گیرش
درمشت. [ دَ م ُ ] ( ص مرکب ) ( از: در مشت ) ترجمه ضبط است. ( آنندراج ) ( دهخدا ) . در تحت تصرف. در دست. در ید اقتدار. ( ناظم الاطباء ) .
- درمشت کردن ؛ ضبط کردن. ( ناظم الاطباء ) .
در لهجه یزدی زفت دادن به معنی مرتب کردن و چیزهارا سر جای خود گذاشتن است که به نظر می رسد زفت تحریف شده ضبط باشد. البته انگار دوستان تاکید دارند که این واژه از سغدی یا فارسی میانه است، که اگر درست باشد میتوان گفت این زفت دادن فارسی است.
... [مشاهده متن کامل]
زفت دادن=مرتب کردن، نگهداری، چیزهارا جای خود هشتن
زفتش دِه=مرتبش کن، از به هم ریختگی درش بیار
شنود
علی شریف گرگانی دانشمند ایرانی سده هشتم خورشیدی درباره واژه ضبط در کتاب خودش به نام تعریفات می گوید:
" الضبط فی الاصطلاح إسماع الکلام کما یحق سماعه، ثم فهم معناه الذی أرید به، ثم حفظه ببذل مجهوده، والثبات علیه بمذاکرته إلى حین أدائه إلى غیره. "
... [مشاهده متن کامل]
این را بخواهیم ساده و کوتاه بگوییم، ضبط یعنی گرفتن چیزی و نگه داشتن آن.
ضبط. [ ض َ ] ( ع مص ) صاحب کشاف اصطلاحات الفنون گوید: در لغت بمعنی قطع است. ودر اصطلاح رساندن سخن بگوش شنونده است کما هو حقه ، یعنی بهمان نحو که سخن را از دیگری فراگرفته. سپس درک سخن باشد بقسمی که در موقع رساندن بغیر معنی آن بر شنونده روشن و هویدا بود. سپس در حفظ و نگاهداری سخن چندان کوشش ورزد و در خاطر چندان آن سخن را بیاد آورد که هنگام شنواندن بغیر بتواند بدون هیچ تغییر و تبدیلی آن سخن را بنحوی که شنیده و فراگرفته ادا کند. کذا فی الجرجانی. یاد گرفتن. حفظ کردن :
... [مشاهده متن کامل]
کس ز کوه و سنگ عقل و دل نجست
فهم و ضبط نکته مشکل نجست.
منبع. لغت نامه دهخدا
ضبط از زپِت امده یعنی از فرو رفتن / از کوچک کردن . . . . . . . . . چه رپتی داره ؟؟؟؟ چون در خطر / خاطره و . . . . به خطور و فرو رفتن اشاره شده = به یاد سپاری ؛ از همینرو خطر اشاره به هشدار و یادسپاری دارد = attention =>
... [مشاهده متن کامل]
ضبط همان زپِت بود یعنی به یاد سپاری و فروسپاری = خاطر ( خطر )
از همینرو قاپیدن ( کاپیدن = cap = cup = دربرداشتن = جام = ظرف ) به ضبط کردن اشاره یافت =مثلا دزدیدن اما در اصل از کَپت و کپشن و دربرگرفتن امده ( در اینجا یعنی پوشش و موضوع دربردارنده ) / کاپشن هم یعنی پوشش / کپسول هم یعنی روکش و پوشش دار
پس در همه اینها به معانی مختلفی میرسیم
=> قپان وسیله ای برای کشیدن و ظرفیت سنجی و میزان دربردارندگی بوده و قپونی بردن هم همانطور که گفتم میتواند به ضبط کردن و کپت کردن اشاره داشته باشد
زِپِت = به زور فشار بردن = ضبط کردن
حفظ کردن
ضبط: این واژه در فرهنگ سغدی - فارسی شادروان بانو بدرالدین قریب، به صورت cbt واج نگاری و به صورت cabd ( چپو کردن، دزدیدن ) آوانگاری شده است.
در فرهنگ عربی - فارسی لاروس نیز با این معنی ها آمده است:
... [مشاهده متن کامل]
گرفتن و نگهداری کردن، توقیف، چیره شدن بر.
از این رو می توان گفت که در این معنی ها، دزدیدن نهفته است؛ زیرا گرفتن و نگهداری کردن می تواند معنی پس ندادن باشد و نیز چیره شدن و توقیف کردن نیز در دزدی نهفته است.
پس بهتر است به جای ضبط، همان چبت یا چبد سغدی جایگزین شود؛ که واژه ی مضبوط عربی می شود چبدیک یا چبتیک ( با پسوند مفعولی پهلوی یک ) ؛ و ضابط می شود چبتاک یا چبداک ( با پسوند فاعلی پهلوی آک ) .
پُرکُنه
"والعصر":ZIP یا DivX محفظه ضبط فشرده اطلاعات کلّ جهان "صوتی وتصویری وحتی نیّت وافکار" همه مخلوقات از اول خلقت تا روز قیامت.
أین المفر؟
"یوم تشهد علیهم السنتهم و ایدیهم و ارجلهم بما کانوا یعملون"
نگهدارش = نگهدارندگی
بایگیدن= ضبط شدن baigidan
بایگان = ضابط
بایگاندن= ضبط کردن
مراقبت
این واژه اصالتا پارسی است و تحریف شده کلمه زپت است که به ریخت ضبط درآمده، بهتر است از نوشتن آن با حرف ض و ط خودداری کنیم، زیرا که این دو حرف متعلق به زبان تازی است.
ضبط : واژه ی ضبط در لغتنامه سغدی به شکل چبت čbt به معنای دزدیدن ( انگلیسی to steal ) ثبت شده است. از واژه چبت سغدی در فارسی واژه ی زپت به معنای ربودن به دست آمده که با واژگان چپاول و چپو که معنای آنها نیز دزدیدن است. همریشه می باشد . واژه ی زپت پس از وارد شده به زبان عربی به ریخت ضبط تغییر یافته است .
... [مشاهده متن کامل]
( مقدمه ای بر لغات مانوی و سغدی ، تالیف پردوس اوکتور. )
پرگش pargesh بمعنای ضبط
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٧)