اگاهی، فوریت، بی واسطگی، بی درنگی، بی فاصلگی، حضور ذهن، قرب جواز، مستقیم و بی واسطه بودن
مترادف ها
پیشنهاد کاربران
عبارات دیگر برای "من الان حضور ذهن ندارم":
I don't remember right now.
It slipped my mind.
My mind's gone blank.
I lost my train of thought.
It's on the tip of my tongue.
مثال:
من در حال حاضر حضور ذهن ندارم. ( نمی توانم از حافظه بخوانم )
ترجمه:
I don't remember right now.
I can't remember right now.
حضور ذهن = remembrance
من در حال حاضر حضور ذهن ندارم. ( نمی توانم از حافظه بخوانم )
ترجمه:
حضور ذهن = remembrance
"حضور ذهن" در زبان مکتوب و محاوره فارسی عمدتاً به معنی توانایی به خاطر آوردن چیزها از حافظه مغز است و عبارت "presence of mind" به این منظور کاربردی ندارد و صحیح نیست.
مترادف انگلیسی برای "حضور ذهن" با معنی بالا:
... [مشاهده متن کامل]
powers of recall
recall
reminisce
remind
ability to remember
powers of retention
powers of retrospection
retention
retentiveness
مترادف انگلیسی برای "حضور ذهن" با معنی بالا:
... [مشاهده متن کامل]
، �هشیاب� ( Hosh - y�b ) بهترین معادل است. این واژه کوتاهی و رسایی لازم را دارد و به خوبی مفهوم "سرعت و آمادگی هوش" را در لحظه می رساند.
سید مهدی معافی
سید مهدی معافی
در زبان اردو برای "حضور ذهن" از کلمه "حاضردماغی" می گویند که زمانی ار فارسی به اردو راه یافته گرچه امروز در فارسی رائج نیست.
"یادآور بودن"
یادآور بودن به جای [حضور ذهن داشتن]
یادآور بودن به جای [حضور ذهن داشتن]
بود - آگاهی. . . بود - هشیاری. . . بداهه نگاه