زاویه

/zAviye/

    corner
    angle

فارسی به انگلیسی

زاویه ٔ حاده
acute angle

زاویه ٔ متمم
complementary angle

زاویه ٔ مقدسه
shrine

زاویه ٔ منفرجه
obtuse

زاویه 90 درجه
quadrant

زاویه اختلاف منظر
parallax

زاویه انحراف
[phys.] declination

زاویه انحراف عقربه قطب نما
declination

زاویه باز عدسی دوربین
wide-angle

زاویه تند
salient

زاویه خارجی
cant

زاویه دار
angular

زاویه دار شدن
angle

زاویه دار کردن
angle

زاویه دیوار
quoin

زاویه ساختمان
quoin

زاویه سمت
azimuth

زاویه سنج
goniometer

زاویه سنج مساحی
transit

زاویه غیر قائمه
oblique angle

مترادف ها

angle (اسم)
طرف، زاویه، گوشه، کنج، قلاب ماهی گیری، تیزی یا گوشه هر چیزی

corner (اسم)
زاویه، گوشه، کنج

hermitage (اسم)
زاویه، گوشه عزلت، جای انزوا

canton (اسم)
زاویه، قسمت، بلوک، بخش

پیشنهاد کاربران

زاویه ؛
برای درک بهتر نحوه ی ایجاد این کلیدواژه از مثال همیشگی دو کلمه ی موسیقی و موزیک که دو حرف ( س ز ) و ( ق ک ) از طریق قانون قلب ها و منقلب شدن حروف به سمت حروف دیگر جهت ایجاد کلمات در ابعاد کاربردی مختلف استفاده می کنیم.
...
[مشاهده متن کامل]

کلمه ی زاویه با ریخت ساویه به معنی میزان و درجه سَوا شدگی و باز بودن با تعریف غیرانطباقی آن به معنی میزان و درجه از هم جدا شدن دارای معنا و مفهوم می باشد.
در همین رابطه کلمه ی مساوی منشعب از کلمه ی سَوا شدن به معنی هر چیز جدایی که برابر چیزی باشد ولی آن نباشد دارای مفهوم می باشد.
از طریق قانون لاتین در پاتیل کلمات ، کلمه ی موازی با ریخت مواسی و با ریخت دیگر آن مباسی و مبازی به معنی از هم باز بودن ولی در یک راستا بودن دارای معنا و مفهوم می باشد.
حرف ( و ) در کلمه ی موازی که ما آن را با ریخت مبازی تبیین نمودیم مثل دو کلمه ی دروازه بان و دربازه بان می باشد.
اگر بخواهیم به دنبال اثر و رد کلمه ی زاویه در یک موقعیت کاربردی دیگر در فرهنگ ها و زبان ها و گویش های محلی بگردیم و جستجو کنیم در زبان کرمانجی در فرهنگ کردهای خراسان شمالی به داماد زاوا گفته می شود.
کلمه زاوا به معنی داماد از جهت جدا بودن این شخص از اعضای خانواده دارای معنا و مفهوم می باشد.
چنانچه روند جریان مفهوم سَوا بودن را در آبراه سیال حروف که منتهی به رسیدن به ساحل پهنه ی واژگان و دریای لغات می شود بیشتر دنبال کنیم کلمه ی سَوا با ریخت زَبا به معنی جدا بودن مرتبط با کلمه ی زیب به معنی از سوا شدگی در آمدن و به معنی به هم رسیدن در اصطلاح زیب شلوار و لباس می توانیم به عینه انطباق این مفهوم را در واقعیت مشاهده کنیم.
حتی اصطلاح زیبندگی و زیبا بودن و حتی کلمه ی زبان که به عنوان عضوی از اعضای وجودی ما باعث زیب شدن حروف به همدیگر جهت ایجاد کلمات و جملات زیبا می باشد نیز می توانیم این مفهوم را ببینیم.
مفهوم سَوا بودن در حوزه ی کلمات هم ریشه ی خودش اونقدر دارای کلمات فراوانی با این مفهوم مشترک در ابعاد کاربردی مختلف می باشد که اصطلاح سابیدن و سابیده شدن جهت سَوا نمودن در سمباده ها و در نقطه ی مقابل با یک تعریف متضاد هم ریشه در اصطلاح اَسِمبِل نمودن به معنی به هم زیب نمودن یا مونتاژ نمودن و تجمیع کردن نیز قابل مشاهده است.
همچنین کلماتی از قبیل ؛ ( تساوی استوا سواد ضیافت سود و . . . )
چنانچه علاقمندان به مبحث زبانشناسی تمایل داشته باشند مفهوم سوا بودن را در حوزه ی بیشتری از کلمات مطالعه کنند می توانند به توضیح مفهوم کلمه ی سواد در حساب کاربری اینجانب مراجعه کنند.
التماس دعای خیر برای همه ی بندگان خدا و چه خیری بهتر از ظهور منجی بشریت قائم آل محمد حضرت مهدی علیه السلام روحی و ارواحنافداه.

زاویه دید غلط به زیبائ حقیقت:
زاویه
شی. ( اِ ) زاویه. ( ناظم الاطباء ) .
"سوق" عربی شده "سوگ" در پارسی است که همان "سو" امروزی است. ( "و" در گذشته به شیوه "وگ" بوده است )
پس برابر "سوق دادن" می شود "سو دادن" و یا "سوگ دادن".
از این "سو دادن، سوگ دادن" میتوان برای جایگزین "هدایت کردن، مایل کردن" بکار برد.
...
[مشاهده متن کامل]

به جای "زاویه" میتوانیم واژه "سوگه" را به کار ببریم.
برای نمونه:
نادرست:اندازه این زاویه 75 است.
درست تَر:اندازه این سوگه 75 است.
بِدرود!

