تیزاب

/tizAb/

    nitric acid
    nitric acid
    aqua fortis

فارسی به انگلیسی

تیزاب سلطانی
aqua regia

تیزاب صابون پزی
iye

تیزاب کاری کردن
etch

مترادف ها

aquafortis (اسم)
تیزاب، اسید نیتریک، جوهر شوره

پیشنهاد کاربران

تیزاب برابر فارسی واژه اسید و تلخاب برابر واژه باز است.
این واژگان نوپرداخته نیستند و ریشه در ادبیات و هنر قدیم ایرانی دارند. تیزاب در گذشته به اسید استیک گفته میشده. و تیزاب سلطانی نام اسید بسیار نیرومندی بوده از که از آمیختن استیک اسید و جوهرنمک ( کلریدریک اسید ) ساخته میشده. این اسید حتی توان خوردن طلا هم داشته.
...
[مشاهده متن کامل]

در داستان هاست که وقتی قیام مقنع ( یک ایرانی که فرقه ای دینی راه انداخت و علیه اعراب شورید ) شکست خورد، مقنع برای اینکه به دست سربازان خلافت نیفتد، و اینکه نام خود را زنده بگذارد، بدن خود را در بشکه ای تیزاب سلطانی حل کرد. تیزاب سلطانی بدن اورا خورد و نابود کرد و پیروانش تا مدت ها میگفتند که او از دیده ناپدیده و روزی باز خواهد گشت!

برابر پارسی اسید.
اسید ازتیک
تیزاو::کلمه ایی در زبان لری بختیاری به معنی جایی از رودخانه که جریان تندی دارد
و برای رد شدن از رود مناسب نیست
منطقه گدار تیزاو در مسیر رود کارون
از باغهای زیبای تیزاب و قلعه ی قدیمی که توانسته دژی مستحکم در برابر حمله ی ترکمن ها و دزدان قافله ای در قدیم باشد را دیدن نماعید مردمی ساده و مهمان نواز و زحمت کش
اسید