خالی

/xAli/

    devoid
    bare
    barren
    blank
    empty
    inane
    unoccupied
    vacant
    vacuous
    windy
    null

فارسی به انگلیسی

خالی از
devoid

خالی از ابهام
unequivocal

خالی از سکنه
desolate, empty, lonely

خالی از سکنه کردن
desolate

خالی از ظرافت
crude

خالی از لطف
stodgy

خالی از لطف و تازگی
trite

خالی از مردم
empty

خالی از هوا
vacuum-packed

خالی ازهمه چیز
to leave all jokes aside

خالی بودن
emptiness, vacancy

خالی تهی
empty, vacant-void

خالی کردن
deplete, discharge, dump, empty, vacate, void, to empty, to evacuate, to unload, to discharge, to fire off

خالی کردن اب چیزی
drain

خالی کردن از اثاثیه و تسهیلات
dismantle

خالی کردن اندوه سر کسی
unload

خالی کردن بار
unload

خالی کردن باطری و خازن
discharge

خالی کردن به طور کامل
exhaust

خالی کردن خشم
vent

مترادف ها

void (صفت)
پوچ، بی اعتبار، عاری، تهی، خالی، باطل، بلاتصدی، عاری از

empty (صفت)
پوچ، تهی، مجوف، خالی، چیز تهی

hollow (صفت)
خشک، پوچ، تهی، مجوف، مقعر، خالی، پوک، غیر صمیمی، توخالی، میان تهی، گودافتاده، بی حقیقت

vacuous (صفت)
پوچ، بی معنی، تهی، خالی، کم عقل، بی مفهوم

destitute (صفت)
عاری، خالی، بی چاره، نیازمند، لات و لوت

deprived (صفت)
محروم، خالی

vacant (صفت)
بی کار، خالی، اشغال نشده، بی متصدی، بلاتصدی

coreless (صفت)
خالی

unoccupied (صفت)
خالی، بدون مستاجر، اشغال نشده

indigent (صفت)
تهی، خالی، تهی دست، تنگدست

unloaded (صفت)
خالی

uncharged (صفت)
خالی، پر نشده، به حساب هزینه نیامده، رسما متهم نشده

tenantless (صفت)
خالی، بدون مستاجر، اشغال نشده

پیشنهاد کاربران

میتوان به جای {خالی} گفت {پوچ، تهی}.
این واژه در تالشی به صورت خل وجود داره و به معنی سوراخ هست . در گویش عنبرانی از زبان تالشی با جابه جایی حرف خا و حرف ها به صورت هل در اومده . با همین نوع جابه جایی در انگلیسی به صورت hole هم معنی سوراخ
...
[مشاهده متن کامل]
میده. و واژه holy به معنیه مقدس و پاک دامن در انگلیسی که به عبری میرسه هم از این ریشه هست و در اصل به معنی تهی و خالی از گناه بوده . و واژه holiday به معنی تعطیل که از لاتین گرفته شده معنی اصلیش روز تهی و خالی از کار بوده. واژه پتی که دوستان دربارش نوشتن در زبان تالشی به صورت پت به معنی حباب و کف هست و معنی دیگرش لارو حشرات که داخل گیاهان و تنه درختان مرده دوره ای از زندگیشون رو سپری میکنن. لازم به توضیح هست که داخل بدن این این لارو ها مواد ژله مانند هست و اغلب وقتی بدنشون شکافته میشه مقداری حباب در بدنشون دارن و احتمالا برای همین به این لارو ها هم پت گفته شده .

تو لری به خالی میگیم پتی ( Pati )
درزبان باستانی لری واژه کهن و آریایی�پتیPaty� به معنی خالی، تهی پوچ، برهنه. . . میباشد. این واژه کهن وارد زبانهای اروپایی ( انگلیسی. . . ) شده و در زبان انگلیسی با واژه�Empty� قابل مقایسه است. گمان میرودپیشوند
...
[مشاهده متن کامل]
ویاحروف�Em� به واژه کهن �پتی Paty�اضافه شده باشد. واژه �پرPor� متضاد واژه کهن �پتی� در لری است. مثالهایی از کاربرد این واژه در لری: در عبارت�دسم پتییه یعنی دستم خالیست که کنایه از مفلسی، نداری، تهیدستی وبی چیزی است� ویا�پوت پتی ورگشتم یعنی دست خالی برگشتم� ویا�بازی بومی پرpor یا پتیpaty که در واقع همان بازی گل یا پوچ است� و �پاپتی یعنی پای برهنه�. . .

