شاباش

/SAbAS/

    cheer
    bravo
    excellent
    money strewn about at a wedding
    money strewn about at weddings

مترادف ها

bravo! (صوت)
افرین، براوو، بارک الله، شاباش، مریزاد، هورا، به به

پیشنهاد کاربران

منبع. عکس فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی دکتر محمد حسن دوست
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
...
[مشاهده متن کامل]

• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹

شاباششاباششاباششاباش
دوستان هر چیز جلوی دهان مبارک میاد مریزید بیرون ، جرف شما رو مطالعه نمیکنیم که هر شرو ور ی رو وارد مغزموم کنیم.
این ( بابا طاهر اوریان ) رو از کجا پیدا کردی ؟؟؟!!!
همه جارو گند زدین با این مسخره بازیها.
برین تو تلگرام گروههایی هستن مخصوص امثال شما.
شاباش: [درگویش گوغر �شَواش�] مخفف شادباش. آنچه، از پول و نُقل و دیگر چیزها، که در مراسم عروسی بر سرِ عروس و داماد ریزند.
نمونه: سپس داماد را به مجلس مردانه برگردانند تا شاباش کنند. ( کلیدر ج ۹ص ۲۶۵۰ ) محمدجعفر نقوی
هرچی آخرش ش داشته باشه تورکیه
زبان کردی: شاواز
آقای سجاد: سوادت خیلی ضعیف است. تفاوت است وهست را هم نمیدانی. به دیگران احترام گذاشتن را هم نمیدانی. یا سخن سنجیده گو. . . یا خموش.
شاباش در زبان اردو هندی و روسی هم است اما در زبان دری شاباس میگویند فکر کنم این واژه به شاه داماد ربطی داشته باشد چون در زبان دری به آغا داماد شاه میگویند و به قوم داماد شاه خیل میگویند و به قوم عروس ، عروس خیل میگویند
همون شاد باش فارسی هست
پانترکای نامحترم میدونن که در ترکی باشی به معنی سر هست و باش به معنی بودن فارسی هست و ربطی به باشی نداره
در ضمن پسوند لاق همون لاخ فارسی به معنی لایه هست مانند سنگلاخ، قشلاق، ییلاق
در فارسی خیلی جاها ک به ق تبدیل شده
آقای کشاورز راجع به قیش لاق حرف زدی. لطفا راجع به یای لاق هم حرف بزن. راجع به ساقدوش و سولدوش و شاباش هم حرف بزن. . . انرژیت تخلیه می شود. اسم روستای بابا طاهر هم اوریان است. نه عریان
باشلیق
صدقه سر به ترکی
در لغتنامه ی ترکی کلمه ای به نام شاباش وجود ندارد.
درست است: باش به ترکی سر معنی میدهد ولیاینجا کلمه مرکب که با”شا” آمده معنی ترکی ندارد.
ریشه ”شاد باش” است.
بشاش ( بش شاش ) بر وزن چاش باش ( شاش باش. شاشیرماق. چاش ماق ) . شاباش. . تورکی است.
شاباش یک کلمه ی تورکی است. بر وزن ساواش. لاواش. یاواش. دورباش ( نگهبان. دور یاخی نا گلمه ) ) . اون باشی ( کسی که به ده نفر دستور می دهد. ده باشی ) . یوزباشی. مین باشی. آش باشی ( آش پز. کسی که پلو میپزد
...
[مشاهده متن کامل]
) . چاش باش ( شاش باش. متعجب از فعل شاشیرماق ) . . . اگر شاباش همان شادباش است. و د حذف شده است. باید چند کلمه به عنوان نمونه نوشته شود. که در آنها د بی جهت حذف شده است.

پولی ( یا شکلاتی ) که در مجالس ( به خصوص در عروسی ) به کودکان، افرادی که در وسط مهمونی میرقصند، عروس وداماد برای شاد شدنشان داده میشودـ
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٤)