پیروان این فلسفه، در واقع خدایی از جنس شیطان یا خدایی دیگر را برای خود قائل نیستند.
آن ها حتی خود را پیرو تعالیم شیطان نیز نمی دانند.
اما این جنبه اعتقادی آن ها به طور مکرر به اشتباه نادیده گرفته می شود و عموماً آن ها را افرادی می شناسند که شیطان را به عنوان خدا پرستش می کنند. [شیطان پرستی به جای اطاعت از قوانین خدایی یا قوانین فرستاده شده، عموماً بر پیشرفت فیزیکی خود با کمک الگوها و قوانین طبیعی تمرکز دارد. به همین دلیل بسیاری از شیطان پرستان معاصر از باورها و گرایش های ادیان گذشته اجتناب می کنند و بیشتر گرایش های خودپرستانه دارند[۳][۴] به گونه ای که خود را در مرکز هستی و قوانین طبیعی می بینند و بیشتر شبیه به مکاتبی چون ماده گرایی یا خودمحوری و جادومحوری هستند. به هر حال بعضی شیطان پرستان به طور داوطلبانه بعضی از قوانین اخلاقی را انتخاب می کنند.
... [مشاهده متن کامل]
آن ها حتی خود را پیرو تعالیم شیطان نیز نمی دانند.
اما این جنبه اعتقادی آن ها به طور مکرر به اشتباه نادیده گرفته می شود و عموماً آن ها را افرادی می شناسند که شیطان را به عنوان خدا پرستش می کنند. [شیطان پرستی به جای اطاعت از قوانین خدایی یا قوانین فرستاده شده، عموماً بر پیشرفت فیزیکی خود با کمک الگوها و قوانین طبیعی تمرکز دارد. به همین دلیل بسیاری از شیطان پرستان معاصر از باورها و گرایش های ادیان گذشته اجتناب می کنند و بیشتر گرایش های خودپرستانه دارند[۳][۴] به گونه ای که خود را در مرکز هستی و قوانین طبیعی می بینند و بیشتر شبیه به مکاتبی چون ماده گرایی یا خودمحوری و جادومحوری هستند. به هر حال بعضی شیطان پرستان به طور داوطلبانه بعضی از قوانین اخلاقی را انتخاب می کنند.
... [مشاهده متن کامل]
اهریمن پرستی