bath (فعل)حمام گرفتن، شستشو کردن، ابتنی کردنtub (فعل)شستشو کردن، شسته شدنwash out (فعل)از بین بردن، شستشو کردن، از پا در اوردن، کثافات را پاک کردنbathe (فعل)شستشو کردن، استحمام کردنlave (فعل)چکیدن، کشیدن، شستشو کردن، ریختن
شستشو کردن ؛ غسل کردن. شستن تن :شستشویی کن و آنگه به خرابات خرامتا نگردد ز تو این دیر خراب آلوده. حافظ+ عکس و لینک