واژه خالی
معادل ابجد 641
تعداد حروف 4
تلفظ xāli
نقش دستوری صفت
ترکیب ( صفت ) [عربی]
مختصات ( ص . )
آواشناسی xAli
الگوی تکیه WS
شمارگان هجا 2
منبع فرهنگ فارسی معین
اهوان
به مال و قوت دنیا مشو غره چو دانستی
که روزی آهوان بودند آن پرآرد انبان ها
در زبان گلیلگی به سوراخ خوله می گویند و که بی ربط با این واژه که عربی پنداشته می شود نیست :
سوزنی :
سیکی ده بخانه وام شده ست
پنج از آن خوله پنج از آن ماله
در گلیگی به سوراخ ، خوله می گویند ، اینکه واژه خالی با خوله از یک ریشه است را نمی دانم ، ولی میدانم که دست کم هفتاد درصد زبان عربی ریشه ایرانی دارد و واژه خالی هم شاید ریشه ایرانی داشته باشد
تهی، پوک، پوچ، وَنگ، وُنگ
کردی جنوبی و مرکزی: چول
ریخت کهن - و پارسی خالی . . خوله khooleh. . . بوده. در فرهنگ های ( ناظم الاطباء ) و ( برهان قاطع ) هم آمده . تهی ، پوچ ، پوک ، بی باشنده هم برابرهای اونه .
و همان جور که دوستمان مهدی کشاورز هم فرمودند - پتی - هم میشه. که هنوز هم در گویش بوشهری به کار می ره.
تُهی = خالی
تُهینا = خلأ
{همچون ژرف و ژرفنا یا تنگ و تنگنا}
#پارسی دوست
در زبانهای باختری ایران، واژه "پَتی" به جای [خالی] به کار می رود که شاید با empty در انگلیسی همریشه باشد.
پَتی در زبان پارسی نیز به چم برهنه و لخت است مانند پاپتی و لخت و پتی، البته چمار و مفهوم خالی را نیز می توان از آن برداشت نمود، پاپتی یعنی [کسی با] پای خالی ( برهنه ) ، لخت و پتی یعنی برهنه و خالی از رخت و لباس.
...
[مشاهده متن کامل]

در برخی گویشهای پارسی نیز واژه "پوت" را داریم به چم پوچ و خالی،
رویهمرفته می توان گفت که واژه های پتی، پوت، پوچ، پوک، پیک و. . همریشه هستند.

خالی: [ اصطلاح کفتر بازی ] به پرهای رنگی روی بدن کبوتر خالی گویند و این خالها هر رنگی که باشد کبوتر – را به همان رنگ نسبت می دهیم مثلا اگر رنگ خالهای کبوتری قرمز باشد، ان را خالی قرمز می نامند.
پیش تر ها به معنی جدا و دور نیز بکار می رفته است.
منبع: در پی آن آشنا ؛ آشنایان بیگانه �دفتر دوم� به کوشش دکتر سید محمد راستگو
فارغ
در لری بختیاری
تو خالی: پیک
خالی: پَتی
تهی . . . پوچ . . .
در گویش بختیاری به خالی ، پَتی گفته می شود .
قرون خالیه یعنی قرنهای گذشته.
برای یادسپاری آسان تر فرض کنید قرن ها مانند ظرف هایی هستند که وقتی می آیند مملو و پر ند وقتی می گذرند خالی می شوند.
خالی خود واژه ای پارسی است
خالی=خال ( تهی، سوراخ ) ی ( پسوند نامساز بستگی )
خالی خود واژه ای پارسی است
خالی=خال ( تهی، سوراخ ) ی ( پسوند نامساز بستگی )

پوچ، پوک، تهی، تخلیه، آزاد، رها، بی سکنه، بلاتصدی، بلامتصدی، بری، عاری، فارغ، صرف، محض، خلوت، خلوتگاه
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٢٣)

بپرس