شعر گفتن


    rhyme

مترادف ها

verse (فعل)
شعر گفتن، بنظم اوردن

rhyme (فعل)
شعر گفتن، هم قافیه شدن، قافیه ساختن، سخنوری کردن

rime (فعل)
شعر گفتن، هم قافیه شدن، قافیه ساختن، قافیه دار کردن

پیشنهاد کاربران

او با شعر سرودن
موضوع را عوض کرد به آینده رفت
سوال من مربوط به قبل این موضوع شعر هست
من هر چند با خود کلنجار میروم میبینم نمیتوانم دوست او را ببخشم
شیطان صفت بیچاره شیطان اینقدم بد جنس نیست شمر از اینم بهتره
سرودن. . . . سراییدن. . . .
سرودن