شرایط: مجموعه ای از وضعیت ها
گاهی می توان بجای شرایط از واژه ی [زمینه یا زمینه ها] بهره گرفت:
این دستگاه در شرایط سخت هم کار می کند.
این دستگاه در زمینه ی سخت هم کار می کند.
یکی از کسان ، به جایِ واژه " شرایط " واژه یِ " بوتار" را پیش نهاد کرده بود؛ وی این واژه را از آنرو پیشنهاد کرده بود که از بُن گذشته یِ فعل " بودن" به همراه پسوند " - ار"، واژه ای را بیافریند ولی از آنجا که با واژه یِ " بو. دار" همسان می شود، آنگاه با کژپسندیِ خود، آمده "بودن" را به ریختِ " بوتن" درآورده، سپس بُن گذشته را با پسوند " - آر" همراه ساخته و واژه یِ " بوتار" را ساخته است.
... [مشاهده متن کامل]
این درحالیست که شما نمی توانید با بازی آوایی در نشانه مصدری " تَن/دَن" ، واژه سازی کنید. تازه، بکارگیریِ خودِ واژه " بودار" بسیار شایسته تر از واژه ای همچون " بوتار" است؛ چراکه همآوایی در بسیاری از واژگان رُخ میدهد و افزون بر آن، " بودار= بو. دار" صفت است و " بود. ار" نام.
ولی برای اینکه ما از این همآوایی پیش گیری کنیم، راه چاره این است که " بودن" را به ریختِ بُن کُنونی مصدری کنیم و سپس بُن گذشته یِ آن را با پسوند " - آر" همراه سازیم. ساختارِ دستوریِ زبانِ پارسی چنین هِلانِشی ( =اجازه ای ) را به ما میدهد.
پس داریم :
" بودَن:budan" را به ریختِ " بُوَدَن، بُویدن، بَوَدَن، بَویدن" درمی آوریم و سپس بُن گذشته " بُوَد ، بُوید، بَوَد، بَوید" را بیرون می کشیم و سرانجام، یکی از واژگانِ " بُوَدار، بُویدار، بَوَدار، بَویدار" را به جای " شرایط، موقعیت، واقعیت امر" برمی گزینیم.
از میانِ این چهار واژه، هر واژه ای که برگزیده شود، آن برابر با " Sachverhalt " در زبانِ آلمانی خواهد بود. ( در این باره به زیرواژه " بوده" یا " بودک" در همین تارنما بروید و پیام من را بخوانید و سپس آن را با واژه یِ " Sachverhalt" همسنجی کنید. )

شرایط اقتصادی شما از ما جلو تر هست
مرج ها به دست می دهد: به اقتًضای شرایط.
مرج:شرط.
مرج بندی:شرط بندی.
جان مایه، بن مایه، مایه
سلیم
شرایط: چگونگی ها، پیمان ها
در لکی
پاوِریز، پاوێرێیز:حال و هوا، حالت، شرایط
شرایط: اوضاع و احوال
زمینه ، وضعیت
شَرایِط:
١. پیشنیازها، پیمان، سامه
٢. روال، کاروبار، روالِ زندگی؛ زمان، روزگار، دوره، زمانه؛ همەچیز
روز و روزگار ( در برخی باره ها چون نمونه ی زیر )
�سازش های مینِسک� برای گره گشایی ( حل و فصل ) روز و روزگار ( شرایط ) در خاور ( شرق ) اوکراین در سال ۲۰۱۵ دستینه شدند ( به امضا رسیدند ) . . .
