همه چیز را با من در جربان میگذاشت
اشتباه پدرت اورا از کوره در اورده بود خشمگین بود
نفرت خانواده اش نسبت به همسایه اش افراطی گویا ببان میشد
غدغأ های مادرش ورودی نداره فامیل نمیشم
عصبانیت مادرش در بی عدالتی پدرت حد مرز های واسشون تعیین شده بود
... [مشاهده متن کامل]
بگو کیک شیرین واس پسرش کیک تلخ وای پسرم
از شنبدن غم بغض صداهای من نسبت به شما خیلی پُر ضده بود و روز به روز نفرت انگیز شدین
درد های قلبم ناراحتش کرد
به هنگامِ . . . . . .