمده اند
عام پارسی تازی گشته ی آم می باشد.
عامیانه:آمیانه، نادانوار
تودگانی
تودگانه
چیزی که معنی علمی ندارد
Slong
مردمی، ( ص. ) .
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١١)