عاد

/~Ad/

    factor
    aliquot part

پیشنهاد کاربران

وَأَمَّا عَادٌ فَأُهْلِکُوا بِرِیحٍ صَرْصَرٍ عَاتِیَةٍ ( آیه ی ٦ سوره مبارکه حاقه )
ﻭ ﺍﻣﺎ ﻗﻮم ﻋﺎﺩ ﺑﺎ ﺗﻨﺪﺑﺎﺩﻱ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺳﺮﺩ ﻭ ﻃﻐﻴﺎﻥ ﮔﺮ ﻧﺎﺑﻮﺩ ﺷﺪﻧﺪ.
عاتِیَة به معنای سرکش است، منتها نه سرکش از فرمان خدا، بلکه، سرکش در معیار نسیم ها و بادهای معمولی. مخرب. طغیان گر
...
[مشاهده متن کامل]

برای یادسپاری آسانتر می توان با کلمات بازی کرد از کلمات آشنا کمک گرفت و جمله و داستان ساخت:
روش اول ، کارشناس هواشناسی: بادهای آتیه، بادهای عاتیه هستند.
آتیه: آینده.
عاتیه: مخرب.
بادهای چند روز آینده تخریب کننده درختان و اشیاء و غیره هستند.
روش دوم، هلاکت قوم عاد با عا.
عاد با عا یعنی چه؟
یعنی عاد با عاتیه.

حضرت هود پیامبر قوم عاد بودند.
برای یادسپاری آسانتر می توان با کلمات بازی کرد و حتی داستان ساخت.
حضرت هود، هادِ قوم عاد بودند. ( هاد و عاد )
هاد و هادی یعنی هدایت کننده.
عاد. ( ع اِ ) مردم. یقال : ماأدری أی عاد هو؛ أی أی الناس ؛ یعنی ندانم که چه مردست او. ( منتهی الارب ) ( مهذب الاسماء ) .
عاد. ( اِخ ) قومی که هود ( ع ) به رسالت ایشان آمد و ایشان از نسل عادبن نوح بودند از باعث نافرمانی حق بطوفان باد هلاک شدند. ( از آنندراج ) ( غیاث اللغات ) . و اولین قبیله عرب بائده را عاد گفته اند و آنان فرزندان عادبن عوص بن ارم بن سام بن نوح ( ع ) بودند و محل مأوای آنان به أحقاف ( بین یمن و عمان ) از بحرین تا حضر موت بوده است. ( صبح الاعشی ج 1 ص 313 ) ( عقدالفرید ج 1 ص 53 ) ( مجمل التواریخ صص 146 - 148 ) ( عیون الاخبار ص 114 ) ( مهذب الاسماء ) ( منتهی الارب ) :
...
[مشاهده متن کامل]

چو عادند و ترکان چو باد عقیم
بدین بادگشتند ریگ هبیر.
منبع. لغت نامه دهخدا

عذاب قوم های نوح، عاد و ثمود:
ﻗﻮم ﻧﻮﺡ ( ﻃﻮﻓﺎﻥ ) ﻭ ﻗﻮم ﻋﺎﺩ ( ﺑﺎﺩ ﺳﺨﺖ ﻭ ﺳﺮﺩ ﻭ ﻣﺴﻤﻮم ) ﻭ ﻗﻮم ﺛﻤﻮﺩ ( ﺻﺎﻋﻘﻪ )
برای یادسپاری آسانتر می توان با کلمات بازی کرد:
بر وزن نو از نوح، طو ( طوفان )
بر وزن عاد، باد
ثمو از ثمود نزدیک است به صوا از کلمه صواعق ( جمع صاعقه )
واژه "عادی" واژه ای پارسی است!
ما در زبان اوستایی، واژه "اَتی" را داشتیم که چندین برابر داشته است:
1 - مرکز، میان
2 - کمر
3 - عادی، متوسط، حد متوسط
از این واژه "عاد" و "عادی" ساخته شده است.
...
[مشاهده متن کامل]

پس ما به جای "عادی" میگوییم " آتی " یا " اَتی " که خیلی بهتر است و پارسی است.
به جای "عادت" میگوییم "آتار" یا "اَتار".
دوستان، باور کنید برای من هیچ نابرابری ای ندارد که شما بگویید "عادی" یا "آتی"، و من تنها داریم میگویم که چه راهی برای سربلندی ایران و فرهنگ آن است. عرب ها زبان خود را به ما داده اند و فرهنگ ما را از میان برده اند و دارند قاه قاه میخندند.
پس خوب است که بگوییم که "عادی" هنگامی که واژه ای که همین "عادی" از آن برگرفته شده است، "آتی" را بگوییم ؟
بِدرود!

عدد: شمار.
معدود: شمارده.
عادّ: شمارنده.
بوس به همه.
عاد : زیاده روی