خاله

/xAle/

    maternal aunt
    auntie
    aunty

فارسی به انگلیسی

خاله پینه دوز
ladybug

مترادف ها

aunt (اسم)
عمه، خاله، زن دایی، زن عمو

پیشنهاد کاربران

واژهٔ �خاله� در زبان فارسی به معنای �خواهر مادر� است و در زبان های ایرانی دیگر مانند کردی، لری، بلوچی و گویش های مختلف فارسی نیز کاربرد دارد. ریشه شناسی این واژه نشان می دهد که احتمالاً از زبان های ایرانی میانه مانند پهلوی گرفته شده است. در زبان های هندواروپایی، واژه های مشابهی برای �خواهر� وجود دارد که نشان دهندهٔ ریشهٔ مشترک این واژه ها در خانوادهٔ زبانی هندواروپایی است.
...
[مشاهده متن کامل]

بر اساس تحقیقات زبان شناسی، واژهٔ �خاله� در زبان های ایرانی میانه مانند پهلوی به صورت �xwāθay� ( خواتای ) آمده است که به معنای �خواهر مادر� بوده است. این واژه در زبان های ایرانی نو مانند فارسی، کردی، لری و بلوچی به صورت های مختلفی مانند �khāle�, �xāle�, �xāla� و �khāla� تلفظ می شود. این شباهت ها نشان دهندهٔ ریشهٔ مشترک این واژه ها در زبان های ایرانی است.
در زبان شناسی تطبیقی، واژه های مشابه در زبان های هندواروپایی برای �خواهر� به صورت های مختلفی آمده است. برای مثال، در زبان سانسکریت واژهٔ �svasṛ� به معنای �خواهر� وجود دارد که با واژهٔ �خاله� در زبان فارسی شباهت معنایی دارد. این شباهت ها نشان دهندهٔ ریشهٔ مشترک این واژه ها در خانوادهٔ زبانی هندواروپایی است.
با توجه به این شواهد، می توان نتیجه گرفت که واژهٔ �خاله� در زبان فارسی و واژه های مشابه در زبان های ایرانی دیگر از ریشهٔ مشترک در زبان های ایرانی میانه و در نهایت از خانوادهٔ زبانی هندواروپایی نشأت گرفته اند.
برای مطالعهٔ دقیق تر و معتبرتر دربارهٔ ریشه شناسی واژهٔ �خاله� در زبان فارسی و زبان های ایرانی، می توانید به منابع زیر مراجعه کنید:
1. کتاب های زبان شناسی تاریخی و تطبیقی زبان های ایرانی: کتاب هایی مانند �تاریخ زبان شناسی ایرانی� نوشتهٔ غلامحسین یوسفی و �زبان شناسی تاریخی زبان های ایرانی� نوشتهٔ ژاله آموزگار، اطلاعات مفصلی دربارهٔ تحول واژگان در زبان های ایرانی ارائه می دهند.
2. مقالات علمی در مجلات زبان شناسی: مقالات منتشرشده در مجلات معتبر مانند �Iranian Studies�، �Journal of Iranian Linguistics� و �Indo - Iranian Journal� می توانند اطلاعات تخصصی تری دربارهٔ ریشه شناسی واژه ها و تطور آن ها در زبان های ایرانی و هندواروپایی ارائه دهند.
3. واژه نامه های تاریخی زبان های ایرانی: واژه نامه هایی مانند �فرهنگ واژگان فارسی میانه� و �فرهنگ پهلوی� می توانند شواهدی از شکل های قدیمی واژهٔ �خاله� و تطور آن در طول زمان ارائه دهند.
4. پایگاه های دادهٔ زبان شناسی: پایگاه هایی مانند �Linguist List� و �Glottolog� منابعی برای مقالات علمی و اطلاعات زبان شناسی در زمینهٔ زبان های ایرانی و هندواروپایی فراهم می کنند.

( خالة ) خالة. [ ل َ ] ( ع اِ ) مؤنث خال. خواهر مادر. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) . یقال : �هما ابنا خالة� و لا یقال ابناعمة. ( ناظم الاطباء ) . رجوع به خاله شود.
خالة. [ ل َ ] ( اِخ ) نام آبی است مر کلب بن وبرة را ببادیه شام . نابغه آرد:
...
[مشاهده متن کامل]

بخاله او ماء الذنابة او سوی
مظنة کلب او میاه المواطر.
( از معجم البلدان یاقوت حموی ج 3 ص 391 ) .
خاله. [ ل َ / ل ِ ] ( ع اِ ) خواهر مادر. ( ترجمان علامه جرجانی ) ( مهذب الاسماء ) ( اشتینکاس ) . کاکی. ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ شعوری ج 1 ص 379 ) . دایزَه. مِرخا ( در لهجه دیلمان ) . ج ، خالات :
نالش او را کشید مادر و فرزند
شربت او را چشید عمه و خاله.
منبع. لغت نامه دهخدا