بدون در نگر گرفتن اینکه شرط فارسی باشد یا نه برا ان واژه زیر را می پسندم
شرط = چال =راه ناهموار و با اما و اگر = چیزی که در آن چه و اما و اگر داشته باشد برگرفته از چ الودن = چالودن که در چیستان = چ ایست ان / چگونه = چ گونه ( گونه ای مشروط ) / چیز = چ ایز ( ایست یا هست ) واجدی که سوال برانگیز و مشروط است / چندان = چ اندان ( اندازه ای مشروط و سوال برانگیز که در چند به چم چ اند = اندازه مشر وط یا مشخص بکار میرود )
... [مشاهده متن کامل]
پس چ به چم مشروط و سوالی می باشد
شرط کن = چال کن ( چاله = راهی که هموار نیست و اما اگر دارد )
چالش = انجام کاری با اما و اگر و دردسر
چکنان = شرایط
مشروط سازی = چهالیز = چالیز
مشروط شدن = چالود شدن = چه آلود = الوده به شرط شدن
فیزیک را چالود ( مشروط ) شدم
با چکنان ( شرایط ) زیادی از من خواستدند که . . .
شرط پذیرش . . . چال پذیرش
در این شرایط: در این زمینه
در این شرایط: در این زمینه ها
اوضاع، دوران، دوره، ایام، زمانه، وضعیت
واژه پیرامن ها برای واژه ( شرایط محیطی ) تازی درخورد است
پیرامونه ها
مانند شرایط محیطی: پیرامونه ها
شرایط کاری: پیرامونه های کاری
یا پیرامگر های کاری
چند و چون
نمونه:
. . . بورژوازی برای طبقه فرمانروا بودن در همبود ( جامعه ) و گرانبار نمودن چند و چون ( شرایط ) خویش به عنوان قانونی برتر بر فراز همبود، دیگر هیچ شایستگی ندارد.
برگرفته از پیوند زیر:
https://www. behzadbozorgmehr. com/2016/06/blog - post_88. html
در زبان آلمانی برای واژگان ( وضعیت، شرایط، چگونگی ) ، واژه Umstand را بکار می برند و انگلیسی زبانها واژه circumstance.
Um در زبان آلمانی پیشوندی به معنای ( حول، پیرامون ) می باشد که برابر آن در پارسی ( پَر، پیر، پیرا ) می باشد، همچنین در زبان انگلیسی واژه cir. cum. stance را داریم که تکواژ cir در واژگانی همچون circle به معنی ( پَرهون یا دایره ) دیده می شود و باید درنظر داشت که پیشوند ( cir ) همان ( پَر یا پیرا ) در پارسی است.
... [مشاهده متن کامل]
stand در آلمانی یا stance در انگلیسی نیز به روشنی با واژه ایستادن و ایستاندن , هستن و هشتن در پارسی هم بُن و ریشه است. بنابراین واژگانی که از دلِ این فروکاهی بیرون می آیند، چنین هستند:
1 - پَرنهش یا پیرانهش:وضعیت، شرایط، چگونگی ) و از آن می توان کارواژه ( پَرنهادن ) یا واژه دیگری همچون ( پَرنهشتن ) را بکار گرفت.
2 - پَرایستایش و واژگانی همچون پَرایستادن و. . .
با توجه به این فروکاهی، واژگان درخورتری نیز می توان یافت ولی آنچه روشن است می بایست پیشوند ( پَر یا پیرا ) در این واژگان بکار آید.
Conditions
سامه گان، سامِگان ( جمعِ سامه ی پارسی به معنیِ عهد، پیمان، شرط )
این واژه ی �شرایط� عربی نیست و در فرهنگ واژگان سانسکریت که خواهر زبان پارسی است به معنای condition آمده است!
context
سامه ها
این واژه ریشه آریایی دارد:
واژه آریایی شرایت که عرب آنرا شرایط مینویسد در اصل به معنای نشانه گذاری است که در سنسکریت به شکل शरव्यता zaravyatA و به معنای condition آمده است. بدینسان آشکار میشود که شرایط حالت جمع از واژه شرط نیست بلکه شرط در اصل شرت و به معنای اطمینان است.
در پارسی " سامه ها" برابر کتاب فرهنگ برابرهای پارسی واژه های بیگانه از ابوالقاسم پرتو
وضع
circumstance
قیود
وضعیت
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٣٠)