جعلی

/ja~li/

    assumed
    counterfeit
    fake
    fraudulent
    made-up
    phoney
    phony
    queer
    spurious
    forged
    fictitious
    trumped-up

فارسی به انگلیسی

جعلی بودن
spuriousness

مترادف ها

feigned (صفت)
مصنوعی، جعلی، تقلبی

bogus (صفت)
قلابی، جعلی، ساختگی

spurious (صفت)
قلابی، حرامزاده، نا درست، قلب، جعلی، بدل، بدلی، الکی

fictitious (صفت)
خیالی، جعلی، ساختگی، موهوم

counterfeit (صفت)
جعلی، بدلی

apocryphal (صفت)
جعلی، ساختگی، دارای اعتبار مشکوک

colorable (صفت)
جعلی، رنگ پذیر

imitative (صفت)
جعلی، بدلی، تقلیدی

colourable (صفت)
جعلی، رنگ پذیر

trumped-up (صفت)
بی مورد، نا درست، جعلی، ناروا، خلاف واقع

پیشنهاد کاربران

�جعلی� = �برساختین� ( صفت )
�جعلی� نمی تواند �برساخته� برابر نهاده شود، زیرا جعلی صفت است و برابری که فرهنگستان گویا گذاشته یعنی �برساختین� که پسوند �ـین� که صفت ساز است را در خود دارد، درخور می نماید.
...
[مشاهده متن کامل]

و �مجعول� = �برساخته� ( مفعول نام )
�الکی� و �ساختگی� هم خوب نیستند به هیچ وجه!
�الکی� که کوچه بازاری هست و به درد نمی خوره. �ساختگی� هم یعنی artifcial یا مصنوعی! برابرنهی اون برای جعلی بسیار نادرسته. جعلی یعنی به مانندِ یک چیزی ساخته شده و تقلبی و از روی اصلی روبرداشته.

برساخته
🇮🇷 واژه ی برنهاده: برساختین 🇮🇷
الکی
ساختگی