لری بختیاری
چِپچِپ، باس، رَم، هَوجیف:شایعه
شایعه: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست:
دنگو dangu ( کردی )
اِزراو ezrāv ( سغدی: żrāv )
سامراوین sāmrāvin ( سنسکریت: sāmrāvina )
( شایعة ) شایعة. [ ی ِ ع َ ] ( ع ص ، اِ ) مؤنث شایع. ج ، شایعات. صورتی از شائعة. خبری که فاش شود ولی صحت و نادرستی آن معلوم نباشد. ( از معجم الوسیط ) . || اشتهار و آوازه. ( ناظم الاطباء ) . || خبرهای بی اصل و نادرست.
... [مشاهده متن کامل]
- شایعه سازی ؛ خبر نادرست ساختن.
- اخبار شایعة ؛ خبرهای معروف و مشهور. ( ناظم الاطباء ) .
منبع. لغت نامه دهخدا
هوچی
چو
چرند
لری بختیاری
باس، چِپچِپ، رَم:شایعه
♦️
نوواژه برای جایگزینیِ #to_rumor به معنای ساختن یا پراکندنِ خبری که ممکن است واقعیت نداشته باشد؛ شایعه ساختن و پراکندن؛ و جُزین
ا↙️
#راویدن ( rāvidan ) 👈 راو ستاکِ برساخته از ریشه ی اوستاییِ - raod به معنای گریستن و موییدن ) - - یدن ( نشانه ی مصدر )
... [مشاهده متن کامل]
( پایینِ صفحه را ببینید. )
🔺 نکته:
واژه ی "راو" به معنای "شایعه" در گویش لری ممکن است از همین ریشه باشد.
▪️مثال:
۱ - راویده اند ( شایعه کرده اند ) که نخست وزیر پس از کودتای شبِ گذشته از کشور گریخته است.
۲ - اگر می خواهی در این روستا زندگی کنی باید مراقب باشی که مردم در هیچ زمینه ای نتوانند درباره ات بِراوَند ( شایعه بسازند. )
🔺توجه:
🔹 #rumor شایعه
🔹 #راوه ( ازنظرِ معنا و دیسه بسنجید با: یاوه . )
▪️مثال:
۱ - او همیشه داشت راوه ( شایعه ) می پراکند که سرپرست می خواهد استعفا دهد.
۲ - راوه ای ( شایعه ای ) شنیده ام که او خود برادرش را کشته است، ولی به گمانم حقیقتی در این خبر نباشد.
🔸 #rumoring
🔸 #راوش ( راوِش )
🔹 #rumormonger شایعه ساز، شایعه پراکن
🔹 #راوه پراکن
یا: #راواندز
یا: #راوش گر
▪️مثال:
او در روزنامه آموزش دیده بود که راوانداز ها ( راوِش گرها، شایعه پراکن ها ) را از کسانی که خبرِ واقعی می دادند به درستی تشخیص دهد.
🔸 #rumormongering
🔸 #راوش گری
یا: #راوه پراکنی
یا: #راواندازی
🔹 هم ریشه های دیگرِ #راویدن ، #راوه ، #راوش گر و #راواندازی در زبان های هندواروپایی:
اوستایی 👈 گریستن، موییدن ➖ - raod
سانسکریت 👈 غرش کردن ➖ ruv�ti
یونانی 👈 جیغ کشیدن ➖ ώρΰομαι
لاتینی 👈 فریاد کشیدن، شایعه کردن ➖ rūmor
آلمانی میانه 👈 لابه کردن ➖ rienen
گوتیک 👈 راز ➖ rūna
اسلوونیایی 👈 گریستن ➖ rydati
انگلیسی 👈 شایعه ➖ rumor
فرانسوی باستان 👈 شایعه ➖ rumor
لری ( ؟ ) 👈 شایعه ➖ راو
کردی ( ؟ ) 👈 شایعه ➖ قاو
فارسی ( ؟ ) 👈 ناله و زاری ➖ راوه ( دهخدا )
سانسکریت ( ؟ ) 👈 بدگویی ➖ pravAda
هلندی ( ؟ ) 👈 بدگویی ➖ roddel
پورواهندواروپایی 👈 پچ پچ کردن، خروشیدن ➖ - reu
🔺 نکته:
همچنین بروید به: #to_propagandize .
🔻🔻🔻
@JavidPajin 👈 کانال واژه افزایی
سخن - پراکنی، سخن - اندازی، گفتەاندازی، گفتەپراکنی، چو، چواندازی، زبانزد
چو
چو اندازی /چو انداختن/چوپراکندن، هر کدام بسته به هر باره و گزاره می توانند جانشین �شایعه ساختن / پراکندن� شوند؛ نمونه:
. . . آخوند یاد شده، زیر فشارهای بگمان بسیار نیرومندِ �نشانه خدا�هایی آویزان به جاهای بالاتری از �ریسمان�، پس از آن، ناچار به پس گرفتن آنچه بر زبان آورده بود، شد؛ همه ی آنچه گفته بود را دروغ خواند و بگردن چو اندازان و سخن پراکنان افکند!
... [مشاهده متن کامل]
برگرفته از نوشتاری در پیوند زیر:
https://www. behzadbozorgmehr. com/2019/01/blog - post_26. html
حرف و نقل
لهجه و گویش تهرانی
شایعه
نیوشه
پارسی ان نیوشه است
شنیده هایی بر اساس حدس و گمان که صحت و سقم آن مشخص نیست
چو . .
حرف و حدیث
چو، هو
آوازه
آوازهء نادرست، آوازه ی به دروغ
فرافکنی ، دروغ پردازی
چو - هو
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٧)