زهر

/zahr/

    venom
    poison
    toxin

فارسی به انگلیسی

زهر خونی
toxemia

زهر دادن
poison

زهر ریختن در چیزی
poison

زهر زدایی کردن در مورد مسمومیت
detoxify

زهر شناختی
toxicological

زهر شناس
toxicologist

زهر شناسی
toxicology

زهر شوکران
hemlock

زهر مار کردن
to eat

زهر کردن
to make disagreeable or bitter

مترادف ها

bane (اسم)
قاتل، زهر، مایهء هلاکت، جانی

venom (اسم)
زهر، سم

poison (اسم)
زهر، سم، شرنگ، مشوب کردن

toxicant (اسم)
زهر، سم

پیشنهاد کاربران

منبع. عکس فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی دکتر محمد حسن دوست
لینک کتاب فرهنگ واژه های اوستا
قرار می می دهم چون واژه درش دوستان می تواند بررسی کنید و ببینید
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
...
[مشاهده متن کامل]

• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹

زهرزهرزهرزهرزهر
منابع• https://archive.org/details/1_20221023_20221023_1515
مثل زهر هست
زیادی قلبا و ذهنأ دور شدیم و هستیم
منبع. عکس فرهنگ ریشه های هندواروپایی زبان فارسی
زهرزهرزهرزهر
معادل لکی : ژَر
ویشا، visha ( اوستایی ) زهر
toxin / ویشین
toxic / ویشیک
واژه زهر
معادل ابجد 212
تعداد حروف 3
تلفظ zahr
نقش دستوری اسم
ترکیب ( اسم ) [پهلوی: zahr]
مختصات ( در مقام دشنام و تحقیر )
آواشناسی zahr
الگوی تکیه S
شمارگان هجا 1
منبع لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی عمید
فرهنگ فارسی معین
فرهنگ واژه های سره
زهر آلود: آلوده به سم.
( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۲۸ ) .
زهر آمیز: آمیخته به سم.
( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۲۰۳ ) .
زهرافسای: افسون کننده به زهر.
...
[مشاهده متن کامل]

( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۲۱۸ ) .
زهر افشان: افشاننده زهر.
( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۲۱۸ ) .
زهر فوات: سم نیستی.
( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۳۳ ) .
زهر نحوست: سم نحسی.
( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۹۶ ) .

زهر آلود: آلوده به سم.
( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۲۸ ) .
عقرب در زبان ملکی گالی بشکرد
حمه، رز، سم، شرنگ، شوکران، هلاهل، شکوفه، گل، ورد
سمی، کثیف ، آلوده
شرنگ
Toxino
زهر
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٣)