دایزه=خاله
دا - دای - دایه - دایک= مادر
ایزه= پسوند کوچکساز است مانند دوشیزه، کنیز، مویز.
دایزه= مادر کوچک، که برای خواهرِ مادر که همچون مادر دوم یا مادر کوچک می ماند بکار رفته است.
دایی= مادری، در پیوند با مادر، از خانواده ی مادری؛ که برای نامیدن برادرِ مادر بکار رفته است.
در زبان کهن قوم کرمانجی
خالتی میشه خاله
لری بختیاری
دائیزه، بتی، بته:خاله
کیچی:عمه
تاته:عمو
هالو:دایی
أب🇸🇦 پدر🇮🇷
أم🇸🇦 مادر🇮🇷
أخ🇸🇦 برادر🇮🇷
أخت🇸🇦 خواهر🇮🇷
عمه🇸🇦 اَفدَریزه🇮🇷
عمو🇸🇦 اَفدَر🇮🇷
دایی🇮🇷
خاله، دایزه🇮🇷
ابن🇸🇦 فرزند پسر🇮🇷
بنت🇸🇦 فرزند دختر🇮🇷
حفید، حفیدة🇸🇦 نوه🇮🇷
چرا خاله برابر پارسی دارد؟ تا جای که من توانستم در جستوجویم پیدا کنم، این واژه ریشه راستینی در عربی ندارد. ولی در پارسی ما خال و خالو داریم که هم چم ( معنی ) است با دایی. پس اگر خال یا خالو دایی می شود، خاله نیز پارسی است. ( عمه و عمو عربی این واژه ها هستند )
خاله یه زبان سنگسری
ماکا maka
دا در زبان اوستایی به معنای مادر که در فارسی کلمه ی دایه از همین کلمه است و در گویش لری دایه به معنای مادر است. یی یای نسبت است یعنی کسی که نسبتش به مادر میرسه و ایزه نشان تانیث در زبان اوستایی بوده که
...
[مشاهده متن کامل]
به پهلوی و فارسی هم رسیده ولی معنی خودشو از دست داده پس دایزه به معنی کسی که نسبتش به مادر میرسه و جنس ماده است یعنی خاله دایزه در گویش اصفهانی هنوز بعضی جاها بکار میرود و واژه ی دایزه در زبان ترکمنی هم وارد شده.

bawd
( قوادة ) قوادة. [ ق َ دَ ] ( ع ص ) زنی را گویند که به جاها رود و زنان بجهت مردان بهم رساند، و مرد این کاره را کس کش گویند. ( برهان ) . رجوع به قَوّادة شود.
قوادة. [ ق َوْ وا دَ ] ( ع ص ) زن قواد. و در فارسی بدون تشدید واو بکار رود بمعنی زن جاکش یعنی آنکه برای مردان زن فاحشه آورد. ( از ناظم الاطباء ) . رجوع به قواد شود.
...
[مشاهده متن کامل]

دلاله ی محبت
لحاف کش

aunt =خاله، زندایی، زن عمو، عمه
کردی جنوبی: میمی، میمگ
نگوییم خاله ، بگوییم دایزه که در اسپهان ( اصفهان ) بیشتر رواگمند است.
Mother Knab - cony ( n. ) ( also mother nab - cony, Mother Nabem, nab cony ) [nab v. 1 ( 1 ) cony n. , lit. ‘Mother Snatch - Sucker’]
a madam, a bawd
Mother Cunny ( n. ) [cunny n. ]
generic for a procuress or bawd
ت ترکی به مامان میگن آنا ولی با لهجه
به بابا هم میگن آتا
در زبان آذری به خاله خالا گفته میشه
به دختر خاله خالا قزی
به پسر خاله خالا اوغلی
به زبان بلوچی میگیم منتری تیتوک.
ترکی ها به دوست دارم میگن. :� چوخدره�
و اینگیلیسی ها به دوست دارم میگن :�ای لاویو�
من ایلول فتوی هستم با تشکر🍃🌺🌹
سلام، کردی به خاله میگن میمگ چون ما بعضی موقع ها اینجوری هم قبلعاً میگفتیم اما الان کمتر میگیم.
درزبان ترکی:
ترکی استانبولی به خاله میگن
خاله=تیزه
فکر می کنم به لری پیشتر می گفتیم بُتی به خاله، اما اکنون به ندرت کسی این واژه را بکار می برد و خاله روایی دارد. همچنین به عمه می گفتیم مامَه که هنوز برخی طوایف این واژه را بکار می برند. لرهای بختیاری به عمه می گویند کِئچی.
خاله تو زبان کرد کرمانجی هم میشه خالتی
در زبان کردی به خاله میمگ گفته میشود
در زبان گیلکی و گویش رشتی خالا میگویند.

تو زبان بلوچی هم به خاله یا عمه میگن
تُرو

در زبان گیلکی و گویش رشتی خالا می گویند.
در زبان ترکی قشقایی به خاله ، دازا گفته میشود . پسر خاله : دازا اوقوله ، دختر خاله : دازا قزه ، شوهر خاله ، دازا اره گفته میشود
در زبان بختیاری به خاله میگویند بتی یا بوتی
( دده مام )
AUNT
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٣١)