خ

/xe/

    kheh (the 9th letter of the persian alphabet)

پیشنهاد کاربران

یکی از تفاوت های کردی و لری نگفتن خ در زبان لری است که در بیشتر جا ها ه جایگزین می شود در گویش لکی وار داریم که همان خوار کردی وحار لری است در هورامان وارو گویند در گویش هورامی خ در خوردن برداشته می شود به خانه یانه گفته می شود در گویش های کهن باستانی شب خشب بوده
...
[مشاهده متن کامل]

بلوچ ها خ را ه تلفظ می کنند یعنی نمی توانند خ را به خوبی تلفظ کنند به خون هون گویندو. . .

منبع. عکس فرهنگ واژه های اوستا
لینک کتاب فرهنگ واژه های اوستا
قرار می می دهم چون واژه درش دوستان می تواند بررسی کنید و ببینید
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
...
[مشاهده متن کامل]

• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹

خخخخخ
منابع• https://archive.org/details/1_20221023_20221023_1515
کلماتی که با خ شروع می شوند بر مدار خویشتن آدمی می گردد
مانند: خواب، خوراک، خیال، خود، خدا، خویش
واج �خ� از دیدگاه آواشناسی، همخوانی است سایشی، ملازی و بی واک. اندام های تولیدکنندهٔ آن انتهایی ترین بخش عقب زبان و بخش پایانی نرم کام هستند. برای تولید این واج، عقب زبان که روبه روی زبان کوچک قرار دارد بالا می رود و بدین ترتیب، گذرگاه تنگی برای گذر هوا پدید می آیدو جریان هوا با فشار از این گذرگاه می گذرد و سایش ایجاد می کند.
...
[مشاهده متن کامل]

واج �خ� فارسی بازماندهٔ آواهای q و gh زبان های هندواروپایی و g آریایی باستان است.
منابع ها. دانشنامهٔ جهان اسلام، ح - خ. ( ۱۴ ) . زیر نظر غلامعلی حداد عادل، تهران: ۱۳۸۹. ص۵۶۵.
همان، ص۵۶۶.

خون گر: خنجر
واژه ی خنجر برگردان و معرب کلمه ی پارسی خون گر است
نیکخواه
ایران
خ به انگلیسی چگونه می شود
Oi and بی معنی بود فایده نداشت
معادل انگلیسی :kh
برای یادسپاری بهتر اگر حرف a در کلمه ی kahroba ( کهربا ) را ننویسیم می شود خر ربا.
یه حرف در الفبای پارسی
در عربی نویسی، الفبای یکم: خ
در لاتین نویسی، الفبای دوم: Xx
گل همشه بهار - اسم دخترانه
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٢)