دب

/dobb/

    bear
    dipper

فارسی به انگلیسی

دب اصغر
ursa minor, little bear, the lesser bear

دب اکبر
great bear, ursa major, big dipper, the greater bear

دب خرس
bear

پیشنهاد کاربران

و دب الیاس فی قلبها دبیب الموت فی الحیاة
منفلوطی، صفوة المولفات الکاملة العبرات الفضیلة، ص٩٦
الدَبُّ: الشَراب ( الضُعف ) والسقم فی البدن.
. . .
اکذبُ مِن دبَّ و دَرَج = ضرب المثل للخنُاس - الخرّاط - کثیر الکذب.
= ضرب المثل" یه روده راست تو شکمش نیست"=یه حرف راست تو وجودش نیست.
. . .
...
[مشاهده متن کامل]

درعنوان لغت نامه دهخدا:
و قولهم : هو اکذب من دب و درج ؛ یعنی کاذب ترین زندگان و مردگان است. ( درست هست! )
( منتهی الارب ) . || سرایت کردن شراب و بیماری در بدن. ( ترجمه تحت اللفظی=غلط هست! )
( منتهی الارب ) . سرایت کردن شراب و بیماری در جسم. ( آنندراج ) . ( ترجمه تحت اللفظی=اشتباه هست! )

منبع. عکس فرهنگ پاشنگ
دبدبدبدب
دب به معنای نوشتن است و از واژه اوستایی و پارسی باستان دپی آمده است. ادبیات، دبیر، دبستان، ادبستان، دبیرستان از ریشه دب می باشند.
در پاسخ به جناب سالار :
1 - ترکی زبانی است که زبر ( فتحه ) ندارد .
2 - سومریها زبان منحصر به خود داشته اند .
3 - دبستان از ترکیب واژه �دیپی� در فارسی باستان و ستان ساخته شده است .
4 - دوب در زبان سومری به معنای کتیبه و سنگ نوشته ارتباطی به زبان ترکی ندارد .
خرس فلکی
دَب: در زبان آذری به معنی روال ، رایج شدن ، مد، سنت هست
دب شدن : ( به پیش دال یابه زبر ) به چم وآرِش یامعنای لج بازی وسرکشی کردن ، سرستیزه داشتن
این واژه بیشتر درگویش استان فارس، روان ورایج است چنانکه بومی سرای شیرازی بیژن سمندرگوید:
بادلُم هی دُب مشو درآتیشت نگذاربرم
وقتی تِنگیدم دیگه، مارِ توپیدانَمکنی!
خرس