چیزی بی ارزش/ نگاه و جریان پست و گوسفند وار و قابل مهار و ایجاد از سوی قدرت چیزی که عوام انجام می دهد: پیروی و برون سپاری اندیشه به مثلا جریان رسانه برای جریان دهی به افکارش حتی به نام دانش و خرد صوری ... [مشاهده متن کامل]
مانند رفتارهای عامیانه ی مردم در دی سال 1404 که نابخردانه با بیگانه همسویی دارند: این این رفتار رفتاری عامیانه است
مردمانه
عامیانه: توده پسند، بی سوادپسند، مردم پسند ≠ دانشورانه
عامیانه: توده پسند ≠ دانشورانه
فرهنگی که تحلیل نمی پذیرد ( آن طور که در فلسفه و عرفان بحث می شود ) بلکه بر پایهء عمل یا به عبارت دیگر سنّت استوار می باشد
خود واژه عام/عامه/عامیت از واژه هامه/هام/همه/همگان در زیان های ایرانی آمده/ واژه هیومنیتی یا اومانیستی نیز از همین واژه آمده اند
عام پارسی تازی گشته ی آم می باشد. عامیانه:آمیانه، نادانوار