حاجب

/hAjeb/

    porter
    chamberlain
    doorkeeper
    curtain
    eyebrow

فارسی به انگلیسی

حاجب ماورا
opa que

مترادف ها

chamberlain (اسم)
پیشکار، ناظر، حاجب، رئیس خلوت

porter (اسم)
ابجو، باربر، حامل، حمال، حاجب، دربان، آبجو پورتر، ناقل امراض

curtain (اسم)
مانع، پرده، دیوار، حاجب، حجاب، جدار

eyebrow (اسم)
خط ابرو، اب رو، حاجب، گچبری هلالی بالای پنجره

doorkeeper (اسم)
حاجب، دربان، دربازکن

پیشنهاد کاربران

حاجب. [ ج ِ ] ( ع اِ ) اَبرو. برو. استخوان ابرو مع گوشت و موی. موی ابرو. و هما حاجبان. ج ، حواجب. قوس حاجب ؛ خم ابرو، کمان ابرو. ( منتهی الارب ) . || و قوس حاجب بن زرارة که بدان مثل زنند. رجوع به حاجب بن زراره شود. || بازدارنده. حاجز. مانع. پوشنده چیزی. || پرده دار. آنکه مردمان را باز دارد از درآمدن. چوبدار. خرم باش. دربان. حداد. سادن. بواب. قاپوچی. آذن . ج ، حَجَبه. حُجّاب :
...
[مشاهده متن کامل]

مر حاجب شاه و شاه را نیکو خواه.
منبع. لغت نامه دهخدا

"امیر محمّد، رضی الله عنه، چون روزی دو بر آمد، دلش به جای ها شد ؛ کوتوال را گفته بود که از حاجب باید پرسید تا سبب چه بود که کسی نزدیک من نمی آید؟
کوتوال کس فرستاد و پرسید"
تاریخ بیهقی، باقی مانده ی مجلّد پنجم
در حقوق به معنی دربان است؛شخصی که لب درب دادگاهمی ایستد و ورود و خروج افراد را کنترل می کند تا افراد هنگام دادرسی، مزاحم قاضی نشوند و نظم دادگاه را بر هم نریزند.
مانع
مانند ماده ۸۶۴ قانون مدنی که اشاره دارد به عدم وجود حاجبی برای ارث بردن زن و شوهر از یکدیگر
حاجب یعنی نگهبان دربار که اجازه شرفیابی به حضور پادشاه را به بقیه می داد
�حاجب� در لغت به معناى مانع است و در اصطلاح فقهی به کسی میگویند که مانع ارث بردن کسی یا گروهی شود مثل طبقه اوّل ارث نسبت به طبقه دوم ( حجب حرمانی ) و یا مانع از سهم کامل ارث بردن شود مثل فرزند نسبت به مادر که از ثلث به سدس تنزّل مىیدهد ( حجب نقصانی ) .
چاوش
پرده دار