شعبده

/So~bade/

    jugglery
    legerdemain
    sleight of hand

فارسی به انگلیسی

شعبده باز
illusionist, juggler, magician

شعبده بازی
hocus-pocus, jugglery, legerdemain, magic, prestidigitation, sleight of hand

شعبده بازی کردن
conjure, juggle

مترادف ها

juggle (اسم)
تردستی، حقه بازی، شیادی، شعبده، چشم بندی

legerdemain (اسم)
تردستی، حقه بازی، شعبده

پیشنهاد کاربران

منبع. عکس فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی دکتر محمد حسن دوست
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
...
[مشاهده متن کامل]

• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹

شعبدهشعبدهشعبده
ریمیا
نی جادوی نی شَعبده است. .
مولانا
شعبده : یک کاری می کند یه چیز دیگه نمایش داده می شود.
شُعبَده
واژه ای پارسی و اَرَبیده است که آرگون ( original ) آن شُوبازی یا شَب بازی یا بازی در شَب است .
هنوز در برخی گویش ها به شَب ، شُو می گویند .
بَده هم همان بَزه و بازی است.
بنابراین شُعبده باز = شُوباز ، شَب باز ، شُوبَز
شُعبَده بازی = شُوبازی ، شُوبَزی
افسون، تردستی، ترفند، چشم بندی، حقه، حیله، سحر
شامولتی