در زبان لری به معنای نور خورشید است
شید از شیّاد هم می آید مانند شَیداللهی یعنی از روی شیاد گری ( از اسباب شیداللهی شده ) یعنی به اسم خدا و دین ، شیادی کردن
فروغ، پرتو، نور یا شعاع
خورشید = پرتو خاور / مهشید = پرتو ماه / فرشید = پرتو بالا / جشمید = پرتو جم یا جام جم
واژه شید را می توان بجای شعاع در دایره بکار برد، شید پرمون = شعاع دایره، ترامون = قطر.
شید ، درخشنده ، نام دختر ؛ در لغت نانه دهخدا در معتی لغت شهربابک می خوانیم ، تا شود شاد شیده از بهرام ، شهربابک به شیره داد تمام ، کل شهر بابک در زمان ساسانیان شیر بهای دختر شاه شده
روشنایی یا درخشندگی
تابندگی
در معنی تشنگی ( گویش اچمی )