بزرگ کردن، منبسط کردن، ادامه دادن، رساندن، دراز کردن، توسعه دادن، طولانی کردن، طول دادن، تمدید کردن
porrect(فعل)
ارائه دادن، دراز کردن، جلو گذاردن
crane(فعل)
دراز کردن
lengthen(فعل)
کشیدن، دراز کردن، طولانی کردن، دراز شدن
elongate(فعل)
دراز کردن، طولانی کردن، امتداد دادن، کشیده کردن
protract(فعل)
دراز کردن، طول دادن، امتداد دادن، کش دادن
prolong(فعل)
دراز کردن، بتاخیر انداختن، طولانی کردن، طول دادن، امتداد دادن، امتداد یافتن، بطول انجامیدن، ممتد کردن
prolongate(فعل)
دراز کردن، بتاخیر انداختن، طولانی کردن، امتداد دادن، امتداد یافتن، بطول انجامیدن
پیشنهاد کاربران
خواباندن
اطاله ٔ کلام ؛ اطناب سخن. سخن بدرازا کشاندن. طول دادن کلام. رجوع به اطالة و اطالت شود. - اطاله ٔ کلام کردن ؛ اطناب کردن در کلام. رجوع به اطاله ٔ کلام شود. - اطاله ٔ لسان ؛ زبان درازی. پرگویی. بسیار سخن گفتن. بدرازا کشاندن کلام. رجوع به اطالة و اطالت شود. ... [مشاهده متن کامل]
- اطاله ٔ لسان کردن ؛ زبان درازی کردن. رجوع به اطاله ٔ لسان و اطالة و اطالت شود.