گوشه.
"رأس زاویه" به پارسی می شود "سر گوشه" یا "تارَک گوشه". "ضلع زاویه" به پارسی می شود "بَر گوشه". "نقاله" به پارسی می شود "گوشه سنج". "زاویۀ حاده" به پارسی می شود "گوشۀ تند" یا "گوشۀ بسته". "زاویۀ منفرجه" به پارسی می شود "گوشۀ باز". "زاویۀ قائمه" به پارسی می شود "گوشۀ راست". "زاویۀ نیم صفحه" به پارسی می شود "گوشۀ نیم هامون" یا "گوشۀ تخت". "زاویۀ تمام صفحه" به پارسی می شود "گوشۀ همه هامون". دو گوشه با جَمکَردِ ( مجموعِ ) 90 درجه "گوشه های "اُسپُرَندِه" ( زاویه های متمم ) هستند. دو گوشه با جَمکَردِ ( مجموع ) 180 درجه "گوشه های "آپُرَندِه" ( زاویه های مکمل ) هستند. "زاویۀ متقابل" به پارسی می شود "گوشۀ روبرو". "زاویۀ مجاور" به پارسی می شود "گوشۀ هَمبَر" یا "گوشۀ همپهلو". "زاویۀ داخلی" به پارسی می شود "گوشۀ درونی". "زاویۀ خارجی" به پارسی می شود "گوشۀ بیرونی". در یک پَرهون ( دایره ) ، "زاویۀ مرکزی" به پارسی می شود "گوشۀ کُیانی" و "زاویۀ محاطی" به پارسی می شود "گوشۀ دَروِشتِه".
...
[مشاهده متن کامل]

نما
تو شاهنامه هم زاو اومده و معر پذیرش فردوسی پاش خورده که زاویه همون زاو هست
به دهخدا سر بزنین واژه های زاو _زاوه_زاوی رو جستجو کنین میدونین زاویه پارسیه و نیاز به پارسی سازی نداره عربا دست کاریش کردن تنها نیازی به جای زاویه بگین زاوه یا زاوی یا زاو
زاو گفته کاربرد بناها و سازندگان ساختمان پس زاویه تازی شده زاو فارسیه واژه ای ساده تر و کاربردی تر
زاویه پارسی زاو هست دهخدا رو جستجو کنین زاو به مینه تنگه و شکاف و دره و کنج و گوشه هست زاویه تازی شده زاو هست
واژه زاویه
معادل ابجد 29
تعداد حروف 5
تلفظ zāviye
نقش دستوری اسم
ترکیب ( اسم ) [عربی: زاویَة]
مختصات ( یِ ) [ ع . زاویة ]
آواشناسی zAviye
الگوی تکیه WWS
شمارگان هجا 3
منبع لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی عمید
زاویه به معنی محلی برای گوشه نشینی، خانقاه ( عبادتگاه ) می باشد همانندرباط ( رباط کریم ) که در گذشته محلی برای
اعتکاف وعبادت بوده است - نکته: این معنی زاویه مستند
برگرفته از یک کتاب تاریخی قدیمی میباشد.
شاه نشین - گوشه
سوک، کنج، گوشه
پستو.
انگلیسی : cornor
آلمانی : Winkel
فرانسوی: Angle
گوشه چشم
افزون بر برابرهای یاد شده در بالا، آمیخته واژه ی �گوشه چشم� را نیز می توان در بسیاری باره ها بکار برد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
�گوشه چشم� را می توان بجای �زاویه� و به همان آرش بکار برد؛ مانند:
...
[مشاهده متن کامل]

�از گوشه چشمِ فلسفی . . . � یا
�از کدام گوشه چشم به این جُستار می نگرید؟�
�گوشه چشم� با اندک چشم پوشی، همترازِ واژه ی �دیدگاه� نیز هست.
برگرفته از پی نوشتِ نوشتاری در پیوند زیر:
ب. الف. بزرگمهر ۱۶ اسپند ماه ۱۳۹۴
http://www. behzadbozorgmehr. com/2016/03/blog - post_24. html

به نظر من زاویه یعنی : تیزی یا گوشه هر چیزی و برحسب درجه حساب میشود

کنج، گوشه، بیعت، خانقاه، دیر، صومعه، عبادتخانه، معبد، تکیه، خلوتخانه، خلوتکده، مسکن، حجره، غرفه
زاویه: دوربین نسبت به سوژه سه زاویه می تواند داشته باشد: اگر ازبالا به پایین فیلمبرداری شود به آن زاویه ی سرپایین واگر پایین به بالا فیلمبرداری شود به آن زاویه ی سربالا گفته می شود. معیار زاویه سربالا
...
[مشاهده متن کامل]
یا سرپایین ، دید مستقیم چشم است. فیلمبرداری به موازات افق چشم را � آی لول� می گویند. ( اصطلاح سینمایی )

کنج، گوشه
زاویه های مثلث:گوشه های مثلث
این واژه اربی است و پارسی آن اینهاست:
قوژین ( کردی )
کیوژ kiuž ( اوستایی: کَئُژدَ kaožda )
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٢٢)