جذامی

/jozAmi/

    leprous
    leper

مترادف ها

lazar (اسم)
گدا، جذامی

leper (اسم)
جذامی، خوره دار

lazarus (اسم)
جذامی، ایلعاذر، ادم مریض و فقیر

پیشنهاد کاربران

جذامی. [ ج ُ ] ( ص نسبی ) آنکه بیماری جذام دارد. آن کس که مبتلا به مرض جذام باشد. || منسوب بجذام که نام قبیله ای است. ( از الانساب سمعانی ) .
جذامی. [ ج ُ] ( اِخ ) روح بن زنباع. رجوع به جذام روح بن. . . شود.
...
[مشاهده متن کامل]

جذامی. [ ج ُ ] ( اِخ ) محیی الدین عبداﷲبن عبدالظاهرمصری ، مکنی به ابوالفضل. شاعر و نویسنده خوش ذوقی بود که در انشاء پیرو طریقه فاضلیه و شیخ اهل ترسل بود. وی پدر قاضی فتح الدین محمد مؤلف دواوین انشاء است و سبک تازه و باحلاوتی داشته و در قاهره بسال 692م. وفات یافته است. او راست : الالطاف الخفیه من السیرةالشریفة السلطانیة الاشرفیة. ( از معجم المطبوعات ) .
منبع. لغت نامه دهخدا

خوره دار