خاتم ؛ حرف ( ت ) در قانون قلب ها در این کلمه به دلیل نقطه ی مشترک و نزدیکی محل صدور آوای این حرف به حرف ( د ) قابل تبدیل می باشد.
بر همین مبنا خاتم و خادم به معنی کاملترین حالت خدمت رسانی و خدمت کردن دارای یک معنا و مفهوم در دو موقعیت کاربردی می باشد.
... [مشاهده متن کامل]
عمل و هنر خاتم دوزی نیز این تعریف را تأیید می کند.
در عمل و هنر خاتم دوزی وقتی پارچه ها توسط گل اندازی ها و نقش اندازی ها و نصب مهره و منجوق و نگین به نهایت و اعتلا و خاتمه ی زیبایی می رسد خاتم دوزی گفته می شود.
اصطلاح محمد خاتم الانبیا نیز این مفهوم با تکمیل الهام فرامین الهی به بشر در کتاب قرآن قابل مشاهده است.
خاتم. [ ت َ / ت ِ ] ( ع اِ ) بکسر تاء و بفتح آن انگشتری. ( غیاث اللغات ) . و این مؤلف نویسد که مختار فصحای عجم بفتح است و یکی از ثقات در تألیف خود نوشته که خاتم بفتح تاءفوقانی مهر و انگشتری و جز آن که بدان مهر کنند. چه ، فاعل [ بکسر ] و بفتح عین بمعنی ما یُفعل به مستعمل شود مثل العالم ما یعلم به الصانع. پس خاتم بمعنی ما یُختم به باشد و آن انگشتریست. ج ، خواتیم. ( غیاث اللغات ) . و بفتح و کسر تاء انگشتر که در دست کنند و فصحای عجم بفتح استعمال نمایند نه بکسر :
... [مشاهده متن کامل]
تا خاتم اقبال در انگشت تو کردند
بر خصم تو شد گیتی چون حلقه خاتم.
امیرمعزی.
چه بنای این قافیت بردَم و دِرَم و مانند آن است :
فریدون را سر آمد پادشاهی
سلیمان را برفت از دست خاتم.
سعدی.
که با عالم و محکم قافیه شده است. ( از آنندراج ) . مهر و انگشتری نگین کنده که با آنها کاغذ و غیره را مهر کنند و در این صورت بیشتر با فتح استعمال شود. ( فرهنگ نظام ) . خاتِم مانند صاحب مهر و انگشتری و بدین معنی پنج لغت دیگر آمده که از آنجمله خاتَم مانند هاجَر است. ( منتهی الارب ) . بَظرَم. ( منتهی الارب ) . و تختم بالخاتم یعنی انگشتری در دست کرد. ( منتهی الارب ) . واز آلات و لوازم پادشاهان است بفتح تاء و کسر آن و آن را برای زینت در انگشت کنند و بدین جهت خاتم نامیده شده که مکاتیب پادشاهان بدان اختتام می یافته است. ( از صبح الاعشی ج 2 ص 125 ) . و رجوع به مهر سلطنتی شود :
بدهر چون صد و هفتاد سال عمر براند
گذشت و رفت و از او ماند خاتم و افسر.
منبع. لغت نامه دهخدا
نگین و مُهر
پایان دهنده و کامل کننده
خاتم نبیین به معنی حلقه پیامبران است ، چرا که خداوند میفرماید هیچ گاه زمین خالی از حجت و فرستادگان من نبوده
خاتم به معنی مهربان و کامل کننده است
سلیم
خاتم: پایان دهنده پیامبران یا پیام دهنده ی پیغمبران خداوندی
پایان
انگشتر
یک هنر قدیمی سنتی
خاتم: [ اصطلاح طب سنتی ] یعنی تمام کننده زخمها و آن دوائی را نامند که بسبب قوت مجففه خود بر سطح ظاهر جراحت تفرقی و رطوبطی نگذارد و خشک کند آنرا و خشک ریشه بندد و نگهدارد آنرا از آفات تا اینکه گوشت و پوست صالح بروید
خاتم : نگین و انگشتری، کنایه از نشانه ی قدرت
دور بتو خاتم دوران نوشت
باد، بخاک تو سلیمان نوشت
یعنی : روزگار نگین حکمروایی جهان را بنام تو نوشت و برای تو که سلیمان زمان هستی باد را مطیع و افتاده ی تو قرار داد.
شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص۲۲۴.
شهرستان خاتم یکی از شهرستان های استان یزد است و مرکز این شهرستان شهر هرات می باشد. جمعیت شهرستان خاتم در سال ۱۳۸۹، برابر با ۳۴٬۷۸۰ نفر بوده است
نگین
انگشتری
گوهرترین گوهران وکاملترین زیبایی
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٥)