جوار

/javAr/

    neighbourhood
    vicinity
    vicnity
    proximity

پیشنهاد کاربران

جوار:" نزدیک.
نزدیک :نز دیک، دیک=دوربه پنداشت نه از دیک ویا نه ازدور. نزد که گزینک آن است که گُزینِک آن نزد شده است.
جوار: همتای پارسی این واژه ی عربی، به ترتیب کمی سیلاب، اینهاست:
زنتا zontā ( سغدی: ذنتا )
تنیشت taniŝt ( کردی )
اَپی ( سنسکریت )
همسایگی، نزدیکی ( دری )
�جَوار� جمع �جاریه� توصیفی است برای �سفن� به معنای �کشتی ها. در آیه32 سوره شوری:
وَمِنْ آیَاتِهِ الْجَوَارِ فِی الْبَحْرِ کَالْأَعْلَامِ
‏و از جمله نشانه های ( شناخت خدا و قدرت ) او کشتیهائی است همچون کوهها که بر صفحه دریاها به حرکت درمی آیند . ‏
رَخ، ور، روی، کران، سو، سوی، سویه، راستا، رهسو، پهلو، کنار
همسایگی