دراز کردن


    extend
    lengthen
    outreach
    outstretch
    to lengthen
    to prolong
    to stretch

فارسی به انگلیسی

دراز کردن بدن
stretch

دراز کردن دست
reach

دراز کردن شاخه
stretch

دراز کردن گردن خود برای بهتر دیدن
crane

مترادف ها

streak (فعل)
دراز کردن، بسرعت حرکت کردن، خط خط کردن، گستردن

extend (فعل)
بزرگ کردن، منبسط کردن، ادامه دادن، رساندن، دراز کردن، توسعه دادن، طولانی کردن، طول دادن، تمدید کردن

porrect (فعل)
ارائه دادن، دراز کردن، جلو گذاردن

crane (فعل)
دراز کردن

lengthen (فعل)
کشیدن، دراز کردن، طولانی کردن، دراز شدن

elongate (فعل)
دراز کردن، طولانی کردن، امتداد دادن، کشیده کردن

protract (فعل)
دراز کردن، طول دادن، امتداد دادن، کش دادن

prolong (فعل)
دراز کردن، بتاخیر انداختن، طولانی کردن، طول دادن، امتداد دادن، امتداد یافتن، بطول انجامیدن، ممتد کردن

prolongate (فعل)
دراز کردن، بتاخیر انداختن، طولانی کردن، امتداد دادن، امتداد یافتن، بطول انجامیدن

پیشنهاد کاربران

خواباندن
اطاله ٔ کلام ؛ اطناب سخن. سخن بدرازا کشاندن. طول دادن کلام. رجوع به اطالة و اطالت شود.
- اطاله ٔ کلام کردن ؛ اطناب کردن در کلام. رجوع به اطاله ٔ کلام شود.
- اطاله ٔ لسان ؛ زبان درازی. پرگویی. بسیار سخن گفتن. بدرازا کشاندن کلام. رجوع به اطالة و اطالت شود.
...
[مشاهده متن کامل]

- اطاله ٔ لسان کردن ؛ زبان درازی کردن. رجوع به اطاله ٔ لسان و اطالة و اطالت شود.