خاراندن


    itch
    scratch
    to scratch

مترادف ها

scratch (فعل)
قلم زدن، خراشیدن، خارش کردن، خراش دادن، خاراندن، خراشاندن، خط زدن

scrape (فعل)
پاک کردن، زدودن، تراشیدن، خراشیدن، پنجول زدن، ستردن، خاراندن، خراشاندن، خست کردن، با ناخن و جنگال خراشیدن

پیشنهاد کاربران

قشو کردن. [ ق َ ش َ / شُو ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خاراندن پشت ستور با قشو. رجوع به قشو شود.
خاراندن: به معنی چنگ زدن بدن انسان و حیوان است که در اثر حساسیت پوستی ایجاد می شود. البته گاهی اوقات هم جنبه علاقه و عاطفی پیدا می کند بخصوص اگر از جانب شخص دیگری باشد.
picarse