شوخ

/Sux/

    gay
    jovial
    witty
    saucy
    joker
    arch
    dirt
    frivolous
    fun
    good-humored
    jocose
    jocular
    josher
    lively
    pus
    quizzical
    wanton

فارسی به انگلیسی

شوخ انگیز
humorous

شوخ چشم
impudent, sauce, frivolous, wanton, fey, sly, saucy

شوخ چشمی
impudence, feyness, wantonness, insolence

شوخ دل
jocular, jokey

شوخ دلی
jocosity

شوخ زبانی بیجا
flippancy

شوخ طبع
of a gay or witty nature, humorist, wit, witty

شوخ طبعانه
ludic, witty

شوخ طبعی
humor, risibility, wittiness, persiflage

شوخ طبعی سوزناک
gallows humor

شوخ و شنگ
elfish, jokey, jolly, sunny

شوخ و شنگانه
gaily

شوخ و شنگی
gaiety, good humor

شوخ و ناقلا
roguish

مترادف ها

jocularity (اسم)
ظرافت، شوخ، خوش مزگی

jester (اسم)
شوخ، دلقک

joker (اسم)
شوخ، مزاح، بذله گو، ژوکر، مضمون گو

frolicsome (صفت)
شوخ، شاد، شادمان

sportful (صفت)
شوخ، خوش گذران، بازیگوش، تفریحی

jocose (صفت)
شوخ، شوخی امیز، فکاهی، شنگ

waggish (صفت)
شوخ، بذله گو، شوخ و شنگ

lightsome (صفت)
درخشان، چابک، روشن، خوشدل، شوخ، سبک، برنگ روشن

quizzical (صفت)
مات، شوخ، عجیب و غریب

gay (صفت)
فراخ، خوشدل، شوخ، سرحال، خرم، خوشنود، سرمست، سبک روح، خوش وقت، خشنود، سرخوش، پرنشاط

blithesome (صفت)
بشاش، شوخ، سرحال

blithe (صفت)
دوستانه، خوش، نرم و ملایم، شوخ، شاد دل

witty (صفت)
شوخ، عاقل، ظریف، کنایه دار، بذله گو، لطیفه گو، لطیفه دار

facetious (صفت)
هیجان، شوخ، لوس، اهل شوخی بیجا

jolly (صفت)
خوشحال، شوخ، با نشاط، بذله گو

jocular (صفت)
شوخ، ظریف، شوخی امیز، فکاهی

پیشنهاد کاربران

شِنگ
منبع. عکس فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی دکتر محمد حسن دوست
ببینیم در زبان سغدی آیا زبان های دیگر هستند لینک پایین قرار می دهم
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
...
[مشاهده متن کامل]

• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹

شوخشوخشوخ
منابع• https://fa.m.wikipedia.org/wiki/زبان_سغدی
در حال حاظر در شهرستان لامرد در جنوب فارس، شوخ به معنای �زیبا� یا �قشنگ� است مثلا �او خیلی شوخـ ـِن� یعنی او خیلی زیباست.
کیک ( فلان ) شوخ است.
کیک ( فلانی ) شوخ نیست.
مجید علیائی
جواب . شنگ مانند مثلی که میگویند طرف شنگوله . شاده و جواب سه حرفی همان شنگ است
در حال حاضر این واژه به معنی فرد خوش خنده و با نمک است اما در قدیم به معنی چرک و کثیف بوده است
خوش مزاح . [ خوَش ْ / خُش ْ م ِ ] ( ص مرکب ) ملیح . شوخ . خوشمزه . خوش گو : سوزنی خوش طبع بادا با ملیح خوش مزاح خدمت جان ترا از جان و از دل خواستار. سوزنی .
چرک و آلودگی
گستاخ ، بذله گو
امروزه به معنی شخص باحال و با نشاط به کار میره
شاد . . . زنده دل . . . . . بزله گو. . . . خوشحال . . . . .
آلودگی
shox
"شوخ" در کوردی زیاد بکار میرود
به معنای "خندان، شیرین و زیبا "
همراه شنگ می اید
شوخ و شنگ:شیرین و زیبا
چرک
چرک و آلودگی . ناخالصی
شوخ پیش چشم آوردن
کنایهاست از یادآوری و گوشزد عیب و کاستی دیگران
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